The Bookshelf Ghost
رفتن به کانال در Telegram
اینجا از کتابهایی که میخونم صحبت میکنم.
نمایش بیشترکشور مشخص نشده استدسته بندی مشخص نشده است
505
مشترکین
-124 ساعت
-67 روز
-1230 روز
در حال بارگیری داده...
جذب مشترکین
ژوئیه '26
ژوئیه '26
+5
در 1 کانالها
ژوئن '26
+15
در 1 کانالها
Get PRO
مه '26
+46
در 2 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+3
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '26
+5
در 1 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+23
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+7
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+18
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+15
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+41
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+64
در 5 کانالها
Get PRO
اوت '25
+40
در 6 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+158
در 7 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+315
در 4 کانالها
Get PRO
مه '250
در 9 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+121
در 4 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 12 ژوئیه | 0 | |||
| 11 ژوئیه | 0 | |||
| 10 ژوئیه | +2 | |||
| 09 ژوئیه | 0 | |||
| 08 ژوئیه | 0 | |||
| 07 ژوئیه | 0 | |||
| 06 ژوئیه | 0 | |||
| 05 ژوئیه | +1 | |||
| 04 ژوئیه | 0 | |||
| 03 ژوئیه | +2 | |||
| 02 ژوئیه | 0 | |||
| 01 ژوئیه | 0 |
پستهای کانال
Repost from The Bookshelf Ghost
بعد از سیسال خدمت میدونی چهجور وقت میگذرونه؟ دفتر راهنمای تلفن رو میخونه، فقط برای اینکه با واقعیت و آدمهای واقعی تماس داشته باشه. یه مجموعهی مفصل از این راهنماها جمع کرده. از تمام دنیا، از جمله مسکو. میگه دفتر تلفن یکی از بهترین کتابهایی هست که نوشته شده. همهاش واقعیته، پر از آدمهایی که حقیقتاً وجود دارن.
...
...
دست آخر کارمون به جایی میکشه که نصف شب به خودمون تلفن میکنیم تا ببینیم راستیراستی وجود داریم یا نه.
خداحافظ گاری کوپر از رومن گاری، ترجمهی سروش حبیبی نشر نیلوفر.
| 2 | کسی که سزاوار نام انسان باشد همیشه احساس ندامت میکند و این خود محکی برای شناختنِ انسانهاست.
خداحافظ گاری کوپر از رومن گاری، ترجمهی سروش حبیبی نشر نیلوفر. | 118 |
| 3 | تابآوردن دنیا کمکم داشت کار مشکلی میشد.
خداحافظ گاری کوپر از رومن گاری، ترجمهی سروش حبیبی نشر نیلوفر. | 113 |
| 4 | حباب شیشهای که حافظ شماست دست آخر خفهتان میکند.
خداحافظ گاری کوپر از رومن گاری، ترجمهی سروش حبیبی نشر نیلوفر. | 110 |
| 5 | چشمانِ یسیاهی داشت و این با خلق طنزآمیز او سازگاری داشت زیرا برق لطیف طنز در چشمان سیاه بهتر از چشمان آبی نمایان میشود.
خداحافظ گاری کوپر از رومن گاری، ترجمهی سروش حبیبی نشر نیلوفر. | 106 |
| 6 | هرچیزی حدی دارد، حتی تصمیم آدم به کلنجار رفتن با واقعیات. وقتی آدم به آن حد رسید، دیگر کاری نمیشود کرد. واقعیات باید بروند یکی دیگر را پیدا کنند.
خداحافظ گاری کوپر از رومن گاری، ترجمهی سروش حبیبی نشر نیلوفر. | 106 |
| 7 | «مصونیت!» خوبست آدم بداند که چنین چیزی هم در دنیا پیدا میشود. خوب بود در وقت تولد یک خوراک جانانه از آن به آدم تنقیه میکردند.
خداحافظ گاری کوپر از رومن گاری، ترجمهی سروش حبیبی نشر نیلوفر. | 109 |
| 8 | انسان باید در زندگی معیارهای محکم داشته باشد، تکیهگاههایی که بتواند به آنها پشت دهد.
خداحافظ گاری کوپر از رومن گاری، ترجمهی سروش حبیبی نشر نیلوفر. | 109 |
| 9 | سر تا پایش سیاه بود، حتی کراواتش. مثل این بود که خود را برای مراسم تشییع جنازهی خودش آماده کرده بود.
خداحافظ گاری کوپر از رومن گاری، ترجمهی سروش حبیبی نشر نیلوفر. | 113 |
| 10 | بچهها بیاید بازی🤭
این پیام رو فوروارد کن توی چنلت+ یکی از پستهای موردعلاقهت از اینجا:
تا بهت بگم با توجه به وایب چنلت اگر توی دنیای هری پاتر بودی، چه کسی میشدی و با کی قرار میذاشتی.💘
شرایط پذیرش:
قبل از خطخوردن این پیام، فوروارد کن.
حتماً توی چنلم عضو باش.
و چنلتون لطفاً پابلیک باشه که بتونم پیداتون کنم. | 61 |
| 11 | بچههاجونم! از اونجایی که بیشترتون در جریانید، من همیشه توی این چنلم در مورد کتابهایی که میخوندم باهاتون صحبت میکردم. مدتها بود توی این فکر بودم که یه گوشهی اختصاصی برای نوشتن از کتابها و پرداختن بهشون داشته باشم و اوایل روزهای جنگ تصمیم گرفتم چنل کتاب خودم رو بزنم. اون مدت نتونستم پست معرفیاش رو درست حسابی بذارم چون خیلیهاتون آنلاین نبودید. 🥲
خلاصه اینکه خوشحال میشم مهمون خونهام بشید. ✨
https://t.me/honeymoonlibrary | 111 |
| 12 | ممکن است پسران بار گناه پدرانشان را بر دوش بکشند، ولی این مادراناند که بار گناه پسران را به دوش میکشند.
ریگروان، استیو تولتز. | 990 |
| 13 | _درسته سیگار بکشی؟
_الان سیگار نکشیدن شبیه مرتب کردن صندلیهای روی عرشه تایتانیکه.
ریگروان، استیو تولتز. | 298 |
| 14 | به این فکر کن که وقتی یک بزرگسال کتابهای کودک رو میخونه براش غمگین به نظر میاد. | 283 |
| 15 | و زندگی ما در برابرمان همچون جامی پر از آب سرد و گواراست. جامی مرطوب که بیماری تبدار آن را به دست میگیرد، و میخواهد بنوشد، و با جرعهای آن را در میکشد، و گرچه میداند که میبایست درنگ کند، از بس که این آب خنک و دلچسب است و از بس آتش سوزان تب تشنهکامش کرده است، نمیتواند این جام دلپذیر را از لبهای خود دور کند.
مائدههای زمینی و مائدههای تازه/ آندره ژید | 282 |
| 16 | ببخشید اینجا کمتر فعالم. مثل اینکه اشباح سرانهی مطالعاتشون به علت افسردگی دچار کاهش شدیدی شده. | 276 |
| 17 | خوشگلا!
من بالاخره همت کردم و بعد صد سال، چنل کتاب زدم. قراره از کتابهایی که میخونم، بنویسم و متنهاش رو قرار بدم و خلاصه هر چیزی که یه کرم کتاب انجام میده. خوشحال میشم بیاید پیشم.
https://t.me/bookishmatilda | 245 |
| 18 | دوست داشتید شما هم بیاید بچهها. | 271 |
| 19 | بلاخره، شبح گروه داره. برای رفع تنهایی در این روزها.
ریکوئست بدید، به جز عرزشی و آدمهای فیک، همه رو اکسپت میکنم.
https://t.me/+fq2LfYKmYvFkY2M0 | 177 |
| 20 | حالم داره از این بیادبیاتی بودن زندگیِ فعلیم به هم میخوره. وقت کامبکه. | 388 |
