fa
Feedback
ℂ𝕒𝕝𝕪𝕡𝕤𝟘🐚

ℂ𝕒𝕝𝕪𝕡𝕤𝟘🐚

رفتن به کانال در Telegram

. . . 🌊🧜‍♀️

نمایش بیشتر
742
مشترکین
-924 ساعت
+127 روز
+11730 روز

در حال بارگیری داده...

کانال‌های مشابه
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+120
در 83 کانال‌ها
اوت '26
+260
در 140 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '26
+296
در 111 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '26
+123
در 52 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+23
در 14 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '260
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+104
در 43 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+25
در 9 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+214
در 78 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+171
در 89 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+150
در 81 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+260
در 66 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
13 سپتامبر+3
12 سپتامبر+7
11 سپتامبر+1
10 سپتامبر+1
09 سپتامبر+14
08 سپتامبر+15
07 سپتامبر+12
06 سپتامبر+13
05 سپتامبر+2
04 سپتامبر+7
03 سپتامبر+15
02 سپتامبر+29
01 سپتامبر+1
پست‌های کانال
Tb Join to join @chawrash78

2
اما دنیا گسترده‌تر از فهم من و عقب‌ماندنم بود. دنیا برای خستگی‌های من مکث نمی‌کرد و برای زخم‌هایی که هنوز خوب نشده بودند، منتظر نمی‌ماند. آدم‌ها می‌رفتند، زمان می‌گذشت و زندگی، بی‌آنکه از من اجازه بگیرد، مسیر خودش را ادامه می‌داد. شاید من بیش از حد درگیر چیزی شده بودم که گذشته بود؛ چیزی که دیگر نمی‌توانستم تغییرش بدهم، اما هنوز اجازه داده بودم روی امروز و فردایم سایه بیندازد. برای اولین بار فهمیدم که قرار نیست همیشه آماده باشم تا قدم بردارم. گاهی باید با تمام خستگی‌ها، ترس‌ها و زخم‌هایم بلند شوم و راه بیفتم. چون دنیا منتظر نمی‌ماند تا من دوباره خودم را پیدا کنم؛ این من بودم که باید در میان تمام گم‌شدن‌ها، دوباره خودم را پیدا می‌کردم.... این بار، در چشمانم خبری از ناامیدی نبود؛ فقط امید بود و تصویر روزهایی که هنوز نرسیده بودند، اما می‌توانستم خوب بودنشان را تصور کنم. انگار چیزی درونم دوباره زنده شده بود؛ چیزی که مدت‌ها زیر سنگینی ترس و خستگی پنهانش کرده بودم. حالا می‌دانستم که باید به آن خیال خوب برسم، حتی اگر مسیرش سخت باشد. شاید هنوز خسته بودم، شاید هنوز زخم‌هایی داشتم که با هر یادآوری درد می‌گرفتند، اما دیگر نمی‌خواستم اجازه بدهم گذشته آینده‌ام را تعیین کند. این بار می‌خواستم برای خودم بجنگم؛ برای تمام رویاهایی که نیمه‌کاره رهایشان کرده بودم و برای آینده‌ای که هنوز فرصت ساختنش را داشتم. و شاید همین امید کوچک، تمام چیزی بود که برای دوباره شروع کردن لازم داشتم....🧑🏻‍🩰✨
5
3
دوباره خودم را گم کرده بودم... دوباره همان حرف، آرام و بی‌صدا روی زندگی‌ام سایه انداخته بود؛ حسی از درد و رنج که نمی‌شد با هیچ کلمه‌ای بیانش کرد، فقط می‌شد آن را عمیقاً حس کرد؛ دردی که هر لحظه بیشتر قلبم را می‌فشرد. نمی‌دانستم چه کار کنم. مانده بودم و خودم، تنها در میان سایه‌های گذشته. می‌ترسیدم دوباره همان حرف مرا تحت‌تأثیر قرار دهد و این بار دیگر نتوانم خودم را جمع کنم. انگار گذشته دوباره برگشته بود؛ درست همان جایی که فکر می‌کردم دیگر تمام شده است.... اما مگر دنیا با فکر و خیال من پیش می‌رفت؟ آیا وقتی دیگران برای آینده‌شان تلاش می‌کردند، دنیا می‌ایستاد تا من فرصت کنم به خستگی‌هایم فکر کنم؟ نه... دنیا منتظر من نمی‌ماند... زمان می‌گذشت و من، میان تمام خستگی‌ها و فکرهایم، باید تصمیم می‌گرفتم که ادامه بدهم یا در گذشته جا بمانم....🤷‍♀️
4
4
🦋🌚
🦋🌚
3
5
ROSE SEFID.mp3
3
6
ENERGY MANFI.mp3
3
7
مغزم می‌دونه تاکسیکی ولی قلبم میخوادت.
3
8
. من‌ گفتم شب‌ بخیر ولی تا صبح بیدار موندم.
3
9
بدون متن...
3
10
Tb @Kllllommm https://t.me/popopsoss
3
11
start 🛐🛐
3
12
https://t.me/+kSvwcCXGfGgxYzk0
4
13
TB JOIN TO JOIN @A_fcb_0
3
14
+1
Etiyad.mp3
3
15
بدون متن...
3
16
بخشنده خوبی نیستم تلافی در کمین است !
2
17
Link🔗 https://t.me/BlueRise33 <tb> <join> <riekt> @Eli_0040❤️‍🔥
6
18
𝑻𝒃 𝒋𝒐𝒊𝒏 𝒕𝒐 𝒋𝒐𝒊𝒏: @aryaanr
2
19
هر بلندی تنهایی خودش داره☄️ @wounded_hearrt
هر بلندی تنهایی خودش داره☄️ @wounded_hearrt
2
20
04 - Daniyal - Mohem Ni Baram (FT. Mahyar)[SKY1MUSiC] .mp3
2