نظامی - سیاسی
The Open-Source Intelligence Network Twitter: https://x.com/mwarmonitor
نمایش بیشتر📈 تحلیل کانال تلگرام نظامی - سیاسی
کانال نظامی - سیاسی (@mwarmonitor) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 21 583 مشترک است و جایگاه 10 756 را در دسته اخبار و رسانهها و رتبه 15 561 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 21 583 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 27 اوت, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -439 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -20 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 27.19% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 21.30% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 5 872 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 4 601 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 1 است.
- علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند ترامپ, رئیسجمهور, نیرو, متحده, ایالت تمرکز دارد.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“The Open-Source Intelligence Network
Twitter:
https://x.com/mwarmonitor”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 28 اوت, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته اخبار و رسانهها تبدیل کردهاند.
- مقامهای آمریکایی میگویند ورق در تنگه هرمز برگشته و معتقدند این وضعیت میتواند نقطه عطفی در جنگ باشد؛ نقطهای که نهتنها موجب کاهش تدریجی فشار بر اقتصاد جهانی شود، بلکه زمینه را برای دستیابی به توافقی بهتر با ایران فراهم کند. - دونالد ترامپ روز پنجشنبه در گفتوگویی تلفنی با آکسیوس گفت: «این لعنتی باز است. واکنش ایران خیلی ملایم است. آنها نمیخواهند ما دوباره به آنها حمله کنیم. کل ماجرا همین است. بقیه چیزها اهمیتی ندارد.» نگاهی به گذشته هنگامی که جنگ آغاز شد، تنگه هرمز باز بود، نفت بدون وقفه به بازارهای جهانی انرژی منتقل میشد و قیمت نفت خام برنت حدود ۷۲ دلار در هر بشکه بود. پشت پرده دو مقام اسرائیلی میگویند تصمیم برای بستن تنگه هرمز توسط ژنرال علیرضا تنگسیری، فرمانده وقت نیروی دریایی سپاه پاسداران، آغاز شد. - در ۷۲ ساعت نخست جنگ، ایران اعلام کرد تنگه را میبندد و هشدار داد نفتکشهایی را که قصد عبور دارند هدف قرار خواهد داد. - اما به گفته مقامهای اسرائیلی و آمریکایی، تنگسیری در پشت پرده دستوری صادر کرد که وضعیت را بهشدت تشدید کرد: استقرار مینهای دریایی در طرح جداسازی ترافیک (TSS)، یعنی مسیر اصلی کشتیرانی بینالمللی در تنگه. - تنگسیری سه هفته بعد در جریان حمله هوایی اسرائیل در بندرعباس ایران کشته شد. عامل اصلی تشدید بحران حملات ایران به کشتیها و تهدید مینگذاری باعث توقف کامل کشتیرانی تجاری شد. - طی دو ماه بعد، قیمت نفت برنت تا ۱۲۶ دلار در هر بشکه افزایش یافت. - ترامپ در ۸ آوریل با آتشبس موافقت کرد که یکی از دلایل آن افزایش قیمت بنزین در آمریکا و فشار بر بازارهای انرژی بود؛ دقیقاً همان فشار اقتصادی که ایران میخواست ایجاد کند. - بازگشایی تنگه هرمز یکی از ارکان اصلی تفاهمنامه میان آمریکا و ایران بود که دو ماه بعد امضا شد. - اما تنگه هیچگاه بهطور کامل بازگشایی نشد و این توافق نیز خیلی زود فروپاشید. تمرکز بر تنگه هرمز پس از شکست تفاهمنامه، ارتش آمریکا تلاش کرد بهصورت یکجانبه تنگه را بازگشایی کند. این تلاش شامل چند بخش بود: - آمریکا همراه با امارات متحده عربی، یک نیروی عملیاتی نظامی تشکیل داد که کشتیها را از مسیر جنوبی تنگه عبور میداد، برای آنها پوشش هوایی فراهم میکرد و حملات پهپادی و موشکهای کروز ایران را رهگیری میکرد. - یک عملیات بمباران دو هفتهای، توان سپاه پاسداران برای حمله به کشتیهای عبوری از تنگه را بهشدت کاهش داد. - یک عملیات مینروبی با مشارکت غواصان نیروی دریایی، نیروهای SEAL، پهپادها و رباتهای زیرسطحی و سطحی و همچنین پیمانکاران خصوصی انجام شد تا مینها شناسایی و خنثی شوند. - محاصره بنادر ایران نیز دوباره برقرار شد. تصویر کلی اگرچه تعداد کشتیهایی که از تنگه عبور میکنند و حجم نفت صادرشده از این مسیر همچنان بسیار پایینتر از سطح پیش از جنگ است، اما وضعیت میدانی بهتر شده است. مقامهای آمریکایی میگویند ایران بخش زیادی از کنترل خود بر تنگه را از دست داده و ارتش آمریکا عملاً کنترل بخش عمدهای از آن را در اختیار دارد. - ایران همچنان به سمت کشتیها شلیک میکند، اما توانایی آن برای هدفگیری دقیق محدود شده است. به گفته یک مقام آمریکایی، تنها ۲ درصد از کشتیهایی که طی ماه گذشته از تنگه عبور کردهاند هدف اصابت قرار گرفتهاند. - بیش از ۲۰۰ شیء شبیه مین از مسیر اصلی تنگه پاکسازی شده است. مقامهای آمریکایی میگویند تنها ۱۱ مورد از آنها واقعاً مین بودهاند و فقط چند مورد بهدرستی در آب مستقر شده بودند. - طی هفتههای اخیر، تردد از مسیر جنوبی تنگه به ۲۰ تا ۳۰ نفتکش در هر شب افزایش یافته است که بهطور متوسط ۹ تا ۱۰ میلیون بشکه نفت حمل میکنند. این میزان تقریباً نیمی از حجم پیش از جنگ است. - دریاسالار برد کوپر، فرمانده سنتکام، پنجشنبه شب در ویدیویی گفت: «ما در تنگه هرمز به یک نقطه عطف مهم دست یافتهایم. مسیرهای دریایی بهرسمیتشناختهشده بینالمللی در تنگه از مینهای دریایی ایران پاک شدهاند. در نهایت، مسیرهای کشتیرانی بینالمللی امروز باز هستند و روند حرکت رو به جلو در حال تقویت است.» اما یک نکته مهم کارشناسان نفت و ردیابهای نفتکشها نسبت به این ادعا که حجم عبور نفت و کشتیها تا این اندازه بالاست، تردید دارند. آنها میگویند ارقام واقعی احتمالاً پایینتر است؛ در حالی که مقامهای آمریکایی معتقدند این ارقام کمتر از میزان واقعی برآورد شدهاند. همچنین گزارشهای دورهای درباره اصابت پرتابه به نفتکشها، پرسشهایی درباره امنیت کشتیرانی تجاری در تنگه ایجاد کرده است؛ حتی با وجود تضمینهای آمریکا درباره امنیت این مسیر. تصویر بزرگتر عملیات صادرات نفت از مسیر تحت حفاظت آمریکا نشانههایی از پیشرفت دارد. امارات، بحرین و کویت تاکنون به این مسیر پیوستهاند و انتظار میرود عربستان سعودی نیز به آن ملحق شود. مقامهای آمریکایی امیدوارند قطر نیز بهزودی انتقال نفتکشهای حامل گاز طبیعی مایعشده (LNG) را از مسیر تحت حفاظت آمریکا آغاز کند. - آمریکا امیدوار است تا اواسط سپتامبر مسیر اصلی تنگه را توسعه دهد تا دستکم ۵۰ کشتی در هر شب بتوانند وارد خلیج فارس یا از آن خارج شوند. - هدف نهایی، رساندن صادرات نفت به ۶۰ تا ۷۰ درصد سطح پیش از جنگ است. وضعیت فعلی دو منبع منطقهای به آکسیوس گفتهاند که ایران طی روزهای اخیر علاقه مجددی به مذاکرات نشان داده است. - فرمانده ارتش پاکستان روز یکشنبه برای احیای میانجیگری میان آمریکا و ایران به تهران سفر کرد. - پس از او، وزیر خارجه عمان در ادامه هفته به تهران رفت تا درباره تنگه هرمز گفتوگو کند. - روز پنجشنبه نیز نخستوزیر قطر، که یکی از میانجیهای اصلی میان ایران و آمریکا محسوب میشود، به درخواست ایران وارد تهران شد. با این حال، ایران دستکم در مواضع علنی خود همچنان بر همان خواستههای قبلی پافشاری میکند و خواستار اجرای تفاهمنامه از سوی آمریکا و ارائه شرایطی برای بازگشایی تنگه هرمز است. موضع آمریکا در حال حاضر، دونالد ترامپ میگوید علاقهای به مذاکره با ایران ندارد. ترامپ پنجشنبه در شبکه تروثسوشال نوشت: «من نمیخواهم دیدار کنم، آنها میخواهند. در واقع، آنها التماس میکنند که به توافق برسند.» با این حال، استیو ویتکاف، فرستاده ویژه کاخ سفید، همچنان با قطریها و سایر میانجیها در تماس است. مذاکرهکنندگان آمریکایی میخواهند ببینند آیا محاصره آمریکا، کارزار فشار اقتصادی و افزایش اهرم فشار واشنگتن در تنگه هرمز میتواند ایران را به تعدیل مواضع خود وادار کند یا خیر. مقامهای آمریکایی معتقدند تغییر شرایط در تنگه هرمز، دست دولت ترامپ را در هرگونه مذاکرات آینده با ایران قویتر کرده است. آنها تفاهمنامه ۱۷ ژوئن را که بخشی از آن بر موضوع هرمز متمرکز بود، دیگر مرتبط نمیدانند. همچنین مذاکرات میان عمان و ایران درباره ترتیبات جدید برای مدیریت تنگه هرمز را بیشتر در حد «حاشیه و سروصدا» ارزیابی میکنند. @mwarmonitor
آنها نخستینبار در سال ۲۰۲۱ با یکدیگر همراه شدند. اسموتریچ بهتازگی از نفتالی بنت جدا شده و حزب جدیدی به نام «صهیونیسم دینی» راه انداخته بود، اما نظرسنجیها نشان میدادند که حزبش پایینتر از حدنصاب انتخاباتی قرار دارد. در همان نزدیکی، حزب «عوتسما یهودیت» (قدرت یهودی) نیز بهنوعی تنها مانده بود؛ حزبی که از سال ۲۰۱۹ بهتنهایی در انتخابات شرکت میکرد و بارها زیر حدنصاب باقی مانده بود. وقتی نتانیاهو برای نخستینبار تلاش کرد این دو را به یکدیگر نزدیک کند، اسموتریچ پیشنهاد اتحاد با بنگویر را رد کرد و عملاً به نخستوزیر گفت: اگر اینقدر رأیهای او را دوست داری، خودت با او ازدواج کن. دلیل تنها ماندن «عوتسما یهودیت» هم مشخص بود: پیروان خاخام افراطی مئیر کاهانه، چهرهای که سابقه ایدئولوژیک حزب به او بازمیگشت، در فضای سیاسی اسرائیل افراد قابلقبولی محسوب نمیشدند. اما شرایط سخت، آدمهای نامتجانس را به یکدیگر نزدیک میکند و یک روز پیش از پایان مهلت ثبت فهرستهای انتخاباتی، توافق حاصل شد؛ بهگونهای که «عوتسما یهودیت» جایگاههای سوم و ششم فهرست مشترک را به دست آورد. تا زمان برگزاری انتخابات بعدی، رابطه آنها تیره شده بود. بنگویر در نظرسنجیها در حال پیشرفت بود و خواهان توافقی جدید شده بود؛ اما اسموتریچ حاضر نبود مفاد توافق قبلی را تغییر دهد. در نهایت، نتانیاهو مجبور شد هر دو نفر را به خانه خود در قیصریه ببرد تا نوعی مشاوره زوجین سیاسی برگزار کند و نتیجه آن چیزی بود که به «توافق قیصریه» معروف شد. اسموتریچ همچنان در صدر فهرست قرار گرفت، اما بنگویر جایگاه خود را به شکل قابلتوجهی بهبود داد و کرسیهای شماره ۲، ۵، ۷، ۹ و ۱۰ را به دست آورد. آنها در مجموع ۱۴ کرسی کسب کردند؛ رکوردی که بهترین نتیجه انتخاباتی هر دو حزب محسوب میشد. اما پس از چهار سال حضور در دولت، وضعیت تغییر کرده است: مردی که زمانی در صدر فهرست قرار داشت، اکنون در آستانه عبور نکردن از حدنصاب انتخاباتی قرار گرفته، در حالی که حزب بنگویر تنها حزب حاضر در دولت است که طبق نظرسنجیها در حال افزایش حمایت است. ورود یک حزب راستگرای جدید به رهبری اُفِر وینتر، که خود نیز یک صهیونیست دینی است، اکنون تهدید میکند که هم وینتر و هم اسموتریچ را به جمع آرای هدررفته و احزاب حذفشده از پارلمان بفرستد. به همین دلیل، نتانیاهو که نگران هدر رفتن آرای جناح راست است، روز گذشته ویدیویی منتشر کرد و از این زوج سیاسی خواست دوباره با یکدیگر متحد شوند. اسموتریچ نشان داد که با اتحاد مجدد مخالف نیست و در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «زمان اتحاد و مسئولیتپذیری در اردوگاه ملی فرا رسیده است.» اما این بار ورق برگشته بود و این بنگویر بود که پاسخ منفی داد. او پیشتر نیز در ماه ژوئیه احتمال ادغام دو حزب را رد کرده بود و استدلال کرده بود که دو حزب اساساً رأیدهندگان متفاوتی را جذب میکنند و «یک بهعلاوه یک همیشه مساوی دو نیست»، زیرا «گاهی یک حزب باعث تضعیف حزب دیگر میشود.» البته او نکتهای دارد. با وجود اینکه رسانههای خارجی تقریباً بهصورت خودکار این دو را در یک دسته قرار میدهند، تفاوت واقعی میان آنها وجود دارد: پایگاه رأی اسموتریچ تقریباً بهطور کامل مذهبی است، در حالی که بنگویر توانسته رأیدهندگان سنتی و حتی سکولارِ راست افراطی را نیز جذب کند. بنگویر سیاست خود را بر تحریکگری و عوامگرایی بنا کرده است؛ در حالی که اسموتریچ بیشتر بر ایجاد واقعیتهای جدید در میدان، بهویژه از طریق گسترش و تثبیت شهرکها، تمرکز دارد. بنگویر، درخواست نتانیاهو برای وحدت را متهم کرد که تلاشی عمدی برای کوچک کردن قدرت سیاسی خودش است. این احتمالاً انگیزه اصلی نتانیاهو نیست، اما سخت است تصور کنیم که نتانیاهو از اینکه چند صهیونیست دینی بیشتر و کمی «قدرت یهودی» کمتر در ائتلاف دولتی خود داشته باشد، شبها خوابش نبرد! بنگویر در پاسخ گفت: «اسموتریچ باید با وینتر متحد شود.» اما وینتر علاقهای ندارد چهار سال سابقه و بار سیاسی اسموتریچ را با خود حمل کند، و اسموتریچ نیز علاقهای ندارد توسط جانشین احتمالی خودش تکهتکه و حذف شود. اسموتریچ ترجیح میدهد در کنار شریک قدیمی و آشنای خود بماند و هرچقدر هم بنگویر فعلاً از بازگشت به این اتحاد دوری کند، احتمال قابلتوجهی وجود دارد که در نهایت دوباره به سراغ همان شریک سابق خود برگردد.@mwarmonitor
همانطور که اخیراً اعلام شد، ارتش ایالات متحده به یک دستاورد بزرگ در تنگه هرمز دست یافته است. ما با موفقیت مینهای دریایی را در مسیرهای بینالمللی کشتیرانی در تنگه، که ماهها پیش توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران کار گذاشته شده بودند، پاکسازی کردهایم. مسیرهای عبوری شناختهشده بینالمللی در تنگه، به لطف کار فوقالعاده ارتش ایالات متحده، پاک از مینهای دریایی ایران هستند. بیایید نگاهی دقیقتر به معنی این موضوع بیندازیم. این یک نقشه دریاپیمایی از تنگه هرمز و دریاهای اطراف آن است. این نقشه مکرراً توسط دریانوردان در سراسر جهان استفاده میشود و به روشنی طرح تفکیک ترافیک بینالمللی شناختهشده را مشخص میکند که روی نقشه با عنوان TSS برچسبگذاری شده است. طرح تفکیک ترافیک، یک سیستم بزرگراهی برای کشتیها در اقیانوس است. در اینجا روی نقشه، یک خط جداکننده بین مسیرهایی با جهتهای ترافیکی مخالف نشان داده شده و قرار گرفته است تا کشتیها را به طور ایمن در این آبراه باریک از هم جدا نگه دارد. اینها مسیرهای دیرینهای هستند که کشتیرانی بینالمللی تاریخی برای عبور از تنگه هرمز از آنها استفاده کرده است؛ و طی چند ماه گذشته، نیروهای ما به طور دقیق و بیسروصدا، با استفاده از ترکیبی از غواصان نیروی دریایی، نیروهای ویژه (Navy SEALs) و قدرت هوایی ایالات متحده از سوی نیروی زمینی، نیروی دریایی، نیروی هوایی و تفنگداران دریایی، آنها را از تهدیدات مینهای دریایی پاکسازی کردهاند. شرایط، ملایمترین تعبیر، چالشبرانگیز و خطرناک بود، اما ما کار را به سرانجام رساندیم. خط پایانی: امروز، مسیرهای کشتیرانی بینالمللی باز هستند و روند در حال شتاب گرفتن است. در طول چند ماه گذشته، نیروهای ایالات متحده با ارائه حفاظت هماهنگشده، به نزدیک به ۱۵۰۰ کشتی تجاری در حال عبور از تنگه کمک کردهاند. آن کشتیها حامل نزدیک به ۷۵۰ میلیون بشکه نفت خام به مقصد بازارهای جهانی انرژی بودند که حجم عظیمی است. و در حالی که نیروهای آمریکایی از خروج ۷۵۰ میلیون بشکه نفت خام از خلیج [فارس] پشتیبانی کردهاند، ایران از زمان از سرگیری محاصره دریایی در اواسط ژوئیه، صفر بشکه نفت از سواحل خود صادر کرده است. ما بسیار موثر عمل کردهایم. هیچ کشتیای بدون اجازه ما وارد بنادر ایران نشده یا از آن خارج نشده است و ما فقط به کشتیها اجازه دادهایم بر اساس دلایل بشردوستانه عبور کنند؛ که این نشاندهنده فداکاری و حرفهای بودن ملوانان، تفنگداران دریایی و به ویژه خلبانان ما در اجرای این ماموریت پیچیده است. از زمان از سرگیری محاصره، هزاران تن از پرسنل نظامی ایالات متحده با به کارگیری بیش از ۲۰ شناور جنگی و صدها فروند هواپیما، موفقیت ما را تداوم بخشیدهاند؛ با بازگرداندن ۷۵ کشتی که تلاش میکردند محاصره را بشکنند و از کار انداختن ۳ کشتی که پس از دستور، اطاعت نکردند. نیروهای سنتکام بارها و بارها نشان دادهاند که ما کاملاً روی این ماموریت تمرکز کردهایم. ما هوشیار، مهلک و مصمم باقی میمانیم. در طول سفر اخیرم به منطقه، از نزدیک دیدم که چگونه مردان و زنان شجاع ما همچنان به پاسخگویی به این فراخوان ادامه میدهند. این افتخار را داشتم که شخصاً از نیروهایمان به خاطر خدمات فوقالعادهشان قدردانی و تشکر کنم. ما از آنها خواستهایم که آماده بمانند و این دقیقاً همان کاری است که انجام میدهند. من نمیتوانم بیش از این به تلاشهای آنها افتخار کنم و میدانم که مردم آمریکا نیز همین افتخار را شریک هستند. بنابراین، خطاب به همه نیروهای نظامیمان: به کار عالی خود ادامه دهید، همچنان مراقب یکدیگر باشید و در پناه خدا باشید. بسیار متشکرم. @mwarmonitor
عباس پس از جدایی از فهرست مشترک عربی در سال ۲۰۲۱، تلاش کرده است خود را در جریان اصلی سیاست اسرائیل ادغام کند؛ ابتدا از طریق مذاکره با بنیامین نتانیاهو که با ائتلاف با او موافق بود، اما بتسلئیل اسموتریچ مانع آن شد. سپس عباس به عضویت در دولت کوتاهعمر نفتالی بنت و یائیر لاپید رضایت داد. او در سال ۲۰۲۱ برای یک سیاستمدار عرب اقدامی بیسابقه انجام داد و اعلام کرد: «اسرائیل بهعنوان یک کشور یهودی متولد شده و به همین شکل نیز باقی خواهد ماند.» این اظهارنظر نتوانست مانع جدایی جناح راست بنت و فروپاشی دولت شود، اما عباس از موضع خود عقبنشینی نکرد. از زمان سقوط آن دولت، او تلاش بیشتری برای بازتعریف حزب رَعَم بهعنوان حزبی بهاندازه کافی میانهرو برای پذیرش حتی از سوی راستگرایان اسرائیل کرده است؛ از جمله اینکه سال گذشته از سازمان مادر خود که با اخوانالمسلمین مرتبط بود، جدا شد و بنا بر گزارشها حتی قصد دارد در انتخابات پیشرو یک نامزد یهودی، یعنی یوآو سگالوویچ، فرمانده ارشد سابق پلیس، را در فهرست انتخاباتی خود قرار دهد. مشکل اینجاست که این اقدامات بیشتر شبیه «رژ لب زدن به خوک» است؛ و یهودیان هم گوشت خوک دوست ندارند. ایدئولوژی عباس اساساً میراث فکری استادش، عبدالله نمر درویش، است که نوعی ایدئولوژی اسلامگرایانه اما عملگرا و غیرتقابلی را تبلیغ میکرد. او معتقد بود اسرائیل از نظر تاریخی دارایی غیرقابل واگذاری مسلمانان است؛ بنابراین، آرمانهای صهیونیستی برای خودمختاری و تعیین سرنوشت یهودیان در این سرزمین، از اساس نامشروع و غیراخلاقی هستند. اما از آنجا که واقعیت موجودِ اسرائیل هیچ نشانهای از تغییر نشان نمیدهد، مشارکت در این موجودیت نامشروع برای بهبود وضعیت شهروندان عرب آن قابل قبول است. این از دهه ۱۹۹۰ اساس رویکرد حزب رَعَم بوده است؛ رویکردی که در دورههای مختلف با درجات متفاوتی از میانهروی یا تندروی بیان شده است. اما یهودیان اسرائیل چندان علاقهای ندارند که بشنوند دولت آنها صرفاً از روی مصلحت و عملگرایی و به این دلیل که نمیتوان آن را از میان برد، پذیرفته شده است. عباس تمام تلاش خود را کرده بود تا از بیان صریح این موضع خودداری کند؛ اما دیشب لغزش زبانی کرد و درباره ماهیت یهودی اسرائیل گفت: «این یک واقعیت موجود است که بر ما تحمیل شده و چیزی نبوده که خودمان انتخاب کرده باشیم.» او همچنین افزود: «موضع ما درباره حق مردم فلسطین برای تعیین سرنوشت خود و بهرسمیت شناختن یک کشور فلسطینی در کنار دولت اسرائیل، کاملاً شناختهشده است.» همانطور که خودش گفت، این موضع شناختهشده است؛ هیچکدام از این حرفها چیز جدیدی نیست. اما این اظهارات با لحن میانهروانهای که او اخیراً در پیش گرفته بود، در تضاد است و کار گادی آیزنکوت را برای پیشبرد طرحش جهت تشکیل یک اکثریت ۵۸ کرسی، با اتکا به پنج کرسی اضافی عباس از بیرون ائتلاف، بهمراتب دشوارتر میکند. با این حال، پیام اصلی عباس همچنان همان است: «ایدئولوژی من درباره ماهیت یهودی اسرائیل را نادیده بگیرید؛ من قرار نیست آن را تغییر دهم. اولویت من حقوق مدنی است.» احساس من این است که این استدلال روی آیزنکوت اثر خواهد گذاشت؛ اما با توجه به اینکه مسائل امنیتی اکنون در مرکز توجه قرار دارند و در خارج از اسرائیل نیز درخواستها برای تشکیل کشور فلسطین رو به افزایش است، آیا این استدلال میتواند دیگران را هم قانع کند؟@mwarmonitor
ابتدا کمی تاریخ منطقه E1 مساحتی حدود ۱۲ هزار دونام، معادل تقریباً ۱۲ کیلومتر مربع دارد و در تپههای میان اورشلیم و معاله آدومیم، یکی از بزرگترین شهرکهای یهودینشین در یهودا و سامریه (کرانه باختری)، واقع شده است. این منطقه همچنین کریدوری است که شرق اورشلیم ــ که قرار است پایتخت یک کشور فلسطینی باشد ــ را به دیگر مناطق فلسطینینشین متصل میکند. این منطقه بیش از سه دهه است که صحنه یک کشمکش دیپلماتیک تکراری میان اسرائیل و جامعه بینالمللی بوده است. نخستین کسی که تلاش کرد این طرح را پیش ببرد، اسحاق رابین، نخستوزیر محبوب اروپا در اسرائیل بود. او در آوریل ۱۹۹۴، در اوج مذاکرات اسلو، اسناد الحاق E1 به معاله آدومیم را به شهردار این شهر تحویل داد. رابین نگران بود که اگر یک نوار پیوسته از ساختوساز یهودی در این منطقه ایجاد نشود، معاله آدومیم به «کوه اسکوپوس دیگری» تبدیل شود؛ یعنی همان منطقه محصور اسرائیلی که از سال ۱۹۴۸ تا ۱۹۶۷ وجود داشت، تنها از طریق یک جاده قابل دسترسی بود و به حسن نیت اردن و سازمان ملل وابستگی داشت. رهبران بعدی، چه از جناح چپ و چه راست ــ از جمله شیمون پرز، ایهود باراک، ایهود اولمرت و بنیامین نتانیاهو ــ نیز علاقه اسرائیل به E1 را بهعنوان حلقه اتصال اورشلیم به معاله آدومیم، با دلایل مرتبط با «امنیت و شهرکسازی»، تأیید کردند. حتی ایهود باراک که شرق اورشلیم را بهعنوان پایتخت فلسطین پیشنهاد کرده بود، هشدار داد که اگر اسرائیل این اتصال را ایجاد نکند، ممکن است در نهایت معاله آدومیم را بهطور کامل از دست بدهد. اولمرت نیز اورشلیم و معاله آدومیم را «یک پیوستگی شهری واحد» تصور میکرد و رووین ریولین تأکید کرده بود که اگر رابین زنده بود، «دستور صریح برای اجرای E1 صادر میکرد». اما دیپلماسی هر بار پیروز میشد. مخالفت واشنگتن در دولتهای مختلف شدت گرفت؛ ریشه آن به رویارویی اوایل دهه ۱۹۹۰ بر سر تضمین وام برای مهاجران شوروی بازمیگشت و در سال ۲۰۰۵ بهصراحت اعلام شد؛ زمانی که کاندولیزا رایس، وزیر خارجه وقت آمریکا، به سنای آمریکا گفت ساختوساز در این منطقه «با سیاست آمریکا مغایرت خواهد داشت». هر بار که طرح پیشرفت میکرد، فشارهای بینالمللی باعث توقف آن میشد. واقعیت این است که همه از این نمایش دیپلماتیک سود میبردند. رهبران اسرائیل در داخل کشور خود چهرهای سرسخت از خود نشان میدادند، در حالی که در پشت پرده به واشنگتن اطمینان میدادند که واقعاً ساختوساز را آغاز نخواهند کرد. در مقابل، آمریکا و اروپا نیز میتوانستند وانمود کنند که در حال نجات صلح در خاورمیانه هستند. رابین در چارچوب تفاهمی با دولت کلینتون، بیسروصدا اجرای طرح را متوقف کرد. اولمرت بیش از همه پیش رفت و علناً پذیرفت که اسرائیل «متعهد شده است ساختوساز را متوقف کند» و ساختوساز در آن منطقه را غیرمسئولانه دانست. حتی آریل شارون، که مواضع بسیار سختی داشت، تلاش کرد اما در نهایت موفق نشد. شارون هنگام آمادهسازی طرح خروج اسرائیل از غزه در سال ۲۰۰۵، گسترش معاله آدومیم را در اولویت قرار داد. اسرائیل برای جلب رضایت شهرکنشینان و تثبیت مرز جدید یکجانبه، عملیات زیربنایی در E1 را آغاز کرد؛ از جمله احداث جاده و یک مقر پلیس که تا امروز تقریباً تنها ساختمان موجود در کل این منطقه باقی مانده است. این مقر حتی هنوز به شبکه فاضلاب متصل نیست و هر چند هفته یک کامیون برای تخلیه مخزن فاضلاب آن مراجعه میکند. این الگو حتی در شدیدترین رویارویی نیز ادامه یافت. در اواخر سال ۲۰۱۲، چند روز پس از آنکه مجمع عمومی سازمان ملل متحد جایگاه فلسطین را به «کشور ناظر غیرعضو» ارتقا داد، مجمعی متشکل از ۹ وزیر اسرائیلی رأی دادند که برنامهریزی، تصویب و ساختوساز در E1 را در واکنش به این اقدام از سر بگیرند. نتانیاهو با قاطعیت اعلام کرد اسرائیل حتی «در برابر فشارهای بینالمللی» نیز به پیشروی ادامه خواهد داد و «هیچ تغییری در این تصمیم» ایجاد نخواهد شد. اروپا تنها چند ساعت بعد واکنش نشان داد. بریتانیا، فرانسه، سوئد، دانمارک و اسپانیا سفرای اسرائیل را احضار کردند و کشورهای دیگر نیز روز بعد به آنها پیوستند. همچنین گزارش شد که لندن و پاریس در حال بررسی فراخواندن سفرای خود هستند. نتانیاهو به وعده خود عمل کرد: هیچ تغییری در تصمیم ایجاد نشد؛ تصمیم فقط برای هشت سال منجمد شد. این موضوع تا زمانی که نتانیاهو در آستانه انتخابات سال ۲۰۲۰ آن را برای «سپردهگذاری و بررسی رسمی» تصویب کرد، بهطور جدی دوباره مطرح نشد. این طرح در دوران دولت نفتالی بنت و یائیر لاپید، موسوم به «دولت تغییر»، نیز بهآرامی پیش رفت و کمیته فرعی اعتراضات جلساتی برگزار کرد؛ اما سومین و آخرین جلسه که برای ۱۰ ژانویه ۲۰۲۲ برنامهریزی شده بود، تحت فشار آمریکا به تاریخی نامعلوم موکول شد. این وضعیت تا زمانی ادامه داشت که اسموتریچ این موضوع را در دست گرفت. او که علاقهای به «تانگو رقصیدن با جامعه بینالمللی» ندارد، ساخت ۳۴۰۰ واحد مسکونی را تصویب کرد و اخیراً نیز روند مناقصه برای ساخت آنها را آغاز کرده است. اکنون پرسش این است که آیا اتحادیه اروپا واقعاً آماده اعمال پیامدهاست؟ اد میلیبند، وزیر خارجه بریتانیا، گفته است لندن ظرف چند هفته یک بسته جامع ارائه خواهد کرد که شامل تحریمهای هدفمند علیه افرادی خواهد بود که در گسترش غیرقانونی شهرکها نقش دارند؛ هرچند تاکنون نام هیچ فردی اعلام نشده است. در همین حال، گزارشها حاکی از آن است که بروکسل در حال آمادهسازی یک بسته گستردهتر و چندبخشی است که حتی فراتر از شهرکها خواهد رفت؛ از جمله برچسبگذاری تمام محصولات اسرائیلی، کاهش همکاریهای دانشگاهی و تعلیق برخی روابط امنیتی و دیپلماتیک. با این حال، ظاهراً این اقدامات تنها در صورتی اجرایی خواهند شد که ساختوساز واقعاً آغاز شود و صرفاً آغاز روند مناقصه کافی نباشد. اسرائیل نیز متقابلاً واکنش نشان داده است. گیدئون ساعر، وزیر خارجه اسرائیل، روز سهشنبه با تأیید نتانیاهو اعلام کرد که نمایندگان هلند از مرکز هماهنگی غزه تحت رهبری آمریکا در کریات گات، فوراً اخراج خواهند شد؛ اقدامی که در واکنش به ممنوعیت ورود محصولات یهودا و سامریه و بلندیهای جولان از سوی هلند انجام شده است. اورشلیم همچنین در حال بررسی اقدام مشابه علیه بریتانیا، آلمان و ایتالیا است؛ اقدامی که یادآور ماه مارس است، زمانی که اسرائیل پس از آنکه مادرید سفیر خود را فراخواند و تحریم تسلیحاتی علیه اسرائیل وضع کرد، نمایندگان اسپانیا را اخراج کرد. در نهایت، این تنش به تقابل دو دیدگاه بازمیگردد. اتحادیه اروپا همچنان معتقد است که راهحل دوکشوری امکانپذیر است و ــ همانطور که نویسنده با لحنی انتقادی اشاره میکند ــ اروپا که زمانی استعمارگران پدرسالار منطقه بود، تصور میکند میتواند اسرائیل را از «خودش نجات دهد» و آن را در مسیر درست قرار دهد. در مقابل، اکثریت اسرائیلیها بهوضوح میبینند که تشکیل یک کشور فلسطینی در آینده نزدیک چندان محتمل نیست؛ بهویژه با توجه به حمایت آشکار از تروریسم و محبوبیت پایدار حماس در جامعه فلسطینی. حقیقت دشوار این است که ۱۲ کیلومتر مربع زمین مانع اصلی تحقق راهحل دوکشوری نیست و تحریمهای اروپایی نیز شکاف موجود میان دو طرف را پر نخواهد کرد.@mwarmonitor
