fa
Feedback
محبوبم رسول اللهﷺ

محبوبم رسول اللهﷺ

رفتن به کانال در Telegram

🌸«کانالی برای یاد و محبت قلبی به پیامبر ﷺ ؛همراه با آیات نورانی قرآن، قصاید، استوری ها، نشیدها، تعبیر خواب، دلنوشته های احساسی, داستانها و پیام‌های اخلاقی حضرت محمد ﷺ»🌸 ✅«بازنشر مطالب فقط با ذکر منبع مجاز است»✅

نمایش بیشتر
1 336
مشترکین
+424 ساعت
+137 روز
+6130 روز

در حال بارگیری داده...

کانال‌های مشابه
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+46
در 14 کانال‌ها
اوت '26
+61
در 15 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '26
+81
در 16 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '26
+65
در 16 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+1
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+2
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+71
در 21 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+111
در 22 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+179
در 24 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+1 031
در 32 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+62
در 77 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
12 سپتامبر0
11 سپتامبر+4
10 سپتامبر+9
09 سپتامبر0
08 سپتامبر+1
07 سپتامبر+3
06 سپتامبر+1
05 سپتامبر0
04 سپتامبر+2
03 سپتامبر+24
02 سپتامبر+2
01 سپتامبر0
پست‌های کانال
📖 #داستان_صحابه #عکرمه_بن_ابی_جهل #قسمت_نهم_و_پایانی: پایان عکرمه ✍🏼درگیری در یرموک به‌شدت ادامه داشت. عکرمه بن ابی‌جهل رضی‌الله‌عنه در میان جنگاوران مسلمان می‌جنگید و سرانجام بر اثر جراحات سنگین بر زمین افتاد. 📃در برخی گزارش‌ها آمده است که وقتی عکرمه و چند تن از یارانش به‌شدت زخمی شدند، آب برایشان آوردند. عکرمه هنوز زنده بود. آب را به سوی او بردند، اما او مجروح دیگری را دید که به آب نیاز داشت و گفت آب را به او بدهید. آب به نفر دوم رسید؛ او نیز نفر سوم را دید و آب را به او واگذار کرد. 💧آب میان آنان دست‌به‌دست شد؛ اما پیش از آنکه کسی از آن بنوشد، جراحت‌ها فرصت نداد. و هر سه جان باختند... این روایت، در منابع تاریخی به شکل‌های مختلف نقل شده و جزئیات آن یکسان نیست؛ بنابراین آن را به‌عنوان یک گزارش تاریخی نقل می‌کنیم، نه حدیثی قطعی از پیامبر ﷺ. 🩸درباره محل شهادت عکرمه نیز میان مورخان اختلاف وجود دارد؛ گروهی شهادت او را در اجنادین و گروهی در یرموک دانسته‌اند. اما آنچه درباره پایان زندگی او روشن است، این است که عکرمه رضی‌الله‌عنه پس از اسلام، در میدان‌های نبرد حضور یافت و سرانجام جان خود را در راه خدا از دست داد. زندگی عکرمه، داستانی از گذشته‌ای سخت، توبه‌ای بزرگ و پایانی در میدان بود؛ اما ارزش آن تنها در پایانش نیست... بلکه در این است که انسان می‌تواند پس از سال‌ها خطا، راه خود را تغییر دهد و باقی‌مانده عمرش را در مسیری دیگر صرف کند. #پایان_داستان_عکرمه_بن_ابی_جهل ✒️ @mahbubamrasulallah

2
📖 #داستان_صحابه #عکرمه_بن_ابی_جهل #قسمت_هشتم: آخرین ایستادگی عکرمه ✍🏼نبرد یرموک به یکی از سخت‌ترین لحظات خود رسیده بود. صفوف مسلمانان و رومیان بارها درگیر شدند و میدان پر از زخمی‌ها و کشته‌ها بود. عکرمه همچنان در میدان حضور داشت و با شدت می‌جنگید. در روایت‌هایی از این نبرد آمده است که عکرمه همراه گروهی از مسلمانان در برابر حملات دشمن ایستادگی کرد و سرانجام به‌شدت زخمی شد. 🩸جنگ ادامه داشت، اما جراحات عکرمه بسیار سنگین بود. او در میان مجروحان افتاده بود و دیگر توان جنگیدن نداشت. در برخی گزارش‌ها آمده است که هنگام یافتن پیکر او، آثار جراحات فراوان بر بدنش دیده می‌شد؛ زخم‌هایی از ضربات شمشیر، نیزه و تیر. 🌿عکرمه تمام توان خود را در همان میدان گذاشته بود. اما درباره اینکه دقیقاً در کدام نبرد به شهادت رسید، در منابع تاریخی اختلاف وجود دارد؛ برخی گزارش‌ها شهادت او را در اجنادین و برخی دیگر در یرموک دانسته‌اند. آنچه در همه این گزارش‌ها برجسته است، پایان زندگی او در میدان جهاد است. 🔸اما سرنوشت عکرمه هنوز یک روایت دیگر هم دارد... روایتی که از آخرین لحظات زندگی او و چند تن از یارانش سخن می‌گوید؛ روایتی دردناک که نام عکرمه را برای همیشه در تاریخ نگه داشت. #ادامه_دارد_ان_شاءالله... ✒️ @mahbubamrasulallah
397
3
sticker.webp
135
4
sticker.webp
174
5
🎬 ای آن‌که فرمانِ «اقرأ» بر تو نازل شد… تو خواندن نمی‌دانستی، اما با تو جهانی به خواندنِ نور دعوت شد. از غار حرا، نوری آغاز
🎬 ای آن‌که فرمانِ «اقرأ» بر تو نازل شد… تو خواندن نمی‌دانستی، اما با تو جهانی به خواندنِ نور دعوت شد. از غار حرا، نوری آغاز شد که هنوز بر دل‌های ما می‌تابد… ای رسولِ خدا ﷺ، چه زیباست قصه‌ی بعثت تو و کلامی که از آسمان بر قلبت نشست. 🤍 #استوری #محبوبم @mahbubamrasulallah🖊
405
6
آموزش تخصصی تجوید و قرائت 💙‌‏@QARI_SHO من‌قشنگ‌تࢪین‌نوشتہ‌هارو‌اینجا‌دیدم 💙‌‏@Fa_Eran جملاتی که به ذهنتان آرامش میبخشد. 💙‌‏@mafatih_aljanah کتاب های PDF رایگان 💙‌‏@ketabsarayislami داستان صحابه 💙‌‏@mahbubamrasulallah خدایا قلبم را اصلاح کن 💙‌‏@AllahummaaslehQalbi 365 روز با پیامبر ﷺ 💙‌‏@dostdarrasulallah راه نجات از مشکلات 💙‌‏@barnamahaidenihamishs جملاتی که (فهم) و (شعور) را بالا میبرد 💙‌‏@th13undeer تسکین دل 💙‌‏@taskin_dell طارق جمیل فارسی 💙‌‏@tariqjameelfarsi همسرانه 💙‌‏@sonee87b داستان های بهلول دانا 💙‌‏@Bohlloolhakim مظهر حق 💙‌‏@mazharehaq تاریخ و تمدن طلایی اسلام 💙‌‏@tamadone_islami
75
7
. السلام علیکم و رحمة الله دوستان عزیز، به لطف خدا امروز بخش تعبیر خواب دوباره فعال خواهد بود عزیزانی که مایل به ارسال خواب و دریافت تعبیر هستند، می‌توانند به آیدی زیر مراجعه کنند: ⬇️⬇️⬇️ @Axearrat جزاکم الله خیراً 🌿
157
8
📖 #داستان_صحابه #عکرمه_بن_ابی_جهل #قسمت_هفتم: عکرمه در یرموک ✍🏼سپاه مسلمانان در برابر یکی از بزرگ‌ترین سپاه‌های روم صف‌آرایی کرده بود. یرموک فقط یک نبرد معمولی نبود؛ میدان، پر از سپاهیان بود و جنگی سخت در پیش بود. ⚔️خالد بن ولید رضی‌الله‌عنه فرماندهی بخشی از سپاه را بر عهده داشت و صفوف مسلمانان برای رویارویی با رومیان آماده می‌شد. در میان این سپاه، عکرمه بن ابی‌جهل رضی‌الله‌عنه نیز حضور داشت. 🔥نبرد که آغاز شد، درگیری بسیار شدید بود. شمشیرها به هم می‌خوردند و میدان لحظه‌ای آرام نمی‌گرفت. عکرمه با شدت می‌جنگید و در میان صفوف مسلمانان پیش می‌رفت. در یکی از لحظات حساس، خالد به او هشدار داد که خود را به هلاکت نیندازد؛ مسلمانان به وجود او نیاز داشتند. عکرمه در پاسخ، با اشاره به گذشته‌اش گفت: «من مانند تو از مهاجرین نیستم و از انصار هم نیستم. من سال‌ها با پیامبر ﷺ جنگیدم و در برابر اسلام ایستادم؛ اکنون باید گذشته‌ام را جبران کنم، حتی اگر این جبران با جانم باشد.» ⚔️سپس به میدان بازگشت و با تمام توان جنگید. آن روز، عکرمه تنها به دنبال پیروزی در میدان نبود؛ می‌خواست تا آخرین لحظه‌ای که توان دارد، در راهی که انتخاب کرده بود بایستد. 🛡️اما یرموک هنوز به پایان نرسیده بود... و سرنوشت عکرمه در همین میدان، به یکی از ماندگارترین بخش‌های زندگی او تبدیل شد. #ادامه_دارد_ان_شاءالله... ✒️ @mahbubamrasulallah
541
9
sticker.webp
231
10
🕋 اللهم ارزقنا حجَّ بيتك الحرام، و سجدةً عند الكعبة، تَغسل بها قلوبنا من كل تعب. خدایا، زیارت خانه‌ات را نصیبمان کن؛ سجده‌ای
🕋 اللهم ارزقنا حجَّ بيتك الحرام، و سجدةً عند الكعبة، تَغسل بها قلوبنا من كل تعب. خدایا، زیارت خانه‌ات را نصیبمان کن؛ سجده‌ای در کنار کعبه که تمام خستگی‌های دلمان را بشوید.
524
11
📖 #داستان_صحابه #عکرمه_بن_ابی_جهل #قسمت_ششم: عکرمه در راه شام ✍🏼پس از پایان جنگ‌های رده، مأموریت عکرمه تمام نشده بود... در شام، سپاه مسلمانان برای رویارویی با امپراتوری روم آماده می‌شد. ⚔روم یکی از بزرگ‌ترین قدرت‌های آن روزگار بود و سپاه بزرگی را برای مقابله با مسلمانان آماده کرده بود. مسلمانان نیز نیروهای خود را از مناطق مختلف جمع کردند. 🏇عکرمه بن ابی‌جهل رضی‌الله‌عنه نیز همراه سپاه مسلمانان به سوی شام حرکت کرد. مردی که چند سال پیش دشمن اسلام بود، اکنون در صف مجاهدان اسلام ایستاده بود. در میان فرماندهان مسلمان، نام‌های بزرگی دیده می‌شد؛ ابوعبیده بن جراح... خالد بن ولید... عمرو بن عاص... و دیگر صحابه... اما عکرمه برای رسیدن به مقام نیامده بود. او آمده بود تا در کنار مسلمانان بجنگد. ⚔سرانجام دو سپاه در منطقه‌ای به نام اجنادین با یکدیگر روبه‌رو شدند. نبرد سختی آغاز شد. صدای شمشیرها و فریادهای جنگ سراسر میدان را پر کرده بود. 🔥عکرمه نیز در میان جنگاوران مسلمان حضور داشت و با دشمن می‌جنگید. این دیگر همان عکرمه‌ای نبود که روزی برای دفاع از قریش در برابر مسلمانان شمشیر می‌کشید؛ اکنون تمام توانش را در راه اسلام به کار گرفته بود. 🛡مسلمانان سرانجام در نبرد اجنادین بر سپاه روم پیروز شدند. اما پیروزی آسانی نبود و بسیاری از مسلمانان در این نبرد جان باختند. پس از اجنادین، نبردهای مسلمانان در شام ادامه یافت. عکرمه نیز همچنان در کنار آنان ماند. او دیگر گذشته خود را پشت سر گذاشته بود و هر روز بیشتر در مسیر تازه‌ای که انتخاب کرده بود قدم برمی‌داشت. اما بزرگ‌ترین میدان زندگی عکرمه هنوز باقی مانده بود... میدانی که در آن، یکی از عظیم‌ترین سپاه‌های روم در برابر مسلمانان قرار گرفت. یرموک نزدیک بود... و عکرمه این بار تصمیمی گرفت که نشان داد ایمانش تا کجا در وجودش ریشه دوانده است. #ادامه_دارد_ان_شاءالله... ✒️ @mahbubamrasulallah
617
12
🕊 گاهی از دنیا خسته می‌شوی؛ دلت می‌خواهد از همه‌چیز و همه‌کس فاصله بگیری و بروی، اما خودت هم نمی‌دانی کجا و چطور... گاهی حتی نمی‌دانی چگونه حالِ قلبت را برای آدم‌ها توضیح بدهی از چه راهی، با کدام کلمات، وقتی خودت هم برای این همه آشفتگی، واژه‌ای پیدا نمی‌کنی. اما هرچه بیشتر فکر می‌کنی، می‌بینی قرار نیست کسی کاملاً تو را بفهمد. آدم‌ها هرچقدر هم دوستت داشته باشند، باز هم به عمق بعضی از دردهای قلبت راهی ندارند. گاهی حتی به مردن فکر می‌کنی؛ اما ناگهان به عزیزانت میرسی و می‌بینی هنوز کسانی هستند که دلت نمی‌آید تا ابد رهایشان کنی... گاهی هم به رفتن فکر می‌کنی؛ به جایی دور، خیلی دور از تمام آدم‌ها. جایی که هیچ‌کس تو را نشناسد و هیچ‌کس از تو چیزی نخواهد. اما کمی که بیشتر تصورش می‌کنی، می‌بینی هرجا بروی، آسمان همان آسمان است و زمین همان زمین؛ آدم‌ها هم، با تمام تفاوت‌هایشان، باز آدم‌اند. و عجیب‌تر اینکه خداوند زندگی را چنان آفریده که انسان، هرچقدر هم از آدم‌ها خسته باشد، نمی‌تواند برای همیشه در تنهایی دوام بیاورد. پس شاید مسئله فقط خستگی از دنیا نباشد... شاید ریشه‌ی بسیاری از این خستگی‌ها، این سرگردانی‌ها و این دل‌گرفتگی‌ها، جایی عمیق‌تر از دنیا باشد؛ آنجا که مخلوق از خالقش فاصله گرفته است. 🔹کمی که عمیق‌تر به خودم نگاه می‌کنم، می‌بینم قلبم هرچقدر هم میان آدم‌ها و دنیا دنبال آرامش بگردد، باز چیزی کم دارد؛ چیزی که هیچ‌کس و هیچ‌چیز نمی‌تواند جای آن را پر کند. و وقتی در ذهنم دنبال راهِ درمان می‌گردم، دوباره به همان نقطه می‌رسم: به بازگشت... به نزدیک شدن... به همان خدایی که از او دور شده‌ام. شاید قرار نیست همیشه از دنیا فرار کنیم؛ شاید گاهی باید از خودمان، از غفلت‌مان و از فاصله‌ای که میان ما و خدا افتاده، فرار کنیم و دوباره به سوی او برگردیم. چون بعضی خستگی‌ها با خواب درمان نمی‌شوند، بعضی تنهایی‌ها با آدم‌ها پر نمی‌شوند، و بعضی زخم‌ها را فقط همان کسی می‌تواند آرام کند که از ابتدا از حالِ قلبمان باخبر بوده است. ❤️‍🩹 گاهی تنها چیزی که قلب خسته‌ات می‌خواهد، این است که دوباره راهِ خانه را پیدا کند؛ خانه‌ای که هیچ‌وقت از آن رانده نشده‌ای... فقط کافی است برگردی... @mahbubamrasulallah🖊
680
13
🎼 قصیده ای بسیار زیبا در مدح رسول اللهﷺ 🎤زبان؛ کـــردی/عــــربی @mahbubamrasulallah🖊
🎼 قصیده ای بسیار زیبا در مدح رسول اللهﷺ 🎤زبان؛ کـــردی/عــــربی @mahbubamrasulallah🖊
559
14
. السلام علیکم و رحمة الله دوستان عزیز، به لطف خدا امروز بخش تعبیر خواب دوباره فعال خواهد بود عزیزانی که مایل به ارسال خواب و دریافت تعبیر هستند، می‌توانند به آیدی زیر مراجعه کنند: ⬇️⬇️⬇️ @Axearrat جزاکم الله خیراً 🌿
128
15
sticker.webp
473
16
💌 برای محبوبم، رسول‌الله ﷺ ✍🏼 برای محبوبم می‌نویسم... همان محبوبی که میان من و او قرنها فاصله است، اما عجیب است که گاهی احساس می‌کنم از تمام آدم‌های این دنیا به قلبم نزدیک‌تر است. همان که وقتی نامش را جایی می‌شنوم، انگار کسی از تکه‌ای از قلبم سخن می‌گوید؛ از کسی که دوست داشتنش را از آنِ خودم می‌دانم و ناخودآگاه با شنیدن نامش، دلم می‌لرزد. یا رسول‌الله ﷺ... ای محبوبی که محبتت در دلم ریشه دوانده، ای کسی که هرگز ندیدمت، اما دلم برای دیدنت تنگ می‌شود؛ هرگز صدایت را نشنیدم، اما دلم آرزو می‌کند کاش یک‌بار صدایت را می‌شنیدم؛ هرگز در کنارت ننشستم، اما دلم هوای همنشینی با تو را دارد. ❤️‍🩹 مدتی‌ست بیمارم، یا رسول‌الله... بیماری توانم را گرفته، خستگی به جانم افتاده و حتی برای ساده‌ترین کارها بی‌رمق شده‌ام. در عبادت‌هایم کم‌رمق شده‌ام و شرمنده‌ام که این روزها در صلوات فرستادن بر تو نیز کوتاهی کرده‌ام. اما اگر این دلنوشته به تو رسید، فقط می‌خواهم بگویم: محبتت از دلم نرفته است... اگر زبانم کمتر به صلوات می‌چرخد، اگر جسمم توان گذشته را ندارد، اگر گاهی خستگی مرا از بسیاری از کارها بازمی‌دارد، دلم هنوز همان دل است؛ همان دلی که با شنیدن نام «محمد ﷺ» آرام می‌گیرد و می‌لرزد. یا رسول‌الله ﷺ دوستت دارم نه به اندازه یک روز، یک سال یا تمام عمر... بلکه به اندازه تمام این دنیایی که در آن زندگی می‌کنم و حتی بیشتر به اندازه تمام دلتنگی‌هایی که برای دیدنت در سینه‌ام جا گرفته است. و چه آرزوی بزرگی‌ست برای دلی که تو را ندیده اما دوستت دارد... ▫️کاش روزی برسد که این فاصله تمام شود؛ کاش آن روز، در میان کسانی باشم که به حوض کوثر می‌رسند، تو را می‌بینند و سلام می‌کنند، و من بتوانم با چشمانی اشک‌بار بگویم: یا رسول‌الله، من همانم که در دنیا ندیدمت اما دلم همیشه هوای دیدنت را داشت... @mahbubamrasulallah🖊
721
17
sticker.webp
404
18
داستان صحابه 💙‌‏@mahbubamrasulallah من‌قشنگ‌تࢪین‌نوشتہ‌هارو‌اینجا‌دیدم 💙‌‏@Fa_Eran جملاتی که به ذهنتان آرامش میبخشد. 💙‌‏@mafatih_aljanah کتاب های PDF رایگان 💙‌‏@ketabsarayislami خدایا قلبم را اصلاح کن 💙‌‏@AllahummaaslehQalbi فضیلت استغفار 💙‌‏@TOBE_ESTEGFAR راه نجات از مشکلات 💙‌‏@barnamahaidenihamishs جملاتی که (فهم) و (شعور) را بالا میبرد 💙‌‏@th13undeer تسکین دل 💙‌‏@taskin_dell طارق جمیل فارسی 💙‌‏@tariqjameelfarsi همسرانه 💙‌‏@sonee87b داستان های بهلول دانا 💙‌‏@Bohlloolhakim آموزش تخصصی تجوید و قرائت 💙‌‏@QARI_SHO مظهر حق 💙‌‏@mazharehaq تاریخ و تمدن طلایی اسلام 💙‌‏@tamadone_islami
80
19
📖 #داستان_صحابه #عکرمه_بن_ابی_جهل #قسمت_پنجم: مردی که برای جبران گذشته‌اش جنگید ✍🏼پس از رحلت رسول الله ﷺ، روزهای سختی برای مسلمانان آغاز شد... در بخش‌هایی از سرزمین عرب، قبایلی از اسلام برگشتند و فتنه‌ای بزرگ شکل گرفت. ⚔ابوبکر صدیق رضی‌الله‌عنه سپاه‌های مسلمانان را برای مقابله با این شورش‌ها فرستاد. یکی از فرماندهانی که در این مأموریت‌ها حضور داشت، عکرمه بن ابی‌جهل بود. او به سوی یمامه حرکت کرد؛ جایی که مسیلمه کذاب ادعای پیامبری کرده بود و افراد زیادی گرد او جمع شده بودند. عکرمه با سپاهش به یمامه رسید. اما پیش از رسیدن نیروهای کمکی، وارد نبرد شد و نتوانست مسیلمه و پیروانش را شکست دهد. ابوبکر رضی‌الله‌عنه از این شتاب ناراضی شد؛ اما به‌جای کنار گذاشتن عکرمه، مأموریتی دیگر به او سپرد. 📜او را به سوی عُمان فرستاد؛ جایی که مردم علیه حکومت مسلمانان شوریده بودند. عکرمه این بار با تجربه بیشتری حرکت کرد و به نیروهای مسلمان پیوست. ⚔نبرد سختی درگرفت. مسلمانان در آغاز تحت فشار قرار گرفتند، اما سرانجام نیروهایشان گرد هم آمدند و بر دشمن پیروز شدند. 🌿عکرمه پس از آن نیز میدان را ترک نکرد. از عُمان به مَهْره رفت؛ جایی که شورش دیگری برپا شده بود. او ابتدا مردم را به بازگشت به اسلام دعوت کرد. گروهی دعوتش را پذیرفتند... اما گروهی دیگر آماده جنگ شدند. 🔥نبرد آغاز شد و سرانجام شورش درهم شکست. عکرمه، که روزی در برابر اسلام شمشیر کشیده بود، اکنون در صف کسانی قرار داشت که برای دفاع از آن می‌جنگیدند. 🤍گذشته او تغییر نکرده بود؛ اما خودش تغییر کرده بود. و شاید همین، زیباترین بخش داستان عکرمه بود که: الله می‌تواند انسانی را که روزی در برابر حق ایستاده، چنان تغییر دهد که باقی عمرش را در راه همان حق بگذراند. اما هنوز سرنوشت عکرمه او را به سوی میدان‌های بزرگ‌تری می‌کشاند... این بار مقصد، سرزمین عرب نبود. شام در انتظار او بود... و سپاه روم، دشمنی بسیار بزرگ‌تر از آنچه عکرمه تا آن روز دیده بود... #ادامه_دارد_ان_شاءالله... ✒️ @mahbubamrasulallah
753
20
sticker.webp
405