مژهی گرگ
رفتن به کانال در Telegram
243
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
+130 روز
آرشیو پست ها
243
+1
امیدواری یعنی اطمینان از اینکه فارغ از نتیجه ،
اتفاقی معنادار در حال وقوع.
نه صرفا یک اتفاق خوب✨
243
میخواهند ما افسرده باشیم و آدم افسرده از دنیا چیزی نمیخواهد. از همه دل کنده و بیآرزوست. طلبی ندارد، مطالبه ندارد و حتی شاید توقفِ زندگیاش را حس نکند. به قول کامو، تمام تلاش آنها ناامید کردن آدم از "بودن" است.
'معین دهاز'
243
که ما همچنان
مینویسیم
که ما همچنان
در اینجا ماندهایم
مثل درخت که مانده است
مثل گرسنگی
که اینجا مانده است
مثل سنگها که ماندهاند
مثل درد که مانده است
مثل زخم
مثل شعر
مثل دوست داشتن
مثل پرنده
مثل فکر
مثل آرزوی آزادی
و مثل هر چیز که از ما نشانهای دارد.
'محمد مختاری'
243
کیست که بتواند آتش بر کف دست نهد
و با یاد کوههای پر برف قفقاز خود را سرگرم کند
یا تیغ تیز گرسنگی را با یاد سفرههای رنگارنگ کند
یا برهنه در برف دیماه فرو غلتد
و به آفتاب تموز بیاندیشد
نه هیچکس هیچکس
چنین خطری را به چنان خاطرهای تاب نیاورد
از این که خیال خوبیها درمان بدیها نیست
بلکه صد چندان بر زشتی آنها میافزاید.
'ویلیام شکسپیر '
243
امیل چوران مینویسد:
چرا از غصههایمان اندوهگین شویم و از شادیهایمان مشعوف؟ چه فرقی میکند اشکهایمان از سر لذت باشد یا درد؟ به اندوه خود عشق بورزید و از شادمانی خود بیزار باشید، همه چیز را درهم بریزید و با هم بیامیزید. برف دانهای باشید رقصان در باد، غنچهای شناور بر جویبار! شجاع باشید وقتی نیازی به آن ندارید و بزدل باشید آنجا که باید شجاعت به خرج دهید!
243
Repost from در مسير روشن شدگی
هکاته (Hecate) – یونان کهن
الههی چهارراهها، شب و گذار
او الههی «بینبودن» بود؛
بین ترس و شهامت،
بین گذشته و آینده.
هکاته چراغ به دست تصویر میشد.
نه برای اینکه راه را عوض کند،
بلکه برای اینکه انسان در تاریکی گم نشود.
زنانی که در بحرانها نقش راهنما داشتند،
خود را دختران هکاته میدانستند.
🌾
243
Repost from در مسير روشن شدگی
در بزنگاههای تاریخ،
وقتی جهان از صدای فریاد پر میشود،
یک نقش قدیمی دوباره بیدار میشود؛
نقش «نگهدارنده».
نگهدارندهی معنا
نگهدارندهی پیوند
نگهدارندهی انسانیت در لحظههایی که همهچیز میخواهد از هم بپاشد!
در بسیاری از آیینهای کهن،
زن نه بهعنوان جنگجو
بلکه بهعنوان کانون تعادل شناخته میشود.
او آن کسیست که آتش را خاموش نمیکند،
حتا وقتی خانه ویران میشود.
این به معنای انفعال نیست؛
این عمیقترین شکل کُنِش است.
امروز، در میانهی غم، ترس و بیاطمینانی،
روشن نگهداشتن چراغ درون
یک عمل سیاسی نیست،
یک عمل انسانی است.
و این چراغ،
با خشم پایدار نمیماند،
با نفرت دوام نمیآورد،
بلکه با آگاهی، شفقت و حضور زنده میماند.
زن، وقتی آگاه است،
میداند که قرار نیست همهچیز را درست کند؛
او فقط اجازه نمیدهد تاریکی
تمام فضا را تصاحب کند.
چراغی که روشن میماند،
راه را نشان نمیدهد؛
که یادآوری میکند
هنوز راهی وجود دارد..
🕊️
