fa
Feedback
منِ خام

منِ خام

رفتن به کانال در Telegram

سر ها در گریبان است.

نمایش بیشتر
452
مشترکین
-124 ساعت
+67 روز
+5430 روز
آرشیو پست ها
اهان

در عین با تو بودن بی تو مانده‌ام.

در میان آغوش یخ زده‌ام

در حین لبخند عزادارم

جدیا

در عین رسیدن جا مانده‌ام

در عین زنده بودن وصیت کرده‌ام

در عین عاشق بودن از عشق می‌ترمسم

در عین دلتنگی فراموشت کرده‌ام

اما من در عین خواستن نمی‌خواهم

تو، تنها گُلی هستی که خودخواهی‌ام قد نداد به چیدنش. تمامت را می‌خواهم. قامت لرزان و نجیبت، به همراه هر آنچه از تو در قلبِ زمین پنهان شده است. تمامت را دوست دارم. حضورِ در بادت، گلبرگ‌های همیشه سرزنده‌ات و آن ریشه‌ی عمیقی که به خاک دوانده‌ای. تو نفیس‌ترین گل دورانِ منی. بی‌آنکه لای صفحات دفترم له شده باشی، باز هم هر خطم بوی تو را می‌دهد. تو تک‌درخشش این دشتِ خاموشی. با کشیدنی بودنت شوخی نمی‌کنم. عطر تو را که نفس می‌کشم، از تنِ خودم برمی‌خیزم و دوباره برای تو خاک می‌شوم. تو فقط رشد کن. بگذار دویدنِ وجودت را در بافتِ بودنم حس کنم. عزیزم، برای من یک لبخند از تو کافیست. تو بخند، من هم زنده می‌مانم. اصلا بگذار خارهایت پیش از لب‌هایت سهمِ من شوند، بوسیدنت ارزشِ هر زخمی را دارد. با وجود خلأ تاج بر روی این سرِ به‌هم‌ریخته و سوخته، برای من همان تک‌ گلِ سیاره‌ای هستی تو. و من، اقتباسی افراطی از شازده کوچولو، که اینبار سیاره‌ی کوچک خود را ترک نکرد.

‏خواسته کوچکم این بود که در آغوش تو باشم. اکنون در آغوش شبم اما. دستان غم دور گردنم است و از تو با ماه می‌گویم.

‏من سراپا خاکسترم، ‏اگر می‌خواهی نوازشم کنی هیچ مانعت نمی‌شوم. ببوس مرا. ولی ای‌کاش این بوسه تلخ‌ کامت نکند.

ممبرای قدیمی راوی پاشید برید چنل جدیدش✨

Repost from N/a
مشتاقانه به دنبال پیدا کردن ممبرای قدیمیمم و خب نمیدونم چجوری پیداشون کنم.

استعداد ویژه‌ای در ادامه دادنِ جنگ‌های باخته دارم.

تا زمانی که وحشت از زندگی‌ات رخت نبسته نمی‌فهمی ترس تا چه اندازه زمان‌بر است.

بفهمم چرا زندم.

امیدوارم امیدوارم امیدوارم یروزی بفهمم دارم چیکار می‌کنم.

غروب جمعه