ru
Feedback
اینفلوئنسر تصادفی

اینفلوئنسر تصادفی

Открыть в Telegram

شراب مرگ خورم بر سلامتی وطن.

Больше
Иран149 883Категория не указана
205
Подписчики
-224 часа
-147 дней
-3430 дней
Архив постов
تو اولین امیر بودی، که بین یک حصیر بودی-

Видеосообщение00:42

بخدا قسم که تا لحظه شنیدن بانگ الا یا اهل العالم انا المهدی، برای تو محزون و عزاداریم

Story

دیگه فقط امیدم به سردی خاکه وگرنه بعدش نمیدونم این بی قراری چطور آروم میشه

ای منی آواره قویان...
ای منی آواره قویان...

🔉 نماهنگ نامه ای از آقا سلام عزیزای دل من دل منم تنگه براتون برای اون حماسه هاتون توی خیابونای این شهر منم میام هر شب باهاتون 🎙 #مهدی_رسولی ✳️ #جدید #️⃣ #رهبر_شهید #️⃣ #احساسی #️⃣ #استودیویی 🗒 متن کامل شعر 🆔 @Kashoob_Media 🤖 @Kashoob_Bot

+پدر سوخته چه بازیگریم هست، شیطون.
+پدر سوخته چه بازیگریم هست، شیطون.

خبر نیومد به آسمون ما قمر نیومد به غیر خون به این جگر نیومد

قربون اون خنده هات برم قربون اون گریه هات برم آخه ما چجوری باهات وداع کنیم؟

📌#خداحافظ 🎶#قطعه_صوتی 🎙#تنظیم_دیجیتال (نسخه باکیفیت) 🎤|🔹#کربلایی_حسین_طاهری 🖊شاعر : حمید رمی 🎧|تنظیم: استودیو مداح تی‌وی 💻|تدوین: گروه رسانه‌ای #فدک 🔹#مکتب_الزهرا (س) 🔹#فدائیان_حضرت_زهرا (س) 🔹@hoseintaheri_telegram💠

ای کاش که بیدار شوم باز تو باشی بی آنکه نخی مو ز سرت کم شده باشد

کاش نمی‌رفتی آقا فردای اون روز کذایی قرار بود شمارو ببینم...

کاش بودی باز میومدم پیشت کاش بودی این کارت آخری دست من نمی‌موند و مثل اون‌یکی کارت توی بیت پانچ می‌شد کاش می‌مردم برات.
+1
کاش بودی باز میومدم پیشت کاش بودی این کارت آخری دست من نمی‌موند و مثل اون‌یکی کارت توی بیت پانچ می‌شد کاش می‌مردم برات.

📢 انتشار نخستین‌بار 🏴 قطعه موسیقی ویژه «باید برخاست» منتشر شد ▪️ رسانه KHAMENEI.IR، قطعه‌ی موسیقی «باید برخاست» را به عنوان موسیقی ویژه‌ی آئین بدرقه آقای شهید ایران حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای رضوان‌الله‌علیه منتشر می‌کند. 🎙این قطعه بر اساس نوحه‌ی «#باید_برخاست» نواخته شده و نوای آن در ایام وداع و تشییع پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی طنین‌انداز خواهد شد. 📥 دریافت و شنیدن این موسیقی از وبسایت 🖥 Farsi.Khamenei.ir

از روی عادت باز کف دستم نوشتم آقا جونمو برات می‌ذارم..

خونی که در رگ ما بود هدیه به رهبر ما نبود..

من چطوری برات «الهم انا لا نعلم منه الا خیرا» بخونم آقا جون؟

اینک این منم؛ در پس سخت‌ترین شب عمر. این منم پس از دیدن عزیزترین مرد زندگانی‌ام خفته در تابوتی چوبین. این منم پس از دیدن تابو
اینک این منم؛ در پس سخت‌ترین شب عمر. این منم پس از دیدن عزیزترین مرد زندگانی‌ام خفته در تابوتی چوبین. این منم پس از دیدن تابوت تو، که سنگین بود و سخت می‌رفت و ده‌ها مرد تنومند سیاه‌پوش را توان حمل آن نبود. این اغراق نیست. حاضران در واپسین دیدار تو همه به‌چشم دیدند که تابوت تو هیچ نمی‌رفت و ما ساعت‌ها به انتظار بودیم. گویی که کوهی رو به شانه می‌کشیدند. حالا از این پس عمرم، در چشمی که تابوت تو را دید خیری نخواهد بود. و در دستی که تابوت تو را لمس کرد و قلمی که از نبودن تو نوشت. این منم، در سهمگین‌ترین شب عمرم؛ چون پسربچه‌ای برخاسته از تابوت پدری رشید. ترسیده و لرزان و غمین. به‌گمانم دیگر هیچ‌چیز در جهان غمگینم نخواهد کرد. که من از پای تابوت غمی بزرگ برخاسته‌ام. «مهدی مولایی»

بدونِ آغوشم، آقای منی بگو درِ گوشم، آقای منی؟
بدونِ آغوشم، آقای منی بگو درِ گوشم، آقای منی؟