738
مشترکین
-924 ساعت
+127 روز
+11730 روز
آرشیو پست ها
739
Repost from _𝓜
اما دنیا گستردهتر از فهم من و عقبماندنم بود.
دنیا برای خستگیهای من مکث نمیکرد و برای زخمهایی که هنوز خوب نشده بودند، منتظر نمیماند. آدمها میرفتند، زمان میگذشت و زندگی، بیآنکه از من اجازه بگیرد، مسیر خودش را ادامه میداد.
شاید من بیش از حد درگیر چیزی شده بودم که گذشته بود؛ چیزی که دیگر نمیتوانستم تغییرش بدهم، اما هنوز اجازه داده بودم روی امروز و فردایم سایه بیندازد.
برای اولین بار فهمیدم که قرار نیست همیشه آماده باشم تا قدم بردارم. گاهی باید با تمام خستگیها، ترسها و زخمهایم بلند شوم و راه بیفتم.
چون دنیا منتظر نمیماند تا من دوباره خودم را پیدا کنم؛ این من بودم که باید در میان تمام گمشدنها، دوباره خودم را پیدا میکردم....
این بار، در چشمانم خبری از ناامیدی نبود؛ فقط امید بود و تصویر روزهایی که هنوز نرسیده بودند، اما میتوانستم خوب بودنشان را تصور کنم.
انگار چیزی درونم دوباره زنده شده بود؛ چیزی که مدتها زیر سنگینی ترس و خستگی پنهانش کرده بودم. حالا میدانستم که باید به آن خیال خوب برسم، حتی اگر مسیرش سخت باشد.
شاید هنوز خسته بودم، شاید هنوز زخمهایی داشتم که با هر یادآوری درد میگرفتند، اما دیگر نمیخواستم اجازه بدهم گذشته آیندهام را تعیین کند.
این بار میخواستم برای خودم بجنگم؛ برای تمام رویاهایی که نیمهکاره رهایشان کرده بودم و برای آیندهای که هنوز فرصت ساختنش را داشتم.
و شاید همین امید کوچک، تمام چیزی بود که برای دوباره شروع کردن لازم داشتم....🧑🏻🩰✨
739
Repost from _𝓜
دوباره خودم را گم کرده بودم...
دوباره همان حرف، آرام و بیصدا روی زندگیام سایه انداخته بود؛ حسی از درد و رنج که نمیشد با هیچ کلمهای بیانش کرد، فقط میشد آن را عمیقاً حس کرد؛ دردی که هر لحظه بیشتر قلبم را میفشرد.
نمیدانستم چه کار کنم. مانده بودم و خودم، تنها در میان سایههای گذشته. میترسیدم دوباره همان حرف مرا تحتتأثیر قرار دهد و این بار دیگر نتوانم خودم را جمع کنم.
انگار گذشته دوباره برگشته بود؛ درست همان جایی که فکر میکردم دیگر تمام شده است....
اما مگر دنیا با فکر و خیال من پیش میرفت؟
آیا وقتی دیگران برای آیندهشان تلاش میکردند، دنیا میایستاد تا من فرصت کنم به خستگیهایم فکر کنم؟
نه... دنیا منتظر من نمیماند...
زمان میگذشت و من، میان تمام خستگیها و فکرهایم، باید تصمیم میگرفتم که ادامه بدهم یا در گذشته جا بمانم....🤷♀️
