"پروآز"
رفتن به کانال در Telegram
🕊️🌻 من منتظرِ ظهورِ خویشم؛ آنجا که بالها به پرواز وا شوند. _الهه، روایت من و مسیر کنکور ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=6185761760
نمایش بیشتر933
مشترکین
-324 ساعت
-227 روز
-8730 روز
آرشیو پست ها
932
بعض وقتا این صبر تخمی تموم میشه ادم میبره
حرف بزنی میگن چقدر پر حرفه
احساساتو بگی میگن پسره احساساتی
نگی میگن چقدر پسره بی حسه
کار کنی میگن سگ دو میزنه نمیرسه
کار نکنی میگن کون گشاد
درس بخونی میگن چرا کار نمیکنی
درس نخونی میگن کصخله
سکوت کنی میگن حتما ناراحت نشده
اعتراض کنی ناراحت میشن
چیزیشون بگی میگن بی شعوره
نگی میگن ناراحت نشد
ناراحتیتو نوشن بدی میگن ضعیفه
نشون ندی میگن ناراحتش نکرد
پول داشته باشی میگن مال باباشه
نداشته باشی میگن الدنگ فقیره
خشگل باشی میگن کونیه
نباشی میگن چقدر کیریه
خب بابا کونتون میزارن دو دقه پشت ادم خرف نزنید ؟؟؟؟ دو دقه در گاله رو ببندید اینقدر کص نگید پشت ادم
مام صبری داریم هی کیر میزنید به اعصاب ادم یهو عصبی میشم هفت حد و ابادتو هوا میکنم بعد ناراحت میشی
والا مردم میمرن چاک دهنشونو ببندن
932
متنو دیلیت زدم و حالا دم اونایی که خوندن اون متنو گرم
ولی دیگه نمی نویسم چون من حرفای توی دلمو مینویسم گاهیی اونم یک از هزارش و اینکه دیگه نمی نویسم چون شاید به فکر بعضیا بیاد که این فرد ضعیفه . نمیدونن این فرد چی کشیده که به اینجا رسیده.
بیخیال
932
جالب تر همه اینکه هر جمعی هر دورهمی میری که دلت باز بشه همه دارن در مورد اکس و نکس و پارتنر هاشون و روزای قشنگ صحبت میکنن ولی تو داری فکر میکنی دستای زخمی و سیمانیت رو نبینن و باهاشون همراهی کنی که نفهمن تو تنهایی و کسی نداشتی چون بهت میگن منگل ...
زندگی هنوز زیباست....
932
و عزیز دلم بار دگر کارد را به درون ژرف جان تکه پاره بی پناهم فرو کردی و چرخاندی ، ولی اگر روزی شانه ای برای خستگی های تن خستگی ناپذیرت خواستی بیا تا با نلبکی چینی مادربزرگم در غروب جمعه چای با شیرینی دانمارکی بخوریم .
932
و عزیز دلم بار دگر کارد را به درون ژرف جان تکه پاره بی پناهم فرو کردی و چرخاندی ، ولی اگر روزی شانه ای خواستی بیا تا با نلبکی چینی مادربزرگم در غروب جمعه چای با شیرینی دانمارکی بخوریم .
