آشپزی که چاقو نداشت؛
رفتن به کانال در Telegram
717
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
کسی که چارچوبِ رفتاری مشخصی نداره تا جایی که تو بهش اجازه و رو بدی جلو میاد و فضای شخصیتو میشکنه؛ یه روز چشم وا میکنی میبینی تورو هم مثل خودش به یه آدم بی حد و مرز تبدیل کرده.
Repost from Maso Daily
چون احتمالا لیگ تورو از لیگ اطرافیانت جدا میکنه، گاها طبقه اجتماعیترو هم تغییر میده. اگر از تنهایی و طرد شدن بترسی بله هزینه زیادی میدی اما اگه خودت و رشدت مهمتر باشین این تنهاییرو میپذیری و بهاش رو میدی.
هر دوش سخته این تویی که باید سختتو انتخاب کنی.
Repost from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
بعضی آدمها در ناهشیارشون از موفق شدن میترسن، چون موفقیت، اونها را از جمعی که بهش تعلق داشتن جدا میکنه و این جدایی، هزینهی روانی داره.
از آدمایی که فکر میکنن مرکز عالمن و دنیا دور اونا میچرخه و همه باید با شرایط اونا هماهنگ بشن به شدت بدم میاد؛ به شدت.
همه فقط اون تصمیمی که یه شبه گرفتی رو میبینن؛ هیچکس متوجه نیست چقدر مدت زمان طولانیای رنج زیادی رو تحمل کردی که باعث شد به این نقطه برسی.
عاشق وقتیم که تو راه رسیدن به هدف بکنن پاهامو قلم؛ چه انتظاری میره ازم؟ برم عقب؟! نه برعکس مخصوصا وقتی با اینی که هست تو دست، سر جمع دارم سه تا قلم.
Repost from روزمرگیهای یک رواندرمانگر
آدم وقتی بالغتر میشه که بفهمه همیشه قرار نیست احساساتش همراستا با تصمیمهای درست باشن.
بذارید این حرفمو کاملتر کنم؛ اعتماد به نفس زمانی شکل میگیره که به خودتون ثابت کنید واقعا اون چیزی هستید که جلوی بقیه ادعا میکردید.
Repost from آشپزی که چاقو نداشت؛
با هر بار سرپیچی و اهمال، ذهن بیشتر از قبل مرزهای تعهد رو کاهش میده و اعتماد رو به عملِ ما کمتر میکنه تا جایی که دیگه نه تنها هیچ کاری رو نمیتونی تا آخرش جلو ببری، بلکه دیگه حتی شروع هم نمیکنی چون شک و تردید به حد غایی رسیده.
سالهای زیادی باید تلاش کنم خشم درونم آروم بگیره؛ آنقدر شدید و عمیقه که جا برای احساسات دیگه نذاشته.
من با جلسات «به وقت خودشناسی» دکتر مکری شروع کردم؛ جرقه خیلی از سوالات برام از اونجا زده شد، دنبالشون رفتم و اطلاعات کسب کردم. ایشون جوری مباحث رو مطرح و باز میکنن که ناخودآگاه ذهنت درگیر میشه و نمیتونی رهاشون کنی؛ همین هم باعث شد من وجههای متفاوتی از خودم رو کشف کنم، ماهیت اصلی مسائل زیادی رو بفهمم و خیلی خیلی تغییر کنم. اون روز به یکی از بچههای دانشگاه هم میگفتم که اگر با ورژن سه سال قبل من حرف بزنی، تعجب میکنی که این مبینا واقعا همون مبینا بوده؟
کلا lock in شدن تو هرچیزی بخش بزرگی از دنیاتو میبلعه و روتینهای یه زندگی معمول رو ازت میگیره.
نوشتن ذهنتو شفاف، طبقه بندی و منظم میکنه؛ میزانِ تحلیل انرژی برای تصمیم گیری رو کاهش میده، اضطرابتو مدیریت میکنه و اجازه میده مغزت برای ایدههای جدید خسته نباشه. من هر وقت نوشتم به نتیجه رسیدم.
ادبیات انگلیسی میخونم🤍
