Riyan's Arcadia
رفتن به کانال در Telegram
356
مشترکین
-224 ساعت
-17 روز
-630 روز
آرشیو پست ها
Repost from 𝕌𝕝𝕥𝕣𝕒𝕞𝕒𝕣𝕚𝕟𝕖ᵇˡᵘᵉ
این پیام رو فور کنید به چنل دیلیتون تا من یک پاراگراف از داستانهای منتشر نشدهام براتون بنویسم، با توجه به وایب چنلتون.
- ظرفیت ده نفر✿︎
مدت زیادیه فیکشنایی که میبینم تمرکز خاصی روی خوناشاما دارن. ولی نظرتون راجب تاج و تخت الفها چیه؟🙂↔️🙂↔️🙂↔️
#ComingReallySoon
Challange
Limit: 10
این پیامو فور کنین تا بگم وایب کدوم کاپل اکسو رو میدین و اگه یه ژانر بودین اون چی بود.
جوین باشین
شاید جالب باشه ماروین تا پارت ۴۰ امادست و تنها چیزی که برای آپش مشکل ایجاد کرده حوصله من برای ادیت و ویرایش نهاییه...
Repost from N/a
تنها دلیل نفسهای بیاختیار من... امشب دوباره به موقع نوشتن از مسیر اصلی داستان منحرف شدم؛ فقط به این خاطر که در تمام زمان نوشتن حرکات نرم دست هایت به هنگام نقاشی من رو از این دنیای بیمهر به دنیای خیال و عشق میراند . تمام واژهها را کنار هم چیدم، اما هیچکدام نتوانستند نامت را آنطور که در قلب من میپیچد، صدا بزنند. «زیبا» برای تو واژهی کوچکیست؛ «عزیزم» زیادی ساده است؛ و «عشق»...خنده دار... عشق برای آدم های پر ادعا و دیوانه است. کسانی که عشق را برده مشتی بوسه و احساس پوچ گذرا کرده اند. دوباره تمام نوشته های داستانم را مچاله کردم و دور انداختم. باید هرطور شده احساساتم رو به نوشته تبدیل میکردم. میدانم که میدانی اگر این داستان من که فقط احساسات خالص من به توست را چاپ کنم . جهان از احساسات من به تو سيراب میشود
ووت و کامنتارو ازم دریغ نکنین
واقعا چندین ماهه که همه با افت ووت و کامنت مواجهیم. و واقعا دلگرمی بزرگیه نظراتتون. حداقل برای کارای بعدی. دلمو نشکونین و بیاین اناندا رو با کلی عشق و علاقه بدرقه کنیم. باشه؟
پرونده آناندا همینجا بسته میشه
پارت بعدی پارت آخر و یه فلش فوروارد به حدود 2.5 سال بعده❤️4 سپتامبر برای آخرین پارت میبینمتون
♧⃞عنوان: آناندا•°•
♧⃞ژانر: روانشناسی° رمنس• امگاورس° اسمات•
♧⃞کاپل(اصلی): سکایهون، چانبک
♧⃞نویسنده: #Riyan
♧⃞KᗩIᕼᑌᑎ°•°•🥊 •|کیم جونگین، یه آلفای خون خالص و بوکسر معروفه. توی آخرین مسابقهش به طرز عجیبی میبازه و در کنارش، زندگی و حرفهش رو هم از دست میده. به طوری که کنار دندههای خورد شدهاش، یک روانشناس تشخیص میده که گرگش داره میمیره. •|-یه دسته گل لوندر؟ برای اون خریده؟ -هر وقت که بخواد به کسی نزدیک بشه یه دسته گل میگرفت، مطمئنم که تو هم گرفتیش. -آره..ولی نمیدونستم برای مراجعهکنندش هم گل میخره... ♧⃞ᑕᕼᗩᑎᗷᗩEK°●•°•🍒 •|منیجر یه بوکسر عصبی بودن واقعا نیازمند تحمل و احساسات کنترل شدهست، این برای چانیولی که برادرش روانشناس بود واقعاهم سخت نبود. آلفای مهربون و خونسردی که با دو رایحه کهربا و آناناسش، میتونست دل هر فردیو مجاب کنه، به طوری که فیزیوتراپ بوکسر دوست داشتنی هم، روش کراش داره. •|مطمئنا اگه چانیول بفهمه نزدیک شدن به اون فیزیوتراپ نقشه برادرش بوده قرار نیست اتفاقای خوبی بیفته، و شاید هم، نقشه سرنوشت این بوده؟♧⃞لینک واتپد Part⁶⁷
