ru
Feedback
𝒾𝓃 𝓂𝒴 𝓂𝒾𝓃𝒹🪷

𝒾𝓃 𝓂𝒴 𝓂𝒾𝓃𝒹🪷

Открыть в Telegram

🪞در جستجوی تعادل؛ بین ریشه ها و دنیای حال ناشناس👇 https://t.me/HarfChatBot?start=dbcbd538dc4b

Больше
Иран145 764Категория не указана
269
Подписчики
Нет данных24 часа
-57 дней
-2130 день
Архив постов
به عنوان کسی که همیشه از سکوت نکردن در برابر ریخته شدن خون بی‌گناه حرف زده، وظیفه خودم دونستم موضعم رو درباره اعدام‌های این چند روز اعلام کنم؛ چون اگر سکوت کنم، خودم اولین نفری‌ام که از حرف‌های خودم عقب کشیدم. فقط ازتون یه خواهش دارم. چند دقیقه سعی کنید ذهنتون رو از فضای احساسی و عصبانیتی که طبیعیه فاصله بدید و این متن رو با منطق بخونید، حتی اگر در نهایت باهاش مخالف باشید. حدود ده روز پیش، همون موقع که خبرها درباره این اعدام‌ها منتشر شد، با اینکه فرداش امتحان داشتم، احساس مسئولیت کردم که خودم موضوع رو بررسی کنم. خبرها رو از منابع مختلف خوندم؛ از اینترنشنال، بی‌بی‌سی، سی‌ان‌ان، اینستاگرام، صداوسیما، روزنامه‌های داخلی و خارجی و خبرنگارهای اجتماعی. من همیشه یه اعتقاد داشتم؛ رسانه کاملاً بی‌طرف و کاملاً راستگو وجود نداره. برای همین سعی می‌کنم فقط به یک رسانه اکتفا نکنم و با کنار هم گذاشتن روایت‌های مختلف، به تحلیلی برسم که به نظرم به واقعیت نزدیک‌تره. در مورد افرادی که این روزها اعدام شدن، رسانه‌ها حتی درباره سن بعضی از اون‌ها هم روایت‌های متفاوتی داشتن. مثلاً درباره عرفان، بعضی رسانه‌های خارجی ۱۷ سال و بعضی ۱۹ سال رو اعلام کرده بودن، و رسانه‌های داخلی همگی ۱۹ سال نوشته بودن. طبق روایت رسانه های داخلی، این افراد در ماجرای کشته شدن دو مأمور نقش داشتن و گفته شده که اون‌ها رو به تابلو بستن با چاقو به شدت مجروح کردن، به زمین کشیدن و آتش زدن. اولین واکنش من این بود که شاید این روایت دروغ باشه. بعد فیلم اعترافات شخص خودشون رو دیدم و با خودم گفتم شاید اعترافات تحت فشار گرفته شده باشه. اما بعد فیلم‌های دوربین مداربسته رو هم دیدم که مطابق اعترافات بود. فرض کنید یکی عزیزترین فرد زندگیش رو از دست داده و تصمیم بگیره خودش وسط خیابون قاتل رو به بدترین شکل ممکن مجازات کنه. من چنین جامعه‌ای رو دوست ندارم. نه به خاطر اینکه قاتل بی‌گناهه؛ بلکه چون معتقدم اگر مجازات و خشونت از دادگاه و قانون خارج بشه و وسط خیابون اجرا بشه، جامعه کم‌کم به سمت خشونت بیشتر میره و از فرهنگ و تمدنی که همیشه بهش افتخار می‌کنیم فاصله می‌گیره. اگر کسی واقعاً یک انسان رو زنده‌زنده آتش زده باشه یا با خشونت شدید به قتل رسونده باشه، من از زندگی کردن کنار چنین فردی احساس امنیت نمی‌کنم حتی اگر مقتول هم ظالم باشه… همون‌طور که از زندگی کردن کنار مأموری که به سمت مردم خودش اسلحه گرفته احساس امنیت نمی‌کنم. از نظر من هر دو برای جامعه خطرناکن. چیزی که برای من مهم‌تر از هر چیزیه، امنیت جامعه است. اگر واقعاً فردی مرتکب خشونت شدید و قتل شده، طبیعی است که من از حضور آزادانه او در جامعه احساس امنیت نکنم. همان‌طور که از حضور کسی که در لباس پلیس بدون رعایت قانون علیه مردم خشونت به کار می‌برد احساس امنیت نمی‌کنم. برای من معیار، رفتار خشونت‌آمیز هست، نه اینکه مرتکب چه جایگاهی داشته باشد اگر روزی فعالان مدنی اعدام بشن، قطعاً سکوت نمی‌کنم. اگر روزی بی‌گناهی هر کدوم از این افراد با شواهد معتبر برای من ثابت بشه، باز هم سکوت نمی‌کنم و از اون دفاع خواهم کرد. اما تا امروز، با اطلاعاتی که خودم دیدم، هنوز چنین اطمینانی پیدا نکردم.برای همین نمی‌تونم صرفاً به خاطر موج رسانه‌ای، عزادار کسی بشم. برای قضاوت، نیاز به اطمینان دارم. چون ترجیح می‌دم برای خونی حرف بزنم که مطمئنم بی‌گناهه، نه خونی که هنوز درباره گناهکار یا بی‌گناه بودنش برای من ابهام وجود داره. در نهایت هم یک نکته. من به هیچ رسانه‌ای اعتماد مطلق ندارم؛ نه رسانه داخلی و نه رسانه خارجی و خصوصا به اینترنشنال که که روزی گفت به ترامپ بگین حمله کنه و چند روز بعد تیتر زد همدستی سپاه و ترامپ هرگز اعتماد نمیکنم چرا که توهینی به شعور و عقلانیت خودمه !اما باز هم اخبارش رو با تعصب نمیبینم چون همین رسانه هم بین هزارتا خبر دروغش ممکنه یکیش راست باشه. و الان هم نمیتونم ادعا هاش رو در مورد اعدامی هایی که فیلم دوربین مداربسته و اعتراف خودشون مبنی بر جرائمشون هست و اینترنشنال هم هیچ مدرکی بر بیگناهیشون ارائه نمیده قبول کنم خصوصا که رسانه سابقه دروغگویی و بیشعور فرض کردن مخاطبش رو به دفعات متعدد داره . برای همین سعی می‌کنم به جای اینکه طرفدار یک رسانه باشم، طرفدار حقیقت باشم. اگر کسی مدرکی داره که برداشت من رو تغییر میده، با ذهن باز می‌خونم و اگر قانع بشم، موضعم رو هم تغییر میدم .

اگر کسی مدرکی داره که برداشت من رو تغییر میده، با ذهن باز می‌خونم و اگر قانع بشم، موضعم رو هم تغییر میدم .

به عنوان کسی که همیشه از سکوت نکردن در برابر ریخته شدن خون بی‌گناه حرف زده، وظیفه خودم دونستم موضعم رو درباره اعدام‌های این چند روز اعلام کنم؛ چون اگر سکوت کنم، خودم اولین نفری‌ام که از حرف‌های خودم عقب کشیدم. فقط ازتون یه خواهش دارم. چند دقیقه سعی کنید ذهنتون رو از فضای احساسی و عصبانیتی که طبیعیه فاصله بدید و این متن رو با منطق بخونید، حتی اگر در نهایت باهاش مخالف باشید. حدود ده روز پیش، همون موقع که خبرها درباره این اعدام‌ها منتشر شد، با اینکه فرداش امتحان داشتم، احساس مسئولیت کردم که خودم موضوع رو بررسی کنم. خبرها رو از منابع مختلف خوندم؛ از اینترنشنال، بی‌بی‌سی، سی‌ان‌ان، اینستاگرام، صداوسیما، روزنامه‌های داخلی و خارجی و خبرنگارهای اجتماعی. من همیشه یه اعتقاد داشتم؛ رسانه کاملاً بی‌طرف و کاملاً راستگو وجود نداره. برای همین سعی می‌کنم فقط به یک رسانه اکتفا نکنم و با کنار هم گذاشتن روایت‌های مختلف، به تحلیلی برسم که به نظرم به واقعیت نزدیک‌تره. در مورد افرادی که این روزها اعدام شدن، رسانه‌ها حتی درباره سن بعضی از اون‌ها هم روایت‌های متفاوتی داشتن. مثلاً درباره عرفان، بعضی رسانه‌های خارجی ۱۷ سال و بعضی ۱۹ سال رو اعلام کرده بودن، و رسانه‌های داخلی همگی ۱۹ سال نوشته بودن. طبق روایت رسانه های داخلی، این افراد در ماجرای کشته شدن دو مأمور نقش داشتن و گفته شده که اون‌ها رو به تابلو بستن با چاقو به شدت مجروح کردن، به زمین کشیدن و آتش زدن. اولین واکنش من این بود که شاید این روایت دروغ باشه. بعد فیلم اعترافات شخص خودشون رو دیدم و با خودم گفتم شاید اعترافات تحت فشار گرفته شده باشه. اما بعد فیلم‌های دوربین مداربسته رو هم دیدم که مطابق اعترافات بود. از طرف دیگه، چون یکی از آشنایان خودم در دی‌ماه بازداشت شده بود و از نزدیک در جریان روند پرونده حقوقیش بودم، دیدم با وجود درگیری با مأمور، مجازاتی که براش تعیین شد همون چیزی بود که قانون پیش‌بینی کرده بود. همین تجربه باعث شد شخصاً نتونم به راحتی نتیجه بگیرم که همه پرونده‌ها الزاماً ساختگی یا پرونده‌سازی هستن. البته این به معنی این نیست که بگم هر چیزی که در پرونده‌ها وجود داره حتماً درست و بدون اشکاله؛ فقط می‌گم با اطلاعاتی که خودم دیدم، نسبت داده جرم انجام نشده رو ندیدم… فرض کنید یکی عزیزترین فرد زندگیش رو از دست داده و تصمیم بگیره خودش وسط خیابون قاتل رو به بدترین شکل ممکن مجازات کنه. من چنین جامعه‌ای رو دوست ندارم. نه به خاطر اینکه قاتل بی‌گناهه؛ بلکه چون معتقدم اگر مجازات و خشونت از دادگاه و قانون خارج بشه و وسط خیابون اجرا بشه، جامعه کم‌کم به سمت خشونت بیشتر میره و از فرهنگ و تمدنی که همیشه بهش افتخار می‌کنیم فاصله می‌گیره. اگر کسی واقعاً یک انسان رو زنده‌زنده آتش زده باشه یا با خشونت شدید به قتل رسونده باشه، من از زندگی کردن کنار چنین فردی احساس امنیت نمی‌کنم حتی اگر مقتول هم ظالم باشه… همون‌طور که از زندگی کردن کنار مأموری که به سمت مردم خودش اسلحه گرفته احساس امنیت نمی‌کنم. از نظر من هر دو برای جامعه خطرناکن. چیزی که برای من مهم‌تر از هر چیزیه، امنیت جامعه است. اگر واقعاً فردی مرتکب خشونت شدید و قتل شده، طبیعی است که من از حضور آزادانه او در جامعه احساس امنیت نکنم. همان‌طور که از حضور کسی که در لباس پلیس بدون رعایت قانون علیه مردم خشونت به کار می‌برد احساس امنیت نمی‌کنم. برای من معیار، رفتار خشونت‌آمیز هست، نه اینکه مرتکب چه جایگاهی داشته باشد اگر روزی فعالان مدنی اعدام بشن، قطعاً سکوت نمی‌کنم. اگر روزی بی‌گناهی هر کدوم از این افراد با شواهد معتبر برای من ثابت بشه، باز هم سکوت نمی‌کنم و از اون دفاع خواهم کرد. اما تا امروز، با اطلاعاتی که خودم دیدم، هنوز چنین اطمینانی پیدا نکردم.برای همین نمی‌تونم صرفاً به خاطر موج رسانه‌ای، عزادار کسی بشم. برای قضاوت، نیاز به اطمینان دارم. چون ترجیح می‌دم برای خونی حرف بزنم که مطمئنم بی‌گناهه، نه خونی که هنوز درباره گناهکار یا بی‌گناه بودنش برای من ابهام وجود داره. در نهایت هم یک نکته. من به هیچ رسانه‌ای اعتماد مطلق ندارم؛ نه رسانه داخلی و نه رسانه خارجی و خصوصا به اینترنشنال که که روزی گفت به ترامپ بگین حمله کنه و چند روز بعد تیتر زد همدستی سپاه و ترامپ هرگز اعتماد نمیکنم چرا که توهینی به شعور و عقلانیت خودمه !اما باز هم اخبارش رو با تعصب نمیبینم چون همین رسانه هم بین هزارتا خبر دروغش ممکنه یکیش راست باشه. و الان هم نمیتونم ادعا هاش رو در مورد اعدامی هایی که فیلم دوربین مداربسته و اعتراف خودشون مبنی بر جرائمشون هست و اینترنشنال هم هیچ مدرکی بر بیگناهیشون ارائه نمیده قبول کنم خصوصا که رسانه سابقه دروغگویی و بیشعور فرض کردن مخاطبش رو به دفعات متعدد داره . برای همین سعی می‌کنم به جای اینکه طرفدار یک رسانه باشم، طرفدار حقیقت باشم.

من به هیچ رسانه‌ای اعتماد مطلق ندارم؛ نه رسانه داخلی و نه رسانه خارجی و خصوصا به اینترنشنال که که روزی گفت به ترامپ بگین حمله کنه و چند روز بعد تیتر زد همدستی سپاه و ترامپ هرگز اعتماد نمیکنم چرا که توهینی به شعور و عقلانیت خودمه !اما باز هم اخبارش رو با تعصب نمیبینم چون همین رسانه هم بین هزارتا خبر دروغش ممکنه یکیش راست باشه. و الان هم نمیتونم ادعا هاش رو در مورد اعدامی هایی که فیلم دوربین مداربسته و اعتراف خودشون مبنی بر جرائمشون هست و اینترنشنال هم هیچ مدرکی بر بیگناهیشون ارائه نمیده قبول کنم خصوصا که رسانه سابقه دروغگویی و بیشعور فرض کردن مخاطبش رو به دفعات متعدد داره . برای همین سعی می‌کنم به جای اینکه طرفدار یک رسانه باشم، طرفدار حقیقت باشم. اگر فردی بی‌گناه اعدام شده باشد یا روند دادرسی او عادلانه نبوده باشد، سکوت کردن را درست نمی‌دانم. اما در مقابل، اگر درباره یک پرونده هنوز برای من ابهام وجود دارد و به بی‌گناهی فرد نرسیده‌ام، صرفاً به خاطر فضای رسانه‌ای حاضر نیستم درباره او قضاوت کنم. اگر کسی سند یا مدرکی دارد که برداشت من را تغییر می‌دهد، با ذهن باز می‌خوانم و اگر قانع شوم، موضعم را هم تغییر می‌دهم

به عنوان کسی که همیشه از سکوت نکردن در برابر ریخته شدن خون بی‌گناه حرف زده، وظیفه خودم دونستم موضعم رو درباره اعدام‌های این چند روز اعلام کنم؛ چون اگر سکوت کنم، خودم اولین نفری‌ام که از حرف‌های خودم عقب کشیدم. فقط ازتون یه خواهش دارم. چند دقیقه سعی کنید ذهنتون رو از فضای احساسی و عصبانیتی که طبیعیه فاصله بدید و این متن رو با منطق بخونید، حتی اگر در نهایت باهاش مخالف باشید. حدود ده روز پیش، همون موقع که خبرها درباره این اعدام‌ها منتشر شد، با اینکه فرداش امتحان داشتم، احساس مسئولیت کردم که خودم موضوع رو بررسی کنم. خبرها رو از منابع مختلف خوندم؛ از اینترنشنال، بی‌بی‌سی، سی‌ان‌ان، اینستاگرام، صداوسیما، روزنامه‌های داخلی و خارجی و خبرنگارهای اجتماعی. من همیشه یه اعتقاد داشتم؛ رسانه کاملاً بی‌طرف و کاملاً راستگو وجود نداره. برای همین سعی می‌کنم فقط به یک رسانه اکتفا نکنم و با کنار هم گذاشتن روایت‌های مختلف، به تحلیلی برسم که به نظرم به واقعیت نزدیک‌تره. از نگاه جامعه‌شناسی، فعالان سیاسی رو میشه به دو دسته تقسیم کرد؛ فعالان مدنی و افرادی که برای رسیدن به هدف سیاسی، از خشونت و اقدامات کیفری مثل قتل، ضرب و جرح، آتش‌زدن یا موارد مشابه استفاده می‌کنن. من شخصاً نمی تونم این دو رو مشابه هم ببینم و برای من تفاوت هایی دارن چرا که اقدامتشون تفاوت هایی داره… در مورد افرادی که این روزها اعدام شدن، رسانه‌ها حتی درباره سن بعضی از اون‌ها هم روایت‌های متفاوتی داشتن. مثلاً درباره عرفان، بعضی رسانه‌های خارجی ۱۷ سال و بعضی ۱۹ سال رو اعلام کرده بودن، و رسانه‌های داخلی همگی ۱۹ سال نوشته بودن. طبق روایت رسانه های داخلی، این افراد در ماجرای کشته شدن دو مأمور نقش داشتن و گفته شده که اون‌ها رو به تابلو بستن با چاقو به شدت مجروح کردن، به زمین کشیدن و آتش زدن. اولین واکنش من این بود که شاید این روایت دروغ باشه. بعد فیلم اعترافات شخص خودشون رو دیدم و با خودم گفتم شاید اعترافات تحت فشار گرفته شده باشه. اما بعد فیلم‌های دوربین مداربسته رو هم دیدم. از طرف دیگه، چون یکی از آشنایان خودم در دی‌ماه بازداشت شده بود و از نزدیک در جریان روند پرونده حقوقیش بودم، دیدم با وجود درگیری با مأمور، مجازاتی که براش تعیین شد همون چیزی بود که قانون پیش‌بینی کرده بود. همین تجربه باعث شد شخصاً نتونم به راحتی نتیجه بگیرم که همه پرونده‌ها الزاماً ساختگی یا پرونده‌سازی هستن. البته این به معنی این نیست که بگم هر چیزی که در پرونده‌ها وجود داره حتماً درست و بدون اشکاله؛ فقط می‌گم با اطلاعاتی که خودم دیدم، نسبت داده جرم انجام نشده رو ندیدم… فرض کنید یکی عزیزترین فرد زندگیش رو از دست داده و تصمیم بگیره خودش وسط خیابون قاتل رو به بدترین شکل ممکن مجازات کنه. به نظرتون کار درسته؟ چه پیامد های برای جامعه داره؟ من چنین جامعه‌ای رو دوست ندارم. نه به خاطر اینکه قاتل بی‌گناهه؛ بلکه چون معتقدم اگر مجازات و خشونت از دادگاه و قانون خارج بشه و وسط خیابون اجرا بشه، جامعه کم‌کم به سمت خشونت بیشتر میره و از فرهنگ و تمدنی که همیشه بهش افتخار می‌کنیم فاصله می‌گیره. اگر کسی واقعاً یک انسان رو زنده‌زنده آتش زده باشه یا با خشونت شدید به قتل رسونده باشه، من از زندگی کردن کنار چنین فردی احساس امنیت نمی‌کنم حتی اگر مقتول هم ظالم باشه… همون‌طور که از زندگی کردن کنار مأموری که به سمت مردم خودش اسلحه گرفته احساس امنیت نمی‌کنم. از نظر من هر دو برای جامعه خطرناکن. من بین خشونت یک نیروی مسلح و یک فرد مسلح در لباس مردم عادی، از نظر اخلاقی تفاوت زیادی نمی‌بینم. هر دو می‌تونن جان انسان‌های بی‌گناه رو بگیرن و جامعه رو ناامن‌تر کنن. چیزی که برای من مهم‌تر از هر چیزیه، امنیت جامعه است. اگر واقعاً فردی مرتکب خشونت شدید و قتل شده، طبیعی است که من از حضور آزادانه او در جامعه احساس امنیت نکنم. همان‌طور که از حضور کسی که در لباس پلیس بدون رعایت قانون علیه مردم خشونت به کار می‌برد احساس امنیت نمی‌کنم. برای من معیار، رفتار خشونت‌آمیز است، نه اینکه مرتکب چه جایگاهی داشته باشد اگر روزی فعالان مدنی اعدام بشن، قطعاً سکوت نمی‌کنم. اگر روزی بی‌گناهی هر کدوم از این افراد با شواهد معتبر برای من ثابت بشه، باز هم سکوت نمی‌کنم و از اون دفاع خواهم کرد. اما تا امروز، با اطلاعاتی که خودم دیدم، هنوز چنین اطمینانی پیدا نکردم. برای همین نمی‌تونم صرفاً به خاطر موج رسانه‌ای، عزادار کسی بشم که هنوز درباره نقش و مسئولیتش در اون اتفاقات برای من ابهام وجود داره. نه از مرگ هیچ انسانی خوشحال می‌شم و نه از اعدام لذت می‌برم؛ اما برای قضاوت، نیاز به اطمینان دارم. چون ترجیح می‌دم برای خونی حرف بزنم که مطمئنم بی‌گناهه، نه خونی که هنوز درباره گناهکار یا بی‌گناه بودنش برای من ابهام وجود داره. در نهایت هم یک نکته.

هر🚰و🥛ری،🦁نیس😂😂

چرا وقتی کوچیک تر بودم آدمای ۲۰ ساله خیلی بزرگتر از الان من و دوستام بودن؟

باورم نمیشه شروع بعدی شروع ۲۰ سالگیمه😭

تولد سه سال اخیرم به طرز عجیبی عجیب بودن…. شروع ۱۷ سالگیم پاریس بودم شروع ۱۸ سالگیم توی یک اردو چالش برانگیز ۴۰ روزه دور از خونه و خانواده بود شروع ۱۹ سالگیمم؛ بعد امتحانم بود توی اَمرداد که تا قبلش به هر کی میگفتی یک روزی وسط تعطیلات تابستونه امتحان برگزار میشه بهت میخندید

فکر کنین ۲۵ سال تلاش کردن ثبت یونسکو نشده… اوا دیروز ثبت شده حالا دیروز کی بوده؟! تولد من 😌 خودشیفته هم خودتونین

قلعه الموت پس از ۲۵ سال تلاش ثبت جهانی یونسکو شد . مبارک همه مون باشه✨
قلعه الموت پس از ۲۵ سال تلاش ثبت جهانی یونسکو شد . مبارک همه مون باشه✨

اگر تا ۱۴۴۵/۰۵/۰۴ زنده باشم خیلی تاریخ خوبی میشه لطفا اون موقع هم سورپرایزم کنید 🙏

بماند به یادگار از آخرین لحظات ۱۸ سالگی 🎀✨
+1
بماند به یادگار از آخرین لحظات ۱۸ سالگی 🎀✨

تولد امسالم یک روز قبل ۱۴۰۴/۵/۵ بود خودش خیلی رند محسوب میشه😂

من در حال تماشای نابود شدن سن موردعلاقم: 📚 @hamclasix 📚
من در حال تماشای نابود شدن سن موردعلاقم: 📚 @hamclasix 📚

امیر علی دومین جاوید الاثر میناب مثل ماکان از امیر علی هم هیچی پیدا نشده مادرش اون موقع باردار بوده و پدرش نخواسته مادر بفهمه که حتی جنازه ای هم از بچه باقی نمونده الان که فرزندشون یعنی خواهر امیر علی به دنیا اومده اعلام کردند 🥲

Mohsen Namjoo - Kurtanidze.mp310.08 MB

در پاسخی کوبنده مجری اینترنشنال در خصوص تخریب آثار باستانی در جنگ اخیر گفت : اگر جنگ بهشون آسیب نمیزد، سیل و زلزله بلاخره میزد باز خوبه نگفته بهترش رو می سازیم

داداشم از دیدن اخراجی ها حوصله اش سر میره یعنی چی آخه