انتشارات سرو سخنگو
رفتن به کانال در Telegram
اطلاعرسانی کتابها، نویسندگان، نشستها و ... مرتبط با انتشارات سرو سخنگو @BookyPub
نمایش بیشتر335
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+67 روز
+4030 روز
آرشیو پست ها
دوستان عزیز!
آیا تا پایان آبانماه به انتشار روزنوشتهای سفرنامهی استاد اسلامی ندوشن به شوروی «کتاب در کشور شوراها» ادامه بدهیم؟
برشی از کتاب در کشور شوراها:
۱۴ آبان
زندانیها البته از خواندن و نوشتن ممنوع بودهاند.آنّا به من گفت که برای دادن اخبار به همدیگر، بین خود علامتهایی داشتهاند که با کوبیدن پشت دست بر دیوار ردوبدل میشده. ولی این کار اگر کشف میشد، مجازات
شدید میداشت. بدین معنی که متخلّف را به سلول تاریک انتقال میدادند. یکی از این مغاکهای «مجازات در مجازات» را که همان سلول تاریک باشد به ما نشان دادند. تفاوتش با اتاقهای دیگر در آن بود که کوچکتر بود، نه چراغ داشت، و نه پنجره؛ و نه حتی بالاپوش، میبایست روی تخت آهنین لخت خوابید...
معمولاً نام زندانیان را به نگهبانان نمیگفتهاند تا آنها ندانند که با چه کسانی سروکار دارند. حضور زندانی را به عنوان «موجود » در دفتر ثبت میکردهاند: فلان «موجود» امروز داخل شد؛ فلان «موجود» خارج.
زندانیها در وضعی که میداشتند، نهتنها از بیماری یا سرما یا ضعف از پا درمیآمدند، بلکه پیش میآمده است که بعضی از آنها دیوانه شوند؛ فریادهای دلخراش برمیآوردهاند و گاهی کار به خودکشی میانجامیده؛ کماآنکه یک بار یکی، شیشۀ لامپا را شکسته و خورده بود تا راحت شود...
محمدعلی اسلامی ندوشن
در کشور شوراها را از سایت سرو سخنگو تهیه نمایید.
///////
@sarvpub
برشی از کتاب در کشور شوراها:
۱3 آبان
به سوی جنوب (در جهت مسکو) راندیم و پس از طی بیست کیلومتر به محل رسیدیم. پارک بسیار وسیعی بود (ششصد هکتار) با دریاچۀ مصنوعی و آبنماها. قصر کاترین دوم در آن واقع بود، بنای عظیمی که تاکنون چند بار تعمیر شده است. میگفتند که در اصل همۀ گچبریها و مجسمهها و قرنیزها از آبطلا پوشیده بوده، چنانکه صد و چهارده کیلو طلا در آن به کار رفته بوده است، اما بهمرور این طلاها فروریخته...
کلیسایی هم بود که بایستی پس از لذت فرمان راندن و لذت همآغوشی به آن پناه برد؛ پیوستگی «بستر و محراب»، نیز نشانۀ نیاز آدمیزاد به قدرت از یک سو، و به عجز و انکسار از سوی دیگر.
کاترین دوم یکی از عجایب تاریخ روسیه است. به هر گوشۀ شهر که پای بگذارید اثری و نامی از او میبینید؛ خیلی پیشتر از پطر. در این مدت که من بودم هیچ نامی بیشتر از نام کاترین به گوشم نخورد. از لحاظ حضور در تاریخ روسیه، تنها لنین میتواند با او برابری کند.
محمدعلی اسلامی ندوشن
در کشور شوراها را از سایت سرو سخنگو تهیه نمایید.
///////
@sarvpub
دکتر اسلامی ندوشن دربارهٔ اشغال سفارت آمریکا چه نظری داشتند؟
از اشغال سفارت آمریکا سالها میگذرد اما برخی مطالب اسن یادداشت که برای اولین بار دارد منتشر میشود بسبار تازگی دارد. پیشنهاد میکنیم اسن پست را بخوانید:
👇👇👇
https://www.instagram.com/p/DfT7sd0lrJx/?cplk=MW81cHh4bXpiN3Z5bA==
@sarvpub
Repost from کتابفروشی دماوند
.
نوشتههای بیسرنوشت (ترجمههای ادبی و ادبیات جهان) / محمدعلی اسلامی ندوشن / نشر سرو سخنگو، ۳۰۰ صفحه، یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومن
از پشت جلد کتاب:
«به همین مقدار کم ترجمهای که در این کتاب آمده است دلبستگی دارم، نشانهٔ ناچیزی باشد از ابراز حقشناسی من نسبت به ادب اروپایی و زبان فرانسه و انگلیسی که به هر دو بسیار مدیونم...
در ترجمهها خواستم چند نمونه از ادب قدیم و جدید و شرق و غرب را عرضه کرده باشم تا نموداری باشند از بازتابهای گوناگون اندیشه در دورههایی دور از یکدیگر...
فهم دقیقتر ادبیات فارسی بدون آشنایی و سنجش با نمونههایی از آثار ادبی سایر کشورها میسر نمیشود. تنها در مقام مقایسه است که ما به کشف خویشاوندی اندیشهٔ بشری پی میبریم، خویشاوندی در عین تمایز بر هر اثری از فرهنگهای گوناگون دست بگذاریم. معدلی از آن را در زبان فارسی در برابر چشم میبینیم، منتها با لحنی و در زاویهای متفاوت.»
چاپ جدید دربردارندهٔ تمام ترجمههای دکتر ندوشن از سالهای ۱۳۲۴ به بعد است.
سفارش: @bahmanbooks
حضوری / ۶۶۹۸۱۰۲۴ / وبسایت
.
برشی از کتاب در کشور شوراها:
۱۲ آبان
همان شب میبایست به تئاتر کیروف برای تماشای بالۀ «دون کیشوت» برویم. خود تهیۀ بلیط باز خالی از ماجرا نبود. روز دوم ورودم آنّا به هتل مراجعه کرد و بلیط برای هر دو ما خرید و تاریخش معیّن شد؛ منتها گفتند که خود بلیط را همان روز نمایش تحویل میدهند. اما روز نمایش که مطالبه کرد گفتند بلیط نیست. برای من بسیار تازگی داشت که کسی از یک مرجع رسمی (نه بازار سیاه) بلیط بخرد، پولش را بپردازد، جا برایش «رزرو» شود، آنگاه روز قضیه به او بگویند ما در برابر شما تعهدی نداریم...
نمایش، رویهمرفته متوسطالحال بود رقصها چیز چندانی بیشتر از عادی نداشت. از هر جهت از بالۀ ژیزل که در بلشوای تئاتر دیده بودم، پایینتر بود. موضوع، البته خیلی مهم است. ظاهراً رقص تنها در موضوعهای جدی و عمیق میتواند زمینۀ توفیق یابد. شخصیتهای مضحک و موضوعهای کموبیش سبک در باله نمیگنجند. رقصندهها هم بهخوبی رقصندههای بلشوای تئاتر نبودند. به من گفتند که چون مسکو پول بیشتر میدهد، و وسیله در اختیار میگذارد (از نوع آپارتمان و تسهیلات دیگر) بالرینهای برجستۀ لنینگراد را میرباید و میبرد.
ساعت تنفس به طبقۀ بالا رفتیم و نمایشگاه کوچکی را که حاوی عکسها و تصویرهایی از موسیقیدانها و نمایشگرهای بزرگ بود، تماشا کردیم. وقتی برگشتیم و نشستیم، چشمم به بالای سرمان افتاد که لژ سلطنتی بود. دو سیاه گردنکلفت (که نمایندۀ صلح بودند) در آن نشسته بودند. درست در همانجا که تزار و امپراتریس مینشستند. بر مخمل صندلی لم داده بودند، خیلی راحت، چنانکه گفتی چیزی از این طبیعیتر نبوده، و آن صندلیها را به قالب بدن آنها ساختهاند. بار دیگر نتوانستم از گردش روزگار حیرت نکنم. به قول بیهقی: «احمق که دل در این جهان بندد که نعمتی بدهد و زشت بازستاند.» آنها بیشتر از «امپراتور کل روسیه» خود را به نشستن در آنجا محق میدیدند، و حق هم داشتند. خون هیچ کس سرختر از خون دیگری نیست. اگر کسی بالاتر از دیگری نشست و کسی هم حرفی نزد، یا زور در کار است یا رضایت، یا هر دو، که حالت تسلیم و انتظار باشد.
محمدعلی اسلامی ندوشن
در کشور شوراها را از سایت سرو سخنگو تهیه نمایید.
///////
@sarvpub
منتشر شد
سیصد صفحه، کاغذِ خارجی سافت بالک و درجه یک، صفحات اول رنگی، قطع رقعی، جلد شومیز
کتاب نوشتههای بیسرنوشت، دربردارنده تمام ترجمههای کوتاهی است که توسط دکتر اسلامی ندوشن از سال ۱۳۲۰ تا ۱۳۸۵ انجام شده است. آن را میتوان «دور دنیا با اسلامی ندوشن» نامید از «افسانههای تلخ و شیرین» تا «ارزش علم»، از نهرو تا داستایفسکی، از «یک محاکمۀ بزرگ» در ایتالیا تا «درس وحشتانگیز یک جزیره» در جنوب اقیانوس اطلس، از «ابلیس در ادب فارسی و ادب اروپایی» تا «گیلگمش و طوفان نوح». از مشاهیری چون ادگار آلنپو، شارل بودلر، پل والری، شکسپیر و... میخوانیم تا بزرگانی کمترشناختهشده...
ترجمههایی از شکسپیر که هم به نثر عادی است و هم موزون.
برشی از کتاب در کشور شوراها:
۱۱ آبان
تماشای موزۀ «دین و بیدینی» لنینگراد از واجبات بود، زیرا شاید در دنیا منحصربهفرد باشد، بهخصوص که مقرّ آن کلیسای کازان است، که خود آن نمیبایست از دیدنش غافل شد. این بنا که به سبک کلیسای سِنت پییر رم ساخته شده است، با چهار ردیف ستون سنگی کورنتیوارخور از خیابان نیوسکی منظرۀ باشکوهی دارد، در میدان روبهروی کلیسا، مجسمۀ کوتوزوف، سردار روس که ناپلئون را شکست داد، برپای است. کوتوزوف در روسیۀ امروز محبوبترین سردار دوران تزاری است، و شخصیتش در «جنگ و صلح» تولستوی جاودانی شده است.
این موزه تفسیر مجسمی است بر گفتار معروف مارکس که گفت «دین تریاک مردم است» و در آن سندها و عکسها و صحنههایی به نمایش گذارده شده است که مبیّن این معنی باشد...
نتیجهگیریای که موزۀ «دین و بی دینی» میکرد این بود که باید تفکر علمی بر تفکر مذهبی غلبه کند.
کسی منکر سوءاستفادۀ حکمگزاران از دین نیست و اگر آثار شوم اتحاد تشرّع و قدرت در تاریخ بخواهد برشمرده شود، تمامشدنی نخواهد بود. بااینحال، این سؤالها در ذهن میگذرد: آیا بشر ابتدایی میتوانست بدون تفکر دینی زندگی کند و ادامۀ حیات بدهد؟ آیا بدون دین، فرهنگ و تمدن میتوانست پدید آید، و آیا مقداری از شاهکارهای بزرگ هنری و ادبی در همین قرن نوزدهم خود روسیه که با آنهمه دقت در موزهها و کتابخانهها نگاهداری میشود، مدیون دین نیست؟
محمدعلی اسلامی ندوشن
در کشور شوراها را از سایت سرو سخنگو تهیه نمایید.
///////
@sarvpub
کلمه است که میآفریند
در آغاز کلمه بود
اما کلمه میبایست شنیده شود
خاموشی میبایست شکسته شود
کلمه میبایست ادا گردد،
پیش از آنکه آن تیرگیِ هرجومرج ازلی
تبدیل گردد به روشنایی سامانیافته
پیش از آنکه بستر بیابان
گل سرخ برآورد
کلمه میبایست ادا گردد
ّ پیش از آنکه حوا جدا شود
از پهلوی چپ آدم
کلمه میبایست ادا گردد
همانگونه که حقیقت همواره حقیقی است
و امروز نیز چیره است
کلمه نیز به گفتن میآید.
✏️ از ژان استر یونترمیر، شاعر آمریکایی
📝 ترجمه دکتر اسلامی ندوشن
📚 کتاب نوشتههای بیسرنوشت
بشنوید
آنچه دکتر محمد دهقانی درباره استاد دکتر زرینکوب گفتهاند.
و چند نکته:
ویدیو برای حدود چهار ماه قبل است اما اکنون با توجه به یخنان شخصی دیگر و استناد به این سخنان، در فضای فکری و فرهنگی کشور اسن مطالب در حال نقد است.
متأسفانه دکتر دهقانی در اولین سال درگذشت استادش دکتر اسلامی ندوشن و در بزرگداشت ایشان نیز مطالب غیرمنصفانهای در نقد دکتر اسلامی ندوشن به زبان آوردند تا آنجا که موجب ناراحتی خانواده از ایشان و برگزارکنندگان مراسم شد و درخواست عدم برگزاری بزرگداشت شدند. آنجا پاسخی کوتاه خدمت جنابشان ارسال شد و عمومی نشد.
به این سخنان فرهیختگان و حقگزاران فرهنگ ایران پاسخ داده و میدهند. البته دکتر دهقانی توضیحی ارائه داده که بسیاری قانع نشدند.
در ادامه این مطالب را خواهید خواند:
@sarvpub
برشی از کتاب در کشور شوراها:
۱۰ آبان
صبحانه در هتل اکتبرسکی لنینگراد از لحاظ خلوت بودن بوفه خوشایندتر از مسکو بود، هرچند که در کیفیت با آن تفاوت چندانی نداشت. درهرحال ادای تکلیفی بود. من بدترین چایها را در دو کشور دیدم که هر دو در چای شهرت جهانی دارند: یکی هند و دیگری روسیه. هند سرزمین چای است و روسیه نوشندۀ نامآور آن، و ادبیات روس با بخار سماور آمیخته شده. اما آنچه من دیدم، مایع زردرنگی بود که نه بو داشت و نه طعم.
محمدعلی اسلامی ندوشن
در کشور شوراها را از سایت سرو سخنگو تهیه نمایید.
///////
@sarvpub
برشی از کتاب در کشور شوراها:
۹ آبان
نخستین قلم برنامۀ من دیدار از موزۀ «ارمیتاژ » بود که نگین لنینگراد و بزرگترین کانون هنری اتحاد جماهیر شوروی است. ارمیتاژ (به معنای دیر) در اصل موزۀ اختصاصی خانوادۀ سلطنتی بوده، از اواسط قرن نوزدهم جنبۀ نیمهعمومی به آن بخشیده شده و بعد از انقلاب همگانی گردیده است؛ و چون احتیاج به داشتن جای فراختری داشته، قصر زمستانی نیز در اختیار آن گذارده شده. یکی از سه موزۀ بزرگ دنیاست (به همراه لوور و بریتیش میوزیوم). دو میلیون و پانصد هزار شیء در آن به نمایش گذارده شده، که برای دیدن همۀ آنها از قرار یک دقیقه برای هر شیء، نوزده سال وقت میخواهد...
نخست به اتاقی رفتیم که در نظر خودِِ موزه مهمترین اتاق بود، و آن جایی بود که شاهکارهای نقاشی دورۀ رنسانس ایتالیا در آن حفظ میشد (لئوناردو ونسی، رافائل، میکلآنژ...). هجوم جمعیت به حدی بود که برای تماشای یک تابلو لئوناردو ونسی یا رافائل میبایست صف بست، و ما ناگزیر شدیم که چند بار توی صف بایستیم. در میان آنها دو تابلو از همه پرخواهانتر بودند که هر دو هم «مادر و کودک » بودند.
مادونا (مادر عذرا) که زیبایی آرمانی زنانۀ دورۀ رنسانس را مصور میکند، یادآور الهۀ باوری است که بشر از قدیمترین زمان (لااقل سی هزار سال پیش) به تصویر و تجسم آن دست زده است، و آن را ضامن بقا و ادامۀ نسل میدانسته. در شمایل مادونا، هنرمند، تلفیق و توافقی در میان نیاز مذهبی و خواهش جنسی یافته و در شمایل مادر و فرزند،
رمزی از زن مادر جسته شده است، که نمودار زن کامل، زن بهثمررسیده است.
رابطۀ هنرمند مسیحی با مادونا، به نظر من شبیه به رابطهای است که شعرای عرفانی ما در کنایۀ معشوق میجستهاند که آمیختۀ مرموزی از روحانی و جسمانی است. تجلی زیبایی معنوی و الوهی در صورت زیبا تصویر میشده که چیزی جز تمایل به اخت کردن و آشتی دادن آسمان و زمین نیست؛ و اوج این معنی را باید در حافظ دید که نزد او معشوق ناب کسی است که در وجود خویش تقدس کبریایی را با جاذبۀ جنسی پیوند دهد، موجودی که سیرابکنندهای سیریناپذیر است و درعینحال هالۀ قدس گرد سر خود دارد.
محمدعلی اسلامی ندوشن
در کشور شوراها را از سایت سرو سخنگو تهیه نمایید.
///////
@sarvpub
رؤیای امروز ما چیست؟
میشود گفت که نزدیک به همۀ مردم از جنگ بدشان میآید. رؤیای امروز ما صلح است. در صلح است که بشر تواناییهای بسیار کلانی را که در اوست رشد میدهد. ولی شاید انسان آینده صلح را نیز خوب یا بد هر دو بینگارد. شاید انسان زندگیکننده در صلح از چشمۀ «ملال» بنوشد. آنگاه چه بسا که این نوشابه، خود مسئلۀ بزرگی بیافریند، که او را از بهرهوری از همۀ انتظارهایی که از تواناییهای خویش دارد، بازدارد.
اسلامی ندوشن، نوشتههای بیسرنوشت (ادبیات جهان و ترجمههای ادبی)، بهزودی از نشر سرو سخنگو
برای تهیهی کتاب ارزشمند «ایران را از یاد نبریم و به دنبال سایهی همای» به لینک زیر مراجعه فرمایید:
https://share.google/2vrgGSWwNhBCMp0SR
//////
@sarvpub
