ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

Coconut diaries

Coconut diaries

Открыть в Telegram

جایی برای گفتن حرفایی که شنونده خاصی ندارن! دامپزشک پاره وقت، اورثینکر تمام وقت! https://t.me/HarfChatBot?start=9ad896d132fa

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
267
Подписчики
+524 часа
+37 дней
+1630 дней
Архив постов
بین “دیگه کوله پشتی نمیخوام، کوله‌پشتیم هنوز نو هست” و “این کوله‌پشتیه همون رنگیه که دنبالش می‌گردم” گیر کردم.

نظر نامحبوبم اینه که مردا اصلا میکاپ آرتیست‌های خوبی نمیشن.

تت بگ چرا انقدر ناجوانمردانه گرون شده؟ به خودت بیا تو یه کیسه‌ پارچه‌ای هستی نه کیف چرم!

02-Sharabe Chashman.mp39.11 MB

Repost from Dr.mental
ما کانال‌دارها هم گناه داریم. میایم از درونی‌ترین احساسات و دارک‌ترینش حرف می‌زنیم بعدش می‌بینیم ده نفر لفت دادند.

با گربه‌ای که بین خمیازه خیلی سوسکی می‌خواست گاز بگیره!
+1
با گربه‌ای که بین خمیازه خیلی سوسکی می‌خواست گاز بگیره!

دوست دارم بنویسم ولی حوصله‌ای برام نمونده.

نمی‌خوام احساساتمو اینجا بالا بیارم.

تو هم درس شدی عزیزم. حتی تو هم تهش درس شدی برام!

فعلا عزیزان هرچی محتوای روانشناسی درمورد مووآنه و دکتر مکری و اون یکی که اسمشو یادم نمیاد بفرستید دایرکت بنده که روزهای سختی پیش رومونه. فعلا فقط مووآن مووآن مووآن.

نمیخوام بدونم امروز چندمه یا ساعت چنده. دفعه قبلی که یادم بود تا مدت‌ها توی اون تاریخ لرز به تنم می‌افتاد. عجیب آرومم. بغضی‌ام ولی دنیا تموم نشده برام. مینویسم که یادم بمونه چی گذشت به من، به ما. نمیخوام چیزی رو romanticize کنم. نمیخوام دراما بسازم. به هرحال داشتم روزای تخمی‌ای رو میگذروندم که با اتفاقی که افتاد قراره تخمی‌تر باشه. من سگ‌ جون‌تر از این حرفام، قبلا ثابتش کردم!

به هرحال هرچیزی یک روز تموم میشه و من با تک تک آدم‌های زندگیم روزی وداع میگم. اما همیشه سربلندم که تلاش کردم. تا دقیقه آخر. تا لحظه آخر. تا نفس آخر. من شرمنده خودم نیستم.

استاد پاتولوژیمون فکر می‌کنه که هنوز درساشو یادمونه و هرهفته عکس کیس می‌ذاره برامون که مشکلشو تشخیص بدیم:))))) درحالی که من با توصل به خدا و معصومین درس رو پاس کرده بودم.

شیکمم تپل شده، برای اینکه نبینمش اعصابم خورد شه زیر پتو قایمش میکنم✅

دو هفته‌است دارم با چهار پنج دست لباس سر میکنم، کل جایگشت‌هاشونو هم امتحان کردم، لباس جدید به من بدهید.

روزایی که برق نمیره آدم بهتری هستم.

جغرافیا روم تاثیر گذاشته، عاشق برنج شدم!

یافته امروزم: مهم نیست کجای جهان، زندگی در شهرهای کوچیک همراه محدودیته. یه جامعه کوچیک سعی میکنه همه رو شبیه هم کنه و کمتر کسی توان روحی اینو داره که خلاف جهت رودخونه شنا کنه و در نهایت همرنگ بقیه میشه؛ درحالی که توی شهر بزرگتر آدم‌ها انقدر تنوع زیادی دارن که دیدن آدم‌های متنوع برای همه طبیعی می‌شه.

چیکار میشه کرد؟ بیا درموردش چایی بخوریم!

از این نقطه منتفرم. نقطه‌ای که باید “صبر” کنی تا تکلیف معلوم شه. دور از خونه، دور از تمام نقطه‌های امنم، در حالی که نمیدونم ماه بعد کجام! همه‌چیز معلقه ولی من عاشق سکونم!