ru
Feedback
روزنوشت‌های یک بازگشته از مادیماک!

روزنوشت‌های یک بازگشته از مادیماک!

Открыть в Telegram

Больше
Страна не указанаКатегория не указана
221
Подписчики
Нет данных24 часа
-17 дней
+830 дней
Архив постов
موسی، دانشجوی حقوق، به دنبال داوود، مردی که به جرم ربودن چهار زن زندانی شده است، می‌گردد. او به زودی متوجه می‌شود که همه قربانیان داوود هیچ تمایلی به طرح شکایت ندارند. برعکس، آنها احساس می‌کنند حقیقت جدیدی در درون خود دارند. مواجهه موسی با مجرم ادعایی، به سفری به دنیای درونی شخص دیگری تبدیل می‌شود. آیا سوالاتی که او می‌پرسد، سوالات درستی هستند؟ آیا قانون، شکلی اصیل از عدالت است؟ معنای اعمال مجازات توسط انسان‌ها بر دیگران چیست؟ آیا موسی توسط یک مرد برتر، روشن‌بین شده است یا به دنیای توهم کشیده شده است؟ الیزابت کر در نقد خود در هالیوود ریپورتر، فیلم Crane Lantern را در چارچوب سینمای خود هیلال بایداروف بررسی می‌کند[این فیلم هشتمین اثر بلند بایداروف بود] و آن را اثری می‌داند که جایگاه این فیلمساز آذربایجانی را به‌عنوان یکی از سینماگران معاصر با گرایش شدید به سینمای شاعرانه، اگزیستانسیال و غیرخطی تثبیت می‌کند. نکته مرکزی نقد این است که بایداروف آگاهانه برخلاف قواعد روایت خطی حرکت می‌کند و به جای آنکه تماشاگر را از طریق پیرنگ کلاسیک هدایت کند، او را در وضعیت‌هایی مبهم، تامل‌برانگیز و گاه رویاگونه قرار می‌دهد. در کل زمان تماشای فیلم، فیلم درخشان بلاتار تانگوی شیطان و بسیار بیشتر از آن فیلم خائوخای لیساندرو آلونسوی آرژانتینی به خاطرم می‌آمد و شباهت های فرمی و بصری مخصوصا با دومی عجیب به دلم نشست. هر دو فیلم به جای آنکه فضا را صرفا پس‌زمینه داستان قرار دهند، فضا را به یکی از شخصیت‌های اصلی فیلم تبدیل می‌کنند هرچند داستان و محتوای فیلم ها کاملا در یک فضای متنافر روایت می‌شود. الیزابت کر فیلم را در امتداد سنت سینمای هنری اروپایی و به‌ویژه سینمای بلا تار می‌بیند. نکته جالب این است که ارزیابی او صرفا تقلیدی از تار نیست؛ بلکه معتقد است بایداروف هنوز به ظرافت و کمال استاد مجارستانی نرسیده، اما آشکارا در مسیر نوعی سینمای کند، شاعرانه و متافیزیکی حرکت می‌کند. در نتیجه، نقد کر همزمان حاوی تحسین زیبایی‌شناسی فیلم و نوعی فاصله‌گذاری انتقادی نسبت به افراط‌های فرمی آن است. ✓زیرنویس فیلم در سایت های دانلود زیرنویس بارگذاری گردید. ✓✓فایل فیلم را از کانال آرشیو دریافت نمایید. #۱۰۰۱_فیلم_برای‌_دیدن #سینمای‌‌_آذربایجان #چراغی‌_برای‌_درنا #Crane_Lantern_2021 #Durna_çiragi_2021 #Hilal_Baydarov #معرفی‌_فیلم #ترجمه #سینما #دانلود_فیلم @ErebusNyx

Crane Lantern 2021 Original title: Durna çiragi Hilal Baydarov @ErebusNyx
Crane Lantern 2021 Original title: Durna çiragi Hilal Baydarov @ErebusNyx

برای دانلود فیلم از لینک زیر استفاده فرمایید: https://t.me/+7lt6ZB3Zt74zNGI0 @ErebusNyx

فیلم کلوب بازندگان Kaybedenler Kulübü محصول ۲۰۱۱ ترکیه، فیلمی در مرز میان درام، کمدی و عاشقانه است که تولگا اورنک آن را بر اساس ماجرای واقعی برنامه رادیویی معروفی به همین نام ساخت. فیلم در ۲۵ مارس ۲۰۱۱ در ترکیه اکران شد، حدود ۱۰۵ دقیقه زمان دارد و فیلمنامه آن را اورنک همراه با مهمت آدا اوزتکین نوشته است. نقش‌های اصلی را Nejat İşler، Yiğit Özşener و Ahu Türkpençe ایفا می‌کنند. منبع اصلی فیلم، برنامه رادیویی کلوب بازندگان است که در دهه ۱۹۹۰ از رادیوی خصوصی Kent FM پخش می‌شد و توسط Kaan Çaydamlı و Mete Avunduk اجرا می‌شد. برنامه به‌تدریج به پدیده‌ای فرهنگی تبدیل شد؛ بخش مهمی از جذابیت آن در گفت‌وگوهای بی‌پیرایه، انتخاب موسیقی و فاصله گرفتن از زبان متعارف رادیویی آن دوره بود. فیلم زندگی Kaan و Mete را دنبال می‌کند؛ دو شخصیت متفاوت که برنامه رادیویی‌شان ناگهان با استقبال گسترده روبه‌رو می‌شود. در کنار رابطه این دو و تأثیر شهرت بر زندگی خصوصی‌شان، آشنایی Kaan با Zeynep بخش مهمی از ساختار روایی اثر را شکل می‌دهد. با این حال، فیلم بیش از آنکه یک داستان عاشقانه متعارف باشد، درباره آدم‌هایی است که حاضر نیستند خود را کاملا با معیارهای معمول موفقیت اجتماعی تطبیق دهند. اهمیت فیلم تا حد زیادی به لحن و کارگردانی تولگا اورنک بازمی‌گردد. اورنک پیش از ورود جدی به سینمای داستانی، سابقه قابل‌توجهی در مستندسازی داشت و آثاری مانند «Hititler» و «Gelibolu» را ساخته بود. او پس از تحصیل مهندسی در دانشگاه فنی استانبول و گذراندن تحصیلات تکمیلی در رشته فیلم و ویدئو در آمریکا، مسیر حرفه‌ای خود را با مستند آغاز کرد. این سابقه مستندسازی در «Kaybedenler Kulübü» نیز قابل تشخیص است: فیلم می‌کوشد فضای اجتماعی و فرهنگی استانبول دهه ۱۹۹۰ را صرفا به‌عنوان پس‌زمینه داستان بازسازی نکند، بلکه حال‌وهوای یک دوره، فرهنگ موسیقی، کافه‌ها، رادیو و نوع خاصی از زیست شهری را منتقل کند. موسیقی نیز یکی از ارکان اصلی فیلم است؛ قطعاتی از پلی‌لیست واقعی برنامه در کنار موسیقی‌های ساخته‌شده برای فیلم قرار گرفته‌اند. از نظر اجرایی، فیلم بر گفت‌وگو، بازی بازیگران و ریتم زندگی روزمره بیش از پیرنگ پرحادثه تکیه دارد. به همین دلیل، جذابیت آن برای تماشاگر جدی سینما بیشتر در مشاهده شخصیت‌ها، روابط و فضای فرهنگی اثر است تا در انتظار یک داستان کلاسیک با فراز و فرودهای پررنگ. انتخاب نجات ایشلر و ییغیت اوزشنر برای نقش‌های اصلی نیز به فیلم امکان می‌دهد رابطه میان دو شخصیت محوری را بر پایه نوعی صمیمیت، شوخی و بی‌پروایی بنا کند. نکته جالب اینکه برای فیلم حتی کتابی با عنوان «Kaybedenler Kulübü: Filmin Öyküsü» منتشر شد که فیلمنامه کامل، یادداشت‌های دکوپاژ کارگردان، مصاحبه‌ها، مراحل تولید و اطلاعات مربوط به موسیقی متن را دربر می‌گیرد؛ بنابراین خود فرایند ساخته‌شدن فیلم نیز مستند شده است. #۱۰۰۱_فیلم_برای‌_دیدن #Kaybedenler_Kulübü_2011 #Losers_Club_2011 #کلوب_بازندگان #Tolga_Örnek #تولگا_اورنک #سینمای‌_ترکیه #معرفی‌_فیلم #دانلود_فیلم #سینما #رادیو #استانبول @ErebusNyx

Kaybedenler Kulübü (Losers' Club) – ۲۰۱۱ کارگردان: تولگا اورنک (Tolga Örnek) @ErebusNyx
+4
Kaybedenler Kulübü (Losers' Club) – ۲۰۱۱ کارگردان: تولگا اورنک (Tolga Örnek) @ErebusNyx

آلبوم امروز! گروه Cigarettes After Sex در سال ۲۰۰۸ در ال پاسو، تگزاس، ایالات متحده، توسط گرگ گونزالز (Greg Gonzalez) تشکیل شد. این گروه به خاطر سبک رویایی و احساسی خود در موسیقی شناخته می‌شود. Cigarettes After Sex به رهبری گرگ گونزالز فعالیت می‌کند که خواننده، ترانه‌سرا و تهیه‌کننده اصلی گروه است. بند Cigarettes After Sex یکی از نمونه‌های جالب موسیقی مستقل معاصر است؛ گروهی آمریکایی که در سال ۲۰۰۸ در ال‌پاسو، تگزاس به وسیله Greg Gonzalez شکل گرفت. برخلاف بسیاری از گروه‌های ایندی که با تغییر مداوم صدا و سبک شناخته می‌شوند، Cigarettes After Sex تقریبا از ابتدا به یک جهان صوتی بسیار مشخص رسیدند: آرام، مه‌آلود، عاشقانه، شهوانی، نوستالژیک و عمیقاً شبانه. نکته جالب این است که پروژه در آغاز بسیار متفاوت بود. گونزالس ابتدا تحت تأثیر موسیقی دهه ۱۹۸۰، به‌خصوص Madonna، Erasure و New Order، کار می‌کرد؛ سپس به سمت The Smiths، The Jesus and Mary Chain و Joy Division رفت و در نهایت در ۲۰۱۲ به فرمی رسید که هویت اصلی Cigarettes After Sex را ساخت. سایر اعضای گروه شامل رندال میلر (بیسیست) و جاشوا هفلر (درامر) هستند. این گروه اولین مینی‌آلبوم خود با نام I. را در سال ۲۰۱۲ منتشر کرد که شامل آهنگ محبوب “Nothing’s Gonna Hurt You Baby” بود. این اثر با استقبال گسترده‌ای در فضای مجازی مواجه شد و به سرعت توجه علاقه‌مندان به سبک دریم پاپ و موسیقی احساسی را جلب کرد. اولین آلبوم کامل گروه، با نام خودشان Cigarettes After Sex، در سال ۲۰۱۷ منتشر شد و شامل آهنگ‌هایی مانند “Apocalypse” و “Each Time You Fall in Love” بود. دومین آلبوم آن‌ها، Cry، در سال ۲۰۱۹ منتشر شد که آهنگ‌های محبوبی مانند “Heavenly” و “Falling in Love” را در بر داشت. گروه Cigarettes After Sex با ترکیب عناصری از دریم پاپ، آمبینت پاپ، و موسیقی آرام‌بخش، فضایی احساسی و عمیق خلق می‌کند. صدای لطیف گرگ گونزالز، ترانه‌های عاشقانه و ملودی‌های مینیمال و رویایی، تجربه‌ای منحصر به فرد برای شنونده ایجاد می‌کنند. موسیقی آن‌ها اغلب به موضوعاتی از عشق، دلتنگی، و لحظات صمیمی و عاطفی می‌پردازد. این گروه به دلیل صدای خاص و احساسی خود، طرفداران زیادی در سراسر جهان پیدا کرده است. موسیقی آن‌ها اغلب در فیلم‌ها، سریال‌ها، و فهرست‌های موسیقی آرامش‌بخش استفاده می‌شود و تأثیر زیادی بر شنوندگان خود گذاشته است. Cigarettes After Sex به عنوان یکی از گروه‌های پیشرو در سبک دریم پاپ مدرن شناخته می‌شود. #Cigarettes_After_Sex #۱۰۰۱_آهنگ_برای‌_شنیدن #موسیقی #موسیقی‌_آمریکا #ایندی #Greg_Gonzalez #دریم_پاپ @ErebusNyx

یک شخصیت معمولی در پیِ یافتن یک فرد، مکان، شی یا پاسخ وارد جهانی می‌شود که قواعدش ظاهرا منطقی است اما دائما از دسترس او می‌گریزد؛ نهادها پاسخ روشن نمی‌دهند؛ مکان‌ها ناپدید یا جابه‌جا می‌شوند؛ و روایت به‌جای پیشرفت کلاسیک، به شکل سرگردانی، تکرار، حلقه، اپیزودهای بی‌نتیجه و منطق کابوس‌وار پیش می‌رود... فیلم Joseph Kilian / Postava k podpírání (1963) ساخته پاول یوراجک و یان اشمیت، فیلمی ۳۸ دقیقه‌ای و از آثار پیشگام موج نوی چکسلواکی است. قهرمان برای بازگرداندن گربه‌ای که اجاره کرده، در جست‌وجوی مغازه‌ای برمی‌آید که ناگهان ناپدید شده و جست‌وجوی او به هزارتوی اداره‌ها، راهروها و آدم‌هایی تبدیل می‌شود که یا چیزی نمی‌دانند یا از پاسخ‌دادن طفره می‌روند. منابع رسمی سینمای چک آن را صراحتا «ابزورد» و «تمثیلی» معرفی می‌کنند و منتقدان نیز ساختار آن را به جهان کافکا و معماری هزارتویی بوروکراسی پیوند داده‌اند. #۱۰۰۱_فیلم_برای‌_دیدن #Joseph_Kilian_1963 #Postava_k_podpírání_1963 #یوزف_کیلیان #سینمای‌_چک #معرفی‌_فیلم #ابزورد #کافکا #Jan_Schmidt #Pavel_Juráček #سینما @ErebusNyx

فیلم Joseph Kilian / Postava k podpírání (1963) ساخته پاول یوراجک و یان اشمیت @ErebusNyx
فیلم Joseph Kilian / Postava k podpírání (1963) ساخته پاول یوراجک و یان اشمیت @ErebusNyx

قبلا ذیل این پست به معرفی کتاب عاشقان فرانتس کا و ارجاعی به دایتان مشهور کافکا و برود و نیز همین چالش مجله اکسیون پرداخته بودیم. این سه مقاله را علی الحساب داشته باشید که قرار است چند فیلم و کتاب بعد از معرفی و اشتراک فیلم Joseph Kilian (1963) Postava k podpírání ساخته Pavel Juráček به اشتراک بگذاریم که شدیدا متاثر از فضای ذهنی و داستانی کافکا هستند. البته هرروز آدم هی می‌خواهد و هی نمی‌شود و گریبانمان گیر که‌ها و چه‌ها... ✓ این متن را چندروز پیش نوشتم و آنقدر اعصابمان را کتک زدند که حوصله ادامه دادن جز به خزیدن نیافتیم ولی به هرروی اول این آهنگ و فیلم را شریک شویم بعد برویم سراغ Cigarettes After Sex و یک آلبوم شنیدنی از این بند و بعد هم اشتراک چند فیلم مشهور و همینطور ادامه دهیم تا این نفلگان زندگی‌مان را به گند بکشند... Gülmeyi unutan, yaşlı gözlere Mutluluktan haber ver dilektaşı به چشمان غمگین پیر شده ای که خنده را فراموش کرده‌اند، از شادی و خوشبختی خبر بده ای سنگ صبور اگر فیلم کلوب بازندگان Kaybedenler kulübü یا Losers' Club محصول ۲۰۱۱ ساخته تولگا اورنک را دیده باشید این ترانه برایتان قطعا آشنا خواهد بود. ترانه سنگ صبور Dilek taşı که همان مفهوم مشترک در ادبیات و خاطره جمعی در خاورمیانه را به موسیقی فولکلور و در فیلم به موتیف غائب می‌برد که در هجمه پرسرعت شهر و آشوب مدرنیته جای خالی اش به شدت حس می‌شود و تک تک ما پناه می‌بریم به آن اثیری ناموجود تا چنگ زنیم و دوام آوریم. امیدوارم چشمانتان غمگین نباشد، خنده را فراموش نکنید و خبر شادی و خوشبختی‌تان پرتکرار باشد باشد که از این سیاهی و تاریکی احمقانه خلاص شویم... تمامی کاورهای موجود از آهنگ در ادامه ارسال می‌گردد(اجرای اصلی در فیلم برای Ferdi Özbeğen می باشد!) @ErebusNyx

ایا کافکا را باید سوزاند؟ تحریریه هفته نامه ای کمونیستی به نام اکسیون، مدت کوتاهی پس از جنگ جهانی (دوم) بحثی را با موضوعی غافل گیر کننده آغاز کرد. این تحریریه اقدام به طرح این پرسش کرد: آیا کافکا را باید سوزاند؟ این پرسش از آن رو نابه جا می نمود که پیش از آن هیچ پرسش دیگری که بتواند منجر به چنین سؤالی شود، مطرح نشده بود (مثلا آیا کتاب ها را باید سوزاند؟ یا کدام کتاب ها را باید سوزاند؟) به هر حال انتخاب نویسندگان مجله انتخاب زیرکانه ای بود. نویسنده محاکمه، همان طور که خود آنان نیز اذعان داشتند «یکی از بزرگترین توابع عصر ماست.» با این وجود، تعداد زیاد پاسخ ها نشان از ثمربخش بودن تهور تحریریه داشت. به علاوه، این پرسش پیش از آن که مطرح شود، پاسخی داشت که تحریریه در انتشار آن کوتاهی کردند ـ پاسخ خود کافکا. کافکا زیر شکنجه «میل به سوزاندن کتابهایش» زندگی کرد و در گذشت. به نظر من کافکا تا لحظه آخر بلاتکلیف بود. برای شروع باید گفت که او کتاب هایش را نوشته و باید فاصله زمانی را بین روزی که کسی چیزی مینویسد و روزی که تصمیم به سوزاندن نوشته اش میگیرد، در نظر بگیریم. پس تصمیم او گنگ و چند پهلو باقی می ماند: او وظیفه ی سوزاندن کتاب ها را بر دوش دوستی میگذارد که پیشاپیش میداند دست به چنین کاری نخواهد زد. اما کافکا قبل از مرگ تصمیم اش را بیان کرد و گفت آنچه از او باقی مانده باید به آتش انداخته شود. در هر حال ایده سوزاندن کافکا - حتی اگر چیزی بیش از اقدامی تحریک آمیز نباشد . برای کمونیست ها از منطقی مشخص پیروی میکند. آن شعله های خیالی به درک آثار کافکا کمک می کنند. بعضی کتابها محکوم به شعله های آتش اند آنان را در آتش می افکنند تا از بین بروند، هر چند این کتاب ها پیش از سوختن در آتش نابود شده اند. @ErebusNyx

آیا باید کافکا را سوزاند؟ ژرژ باتای @ErebusNyx

مقاله حاضر که به اندیشه و نوشتار «فرانتس کافکا» می پردازد و از دو قسمت متهم کننده و مساح تشکیل میشود. ترجمه کامل فصل سوم از کتاب عریانی ها (2009) اثر «جورجو آگامبن» فیلسوف معاصر ایتالیایی است. این کتابچه توسط مترجم به صورت رایگان در اینترنت منتشر شده است و از اینرو حق نشر و تکثیرش کاملا آزاد است. منبع ترجمه این متن بدین قرار است: Giorgio Agamben, Nudities, trans. David Kishik and Stefan Pedatella (Stanford, California: Stanford University Press, 2011), Pp. 20-36. @ErebusNyx

«اگر از من بپرسید، میگویم کلمات عدالت و نزاکت از لغتنامه حذف شده اند». این عبارات را خانم اوا هوفه هشتاد و دو ساله، در27 ژوئیه 2016 هنگامی که در انتظار رأی دادگاه عالی اسرائیل بود، بیان کرد. دادگاهی که می بایست سرنوشت نوشته های منتشرنشده کافکا را که در مالکیت اش بود، برای همیشه روشن کند. این اسناد را ماکس برود، دوست کافکا، در ســال1939هنگامی که در هراس از نازیها از پراگ می گریخت، در چمدانی با خود به فلسطین بُرد. او در اسرائیل به کمک منشی اش، استر هوفه، رفته رفته به چاپ آثار کافکا دست زد و از او نویسندهای با اعتبار جهانی ساخت. برود پیش از مرگش در سال1968آنچه را که با خود از پراگ به فلسطین برده بود، به پاس خدمات منشی اش به او بخشید. با مرگ استر هوفه، این اسناد به دخترانش رسید. بخشی از این نوشته ها و اسناد، ازجمله کتابم حاکمه کافکا دو میلیون دلار به فروش رفت و بقیه دهها سال در آپارتمانی در تل آویو پنهان ماند و یا در گاوصندوق بانکی در اسرائیل و سوییس به امانت سپرده شد. با مرگ یکی از دختران استر هوفه، دختر دیگرش اِوا هوفه خود را تنها وارث مادرش و «ارثیه» ماکس برود، دانست... @ErebusNyx

آخرین محاکمه کافکا @ErebusNyx

Franz Kafka (3 July 1883 – 3 June 1924) @ErebusNyx
Franz Kafka (3 July 1883 – 3 June 1924) @ErebusNyx