مژهی گرگ
رفتن به کانال در Telegram
243
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
+130 روز
در حال بارگیری داده...
جذب مشترکین
اکتبر '26اکتبر '26
اکتبر '26
+54
در 0 کانالها
سپتامبر '260
در 1 کانالها
Get PRO
اوت '260
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '260
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئن '260
در 2 کانالها
Get PRO
مه '26
+1
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '260
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+10
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+2
در 1 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+11
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+10
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+9
در 2 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+22
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '25
+32
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '250
در 3 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+9
در 2 کانالها
Get PRO
مه '250
در 3 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+69
در 3 کانالها
Get PRO
مارس '250
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+108
در 0 کانالها
پستهای کانال
| 2 | بدون متن... | 85 |
| 3 | 🥹 | 107 |
| 4 | بدون متن... | 131 |
| 5 | 2140713340_1.mp3 | 126 |
| 6 | «رسالت بازمانده به یاد آوردن است؛
او نمیتواند به یاد نیاورد.»
' جورجو آگامبن' | 135 |
| 7 | امیدواری یعنی اطمینان از اینکه فارغ از نتیجه ،
اتفاقی معنادار در حال وقوع.
نه صرفا یک اتفاق خوب✨ | 179 |
| 8 | میخواهند ما افسرده باشیم و آدم افسرده از دنیا چیزی نمیخواهد. از همه دل کنده و بیآرزوست. طلبی ندارد، مطالبه ندارد و حتی شاید توقفِ زندگیاش را حس نکند. به قول کامو، تمام تلاش آنها ناامید کردن آدم از "بودن" است.
'معین دهاز' | 156 |
| 9 | ✨️ | 159 |
| 10 | مادر من زن شادتری بود
اگر
دختری مثل من نداشت...
چقدر این فکر توی سرت تکرار میشه؟ | 155 |
| 11 | ما عدد نبودیم. | 184 |
| 12 | که ما همچنان
مینویسیم
که ما همچنان
در اینجا ماندهایم
مثل درخت که مانده است
مثل گرسنگی
که اینجا مانده است
مثل سنگها که ماندهاند
مثل درد که مانده است
مثل زخم
مثل شعر
مثل دوست داشتن
مثل پرنده
مثل فکر
مثل آرزوی آزادی
و مثل هر چیز که از ما نشانهای دارد.
'محمد مختاری' | 281 |
| 13 | من این بدن نیستم
من این ذهن نیستم
پس من چیستم؟ | 227 |
| 14 | کیست که بتواند آتش بر کف دست نهد
و با یاد کوههای پر برف قفقاز خود را سرگرم کند
یا تیغ تیز گرسنگی را با یاد سفرههای رنگارنگ کند
یا برهنه در برف دیماه فرو غلتد
و به آفتاب تموز بیاندیشد
نه هیچکس هیچکس
چنین خطری را به چنان خاطرهای تاب نیاورد
از این که خیال خوبیها درمان بدیها نیست
بلکه صد چندان بر زشتی آنها میافزاید.
'ویلیام شکسپیر ' | 207 |
| 15 |
امیل چوران مینویسد:
چرا از غصههایمان اندوهگین شویم و از شادیهایمان مشعوف؟ چه فرقی میکند اشکهایمان از سر لذت باشد یا درد؟ به اندوه خود عشق بورزید و از شادمانی خود بیزار باشید، همه چیز را درهم بریزید و با هم بیامیزید. برف دانهای باشید رقصان در باد، غنچهای شناور بر جویبار! شجاع باشید وقتی نیازی به آن ندارید و بزدل باشید آنجا که باید شجاعت به خرج دهید! | 271 |
| 16 | sticker.webp | 241 |
| 17 | ای خاک! اگر سینهٔ تو بشکافند
بس گوهر قیمتی که در سینهٔ توست
' جناب خیام' | 251 |
| 18 | هکاته (Hecate) – یونان کهن
الههی چهارراهها، شب و گذار
او الههی «بینبودن» بود؛
بین ترس و شهامت،
بین گذشته و آینده.
هکاته چراغ به دست تصویر میشد.
نه برای اینکه راه را عوض کند،
بلکه برای اینکه انسان در تاریکی گم نشود.
زنانی که در بحرانها نقش راهنما داشتند،
خود را دختران هکاته میدانستند.
🌾 | 257 |
| 19 | در بزنگاههای تاریخ،
وقتی جهان از صدای فریاد پر میشود،
یک نقش قدیمی دوباره بیدار میشود؛
نقش «نگهدارنده».
نگهدارندهی معنا
نگهدارندهی پیوند
نگهدارندهی انسانیت در لحظههایی که همهچیز میخواهد از هم بپاشد!
در بسیاری از آیینهای کهن،
زن نه بهعنوان جنگجو
بلکه بهعنوان کانون تعادل شناخته میشود.
او آن کسیست که آتش را خاموش نمیکند،
حتا وقتی خانه ویران میشود.
این به معنای انفعال نیست؛
این عمیقترین شکل کُنِش است.
امروز، در میانهی غم، ترس و بیاطمینانی،
روشن نگهداشتن چراغ درون
یک عمل سیاسی نیست،
یک عمل انسانی است.
و این چراغ،
با خشم پایدار نمیماند،
با نفرت دوام نمیآورد،
بلکه با آگاهی، شفقت و حضور زنده میماند.
زن، وقتی آگاه است،
میداند که قرار نیست همهچیز را درست کند؛
او فقط اجازه نمیدهد تاریکی
تمام فضا را تصاحب کند.
چراغی که روشن میماند،
راه را نشان نمیدهد؛
که یادآوری میکند
هنوز راهی وجود دارد..
🕊️ | 157 |
| 20 | و باز هم
موهبت زندگی✨️
در روزهایی که بوی مرگ همه جارو گرفته بود. | 217 |
