قهوه تلخ
Открыть в Telegram
210
Подписчики
Нет данных24 часа
+27 дней
+530 дней
Архив постов
210
واقعا جا دادن احساسات و عواطف توی شعر خیلی کار سختیه، برای منی که احساساتمو توی بیان هم نمیتونم بگنجونم، شاعر ها واقعا قهرمان به حساب میان!
210
من همینم، گمشده ، ترسیده ، نامطمئن ، غمگین ، من همینم عاشق چایی ، دلتنگ دریا ، خسته از امروز مشتاقِ فردا. چیکار میتونم بکنم که من نویسنده ی موردعلاقم داستایفسکی نیست و جین آستین رو بیشتر دوست دارم و حتی اتل لیلیان وینیچ رو بیشتر و بیشتر ، چیکار کنم که شعر دوست دارم اما نه شعر نو ، چیکار کنم که موسیقی رو توی هر سبکی می پرستم؟ چیکار کنم که کارگردان موردعلاقم کیارستمیه اما بیشتر منظورم خود کیارستمیه تا فیلم هاش ،چیکار کنم که چشم هام منو لو میدن؟ اگه اشتباه میکنم مگه انسان نیستم؟ اگه حوصله ندارم ، اگر خیلی خجالتیم ، اگر نمیتونم برونگرا باشم ، اگر نمیتونم حرف بزنم، مگه من عادی نیستم؟
210
من میتوانم تا ابد پیاده قدم بزنم ، قدم زدن شکل عجیبی از پاک کردن ذهنم می ماند برای من ، میتوانم هر خاطره ای را که می خواهم حذف کنم . میتوانم به گذشته برگشته و شخصی را از زندگی بیرون کنم. فقط تا آنجا که قدم میزنم زنده ام و بعد همان آدم قبلی.
210
من خیلی تحت تاثیر تاریخ و رویداد هاشم، هرچیزی که مربوط به امروز و فردا نباشه من رو جذب میکنه.
210
بچه ها نمیدونم شما میتونید درکم کنید یا نه، اما از وقتی پاییز اومده.. قفل شدم انگار، دلم به هیچ کاری نمیره بشینم فقط آهنگ گوش کنم و چایی بخورم. در همین حد!
210
Beware of sadness
It can hit you
It can hurt you
Make you sore and what is more
That is not what you are here for
210
گفتم، یکم سبک ترسناک و رازآلود رو بیشتر امتحان کنم. واکنش فیلم ترسناک:
«یه بیتلز بزاریم دل بیننده حال بیاد»
