fa
Feedback
سیدحسین آقامیری

سیدحسین آقامیری

رفتن به کانال در Telegram

خاکم پدرم ابوتراب است دفترچه‌ی اشعارم

نمایش بیشتر
إيران137 781دسته بندی مشخص نشده است
309
مشترکین
+424 ساعت
+17 روز
+530 روز
آرشیو پست ها
جز سفره‌ی تو بر سر هر سفره نشستم بی حاصلی و در به دری قسمت من شد

یک عمر من بوسیدمت ، حالا ولیکن خنجر به جای بوسه‌هایم میزند شمر

آتش غم را به قلب زینب کبری نزن ای برادر مادرت اینجاست دست و پا نزن

تازه فهمیدم پدرجان معنی آزار را درکنار عمه دیدم کوچه و بازار را

نوکری خرده شیشه دار من را هم بخر من به غیر از این ریا چیزی ندارم یاحسین

جز خطا چیزی نیاوردم قبولم کن حسین

پیر ما یاد به ما داد بگوییم حسین
پیر ما یاد به ما داد بگوییم حسین

هرکس رسید هرچه دلش خواست از تو برد

اربا اربا شده جسم تو برادر چه کنم گل من روی زمین جسم تو پرپر چه کنم بعد این مدت بسیار ، جدایی سخت است نشود بر دلم این حادثه باور چه کنم خجل از پرسش بی پاسخ طفلت شده ام گفتن از پیکر تو نیست میسر چه کنم آه وقتی که شده کار رباب تو فقط دائما گریه برای تو و اصغر چه کنم روی نیزه سر تو روی زمین خواهر تو بی تو با این همه نامحرم و کافر چه کنم از اسارت گله ای نیست ولی قلب من از همره شمر شدن بد شده مضطر چه کنم همه ی داروندارم به زمین افتاده همه ی هستی زینب شده بی سر چه کنم سید حسین آقامیری

میروی اما بدان زینب پریشان میشود دخترم در کوچه و بازار گریان میشود تا که هستی ترس دارد دشمن اما بعد تو رفتن این پست ها در خیمه آسان میشود ای علمدار حرم ای تکیه گاه دخترم بعد تو خرگاه این اطفال ویران میشود حیف قد و قامتت عباس حیف صورتت حیف این پیکر که سهم سمّ اسبان میشود مشک را فورا رها کن سوی خیمه بازگرد تشنگی عیبی ندارد باتو درمان میشود چند لحظه پیش میدیدم تو را اما کنون قامتت دارد میان جمع پنهان میشود بعد تو عباس ، من قامت خمیده میشوم میروی باشد ولی زینب پریشان میشود سید حسین آقامیری

راه به غیر کرببلا ، راه چاره نیست

بریده‌ام زهمه، ناامیدم از همه جا مگر که شخص اباالفضل یک نگاه کند

ای بادهای شهر ابالفضل بعد مرگ از قبر این حقیرترین هم گذر کنید

امشب بنشین بیشتر از قبل کنارم امشب به تو من بیشتر از قبل دچارم پایان وصال من و تو آمده از راه باید که فقط ثانیه‌ها را بشمارم زینب شده‌ای تا که پناه همه باشی باید که به تو اهل حرم را بسپارم فردا که تنم همچو نگینیست به صحرا امید حفاظت ز حرم را به تو دارم آن پیرهنی را که سپرده به تو مادر فردا بدهد دست عدو پیکر زارم هرچند که بر دوش نبی جای گرفتم فردا به تن خاک بیفتد سر و کارم سید حسین آقامیری

همه گویند که عباس قمر میباشد این چه ماهی است که خود خالق صدها قمر است سید حسین آقامیری

افتاد تکیه گاه جهان وای بر جهان خالی شد از وجود قمر ، قلب آسمان نفرین به آب و لحظه‌ی سیراب گشتنم چون تشنه رفت از همه دریای بیکران ابلیس هم ز نقشه ‌شان در تحیر است کز آب هم مضایقه کردند کوفیان شمشیر و نیزه علت مرگ قمر نبود عباس را زمین زده آن نامه‌ی امان حالا حسین مانده و دشتی پر از قمر مویی سپید و قامت خم ، جسم نیمه جان برخیز ای برادر مه چهره‌ی حسین مادر رسیده‌است به پا خیز پهلوان سید حسین آقامیری

وقت بیچارگی‌ام چاره فقط عباس است لطف او ناشدنی را شدنی میسازد

با خودش گفت چگونه ببرم سمت حرم اکبرم را که چنین بر تن صحرا پخش است

یا صاحب العصر بی تو تمام زندگی‌ام درد میکند

غمم گرفته عزیزم نجف نمی بری‌ام