𝐬𝐞𝐥𝐟 𝐥𝐨𝐯𝐞
رفتن به کانال در Telegram
359
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-67 روز
+2430 روز
آرشیو پست ها
359
هروقت اشتیاق زیادی به انجام کاری پیدا میکنم یاد حرف یکی از دوستام میفتم که میگفت: امیدوارم عطشی که واسه انجام کارت داری بادوام باشه و هر بادی خاموشش نکنه و اتفاقا برعکس، باعث بشه که هرچه بیشتر شعلهور تر بشه
359
بهش میگم از تو بعید بود یادت بمونه، میگه پارسال خیلی ناراحت بودم چرا یادم نبود، همون موقع یاداوری گذاشتم تو گوشیم برای همچین روزی :))))
359
یوقتایی هم باید بگی من میدونم این کاری که میخوای انجام بدی از دوست داشتنم میاد خب؟ ولی اگه واقعا دوستم داری، لطفا انجامش نده
دوست داشتن و محبت واقعی یه وقتایی هم خودش رو توی انجام ندادن نشون میده، حتی وقتی اون انجام ندادن بر خلاف میل تو باشه
359
Repost from 𝑺𝒊𝒈𝒉𝒕-𝑳𝒂𝒏𝒅
مباحثه 🗣
اگر کسی تو را قضاوت نمیکرد، چند درصد از شخصیت فعلیات باقی میماند؟
–اگر کسی تو را نمیدید، هنوز لباسهایت را با همین دقت انتخاب میکردی؟
–هنوز همان رشته را میخواندی؟
–هنوز مؤدب بودی؟
–هنوز دنبال پول، شهرت یا موفقیت میرفتی؟
–هنوز در شبکههای اجتماعی چیزی پست میکردی؟
شاید بخش زیادی از شخصیت ما محصول واکنش و پاسخ به نگاه دیگران باشد. انسان موجودی عمیقاً اجتماعی و پویاست. من فکر میکنم بخش زیادی از چیزی که «من» مینامیم، بدون نگاه دیگران اصلاً شکل نمیگرفت...
از نظرات شما صمیمانه استقبال میکنم
359
به شدت معتقدم که خیلی از روابط شاید در لحظه منفعت مستقیمی برامون نداشته باشن اما ارزش واقعی بعضی ارتباطها سالها بعد خودش رو نشون میده و این حاصل سالها ساختن، حفظ کردن و ارزش قائل شدن برای ارتباط هاییه که شاید در زمان شکل گرفتنشون هیچ سودی نداشتن. شاید منفعت طلبانه بنظر برسه اما منفعتطلبی یعنی فقط وقتی سراغ ادمها بری که بهشون نیاز داری، اما وقتی سالها برای تداوم یک ارتباط تلاش کردی حقته که ثمرهی طبیعی همون رابطه رو ببینی
359
به شخصه تا الان با وجود تمام پندهای گرانمایهی اطرافیانم، دومی رو ترجیح دادم و راضی هستم
حقیقتا لذتی که تو انجام دادنش هست تو پند گرفتنش نیست
359
باید یه لیست تهیه کنیم از کارهایی که هیچکس نبود بهمون بگه اشتباهه، اما ما انجامشون دادیم و بعدش فهمیدیم که اشتباه بودن. پایینش هم بنویسیم: خواه از سخنم پند گیر، خواه از تجربهات عبرت گیر
359
چرا هرچی جلوتر میرم جواب سوال اینکه وقتی بزرگ شدم میخوام چیکاره بشم سختتر میشه؟ چون اینجا دیگه فقط بحث خواستن و نخواستن تو مطرح نیست، یهو میبینی تموم اون هفت خان رستمی که فکر میکردی باید تنهایی طی کنی، به شرایط و چیزهای غیرقابلکنترلی گره خورده که سهم تو خیلی وقتها، فقط تماشا کردنشونه
359
روزای اخر بیست سالگیمه
دلم میخواد داد بزنم و بگم من هنوزمممم بیست سالمه
دلم نمیخواد بیست سالگیم تموم بشه
تو بیست سالگیم به اندازه بیست سال از زندگیم زندگی کردم
کاش میتونستم همینجا استوپ کنم و تا ابد تو بیست سالگیم زندگی کنم :)
359
میگفت تجربه کردن یه چیزه و فهم کردن اون تجربه چیز دیگه
ما هممون در عمل کلی تجربههای مختلف داریم اما اون درک و فهمی که انتظار میره از تجربههامون بدست اورده باشیم رو ممکنه نداشته باشیم
359
اینکه وقتی یکی میپرسه ازم ناراحت که نشدی؟
و من میگم نه بابا بچه شدی
یاد بچگیهام میفتم وقتایی که خیلی خرابکاری میکردم، مادرم منو نیشگون میگرفت و منم واسه اینکه وانمود کنم برام مهم نبوده میگفتم دردم نیومددد تا حرصشو بیشتر دربیارم
حالا با این تفاوت که الان با بیتفاوت نشون دادن خودم نسبت به یه سری مسائل میخوام نشون بدم که احساس کنترل بیشتری رو خودم دارم و بیدی نیستم که به این بادا بلرزم
359
نمیفهمم چرا وقتی کسی چیزی رو میدونه باید وانمود کنه که نمیدونه؟ چون متواضع تر بنظر بیاد؟ چون عقل کل بنظر نرسه؟
من تا چیزی که میدونم رو به ابراز نکنم چطور میخوام متوجه نواقصی که در دونستنم بود رو متوجه بشم؟
اصلا تا به زبون نیارمش و به چالش نکشم چطور اون فروتنی که از ندونستن میاد رو بدست بیارم؟
