گذر
هر گذر یک قصه . روایتهایی از دل کوچه بازار و آدمهایی که هوای هم دیگه رو دارن . . ارتباط و تعامل: @gozar_admiin انتقاد و پیشنهادات: t.me/HidenChat_Bot?start=6203788834
نمایش بیشتر📈 تحلیل کانال تلگرام گذر
کانال گذر (@gozar_med) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 37 042 مشترک است و جایگاه 1 275 را در دسته شوخی و سرگرمی و رتبه 9 499 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 37 042 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 29 ژوئیه, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر 27 101 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 714 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 23.00% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 13.04% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 8 390 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 4 759 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 120 است.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“هر گذر یک قصه
.
روایتهایی از دل کوچه بازار
و آدمهایی که هوای هم دیگه رو دارن
.
.
ارتباط و تعامل: @gozar_admiin
انتقاد و پیشنهادات:
t.me/HidenChat_Bot?start=6203788834”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 30 ژوئیه, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته شوخی و سرگرمی تبدیل کردهاند.
در حال بارگیری داده...
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 30 ژوئیه | +647 | |||
| 29 ژوئیه | +774 | |||
| 28 ژوئیه | +1 261 | |||
| 27 ژوئیه | +1 976 | |||
| 26 ژوئیه | +1 127 | |||
| 25 ژوئیه | 0 | |||
| 24 ژوئیه | 0 | |||
| 23 ژوئیه | 0 | |||
| 22 ژوئیه | 0 | |||
| 21 ژوئیه | +698 | |||
| 20 ژوئیه | +1 369 | |||
| 19 ژوئیه | +1 249 | |||
| 18 ژوئیه | +1 551 | |||
| 17 ژوئیه | +2 049 | |||
| 16 ژوئیه | +2 118 | |||
| 15 ژوئیه | +1 985 | |||
| 14 ژوئیه | +2 204 | |||
| 13 ژوئیه | +1 215 | |||
| 12 ژوئیه | 0 | |||
| 11 ژوئیه | 0 | |||
| 10 ژوئیه | 0 | |||
| 09 ژوئیه | +779 | |||
| 08 ژوئیه | +1 718 | |||
| 07 ژوئیه | +2 075 | |||
| 06 ژوئیه | +1 763 | |||
| 05 ژوئیه | +2 123 | |||
| 04 ژوئیه | +2 918 | |||
| 03 ژوئیه | +2 380 |
| 2 | صف جلو نمیرفت.
یکی زیر لب غر زد:
«این همه معطلی برای چند دقیقه خون دادن؟»
مرد میانسالی که چند نفر جلوتر ایستاده بود، برگشت و گفت:
«سه سال پیش پسرم همینجا اون طرف تخت خوابیده بود.
اون موقع آرزو میکردم کاش صف، خیلی خیلی بلندتر بود...»
دیگه هیچکس چیزی نگفت.
#گذر_نوشت | 899 |
| 3 | خیلی درک بالایی میخواد رسیدن به همچین دیدگاهی: | 3 032 |
| 4 | قبول دارید تنها کسی که میتونه حال آدما رو خوب کنه خود آدمان؟ | 3 507 |
| 5 | 💙 خبرهای منفی و توهم کمشدن آدمهای خوب (پارت دوم)
این ماجرا فقط یه خطای ذهنی نیست؛ بلکه میتونه جهانبینی ما رو تغییر بده.
روانشناسها به یکی از پیامدهای این وضعیت «خستگی همدلی» (Compassion Fatigue) میگن.
یعنی وقتی مدت زیادی در معرض خبرهای تلخ باشیم، کمکم نهتنها به خوبیها شک میکنیم، بلکه دیگه اصلاً اونها رو نمیبینیم. 😞
در نتیجه با خودمون میگیم:
«دیگه کسی به فکر بقیه نیست.»
«آدمهای خوب تموم شدن.»
«قدیما مردم مهربونتر بودن.»
اما حقیقت اینه که آدمهای خوب هنوز هم هستن؛ فقط خبرهای خوب، کمتر دیده و کمتر منتشر میشن. ❤️
یک حرکت مهربانانه معمولاً به اندازه یک جنایت یا یک اتفاق تلخ، بازدید نمیگیره. بنابراین باور ما بیشتر از اینکه از واقعیت ساخته بشه، از چیزهاییه که هر روز میبینیم.
🌼 و شاید مهمترین بخش ماجرا این باشه:
اگر باور کنیم خوبی از دنیا رفته، خودمون هم کمکم انگیزهای برای خوب بودن از دست میدیم.
در حالی که هر کار خوب، حتی خیلی کوچک، به دیگران یادآوری میکنه که هنوز هم میشه دنیا رو جای بهتری کرد. ✨
✍🏼 گروه روانشناسی گذر | 5 091 |
| 6 | 📰 خبرهای منفی و توهم کمشدن آدمهای خوب (پارت اول)
تا حالا شده بعد از چند دقیقه خبر خوندن، با خودت بگی:
«دیگه آدم خوب پیدا نمیشه…» یا «دنیا فقط پر از بدیه…»؟
اما یه سؤال مهم:
واقعاً آدمهای خوب کم شدن یا فقط خبرهای بد بیشتر دیده میشن؟
🧠 روانشناسی رسانه میگه خبرهای منفی بازدید بیشتری میگیرن. مغز ما از گذشتههای دور طوری تکامل پیدا کرده که به خطرها حساستر باشه؛ چون توجه به خطر، احتمال زنده موندن رو بیشتر میکرد.
به همین خاطر، خبرهایی مثل خشونت، کلاهبرداری، خیانت یا جنگ خیلی بیشتر از یک خبر خوب دیده و منتشر میشن.
از طرف دیگه، روانشناسی شناختی این اتفاق رو «سوگیری در دسترس بودن» (Availability Heuristic) مینامه.
یعنی مغز ما هر چیزی رو که بیشتر میبینه، رایجتر و مهمتر از واقعیت تصور میکنه.
پس وقتی هر روز اخبار پر از اتفاقات تلخ باشه، ذهنمون کمکم نتیجه میگیره که:
«دنیا همینقدر تاریکه.»
در حالی که واقعیت، خیلی گستردهتر از چیزیه که توی خبرها میبینیم. 🌱 | 4 727 |
| 7 | نیکی کردن و در دجله انداختن باید سبک زندگیمون بشه | 4 636 |
| 8 | صبح همه بخیر
مخصوصا اونایی که “ یه کاری کردن” رو به “ هیچکاری نکردن” ترجیح میدن :) | 4 429 |
| 9 | 👀 تا حالا شده فقط برای اینکه رنگ یه لباس رو تشخیص بدی، تاریخ انقضای یه دارو رو بخونی یا ببینی چراغ اجاق خاموش شده یا نه، مجبور باشی از یکی کمک بخوای؟
برای خیلی از نابینایان و کمبینایان، این فقط یک اتفاق گاهیاوقات نیست؛ بلکه بخشی از زندگی روزمرهشونه.
💡 سال ۲۰۱۵ اپلیکیشنی به اسم Be My Eyes با یک ایده بسیار ساده راهاندازی شد.
هر فرد نابینا یا کمبینا، هر زمان به کمک نیاز داشته باشه، میتونه از داخل برنامه درخواست بده. فقط چند ثانیه بعد، تماس تصویری به یکی از داوطلبان از هر جای دنیا وصل میشه و اون فرد با دیدن تصویر دوربین گوشی، راهنمایی میکنه.
گاهی این کمک فقط چند دقیقه طول میکشه:
🫘 «این قوطی رب گوجهست یا لوبیا؟»
👕 «این پیراهن سرمهایه یا مشکی؟»
🚪 «درِ ورودی کدوم طرفه؟»
هزاران کمک کوچک، از طرف آدمهایی که شاید هیچوقت همدیگه رو نبینن؛ اما همون چند دقیقه، میتونه تفاوت بزرگی در زندگی یک نفر ایجاد کنه. 🤝
🌍 امروز میلیونها داوطلب از دهها کشور عضو Be My Eyes هستن و میلیونها بار به افراد نابینا کمک کردن؛ بدون اینکه همدیگه رو بشناسن یا انتظار چیزی در مقابل داشته باشن.
✨ چرا این ایده اینقدر جذابه؟
Be My Eyes هیچ نیاز جدیدی خلق نکرد.
فقط یک نیاز قدیمی رو به آدمهایی وصل کرد که حاضر بودن چند دقیقه از وقتشون رو هدیه بدن. ❤️
گاهی فاصله بین یک مشکل و یک راهحل، فقط یک ارتباط ساده است.
منبع: وبسایت رسمی Be My Eyes – About Us
https://www.bemyeyes.com/about-us | 5 950 |
| 10 | یه بار دیگه این پسر بچهای که تو تعمیرات شیشههای آسیب دیده جنگ، صبح تا شب کمک میکرد رو ببینید🤍
تصور کنید تو همچین شرایطی قرار دارید، چیکار میتونید کنید برای کمک به آدمایی که آسیب دیدن؟ ساده بپرسم تو چیکار از دستت برمیاد؟
( تو کامنت یا ناشناس جواب بدید
t.me/HidenChat_Bot?start=6203788834) | 5 637 |
| 11 | از بختیار علی
📕 آخرین انار دنیا | 6 147 |
| 12 | شاید باری که امروز از دوش کسی برمیداری، بار روی دوش فردای خودت باشه. بردار… | 5 435 |
| 13 | 🔴 دهه نودیها؛ گودزیلا یا چی؟!
بهم خبر دادند که یه نوجوون هر روز از غرب تهران (تقریباً حوالی مرز کرج) میکوبه میاد خاوران برای بازسازی منازل.
اعتراف میکنم این نسل همیشه تو ذهنم بد بودند؛ پررو، بیادب و تا جای بسیار زیادی تغس! ولی خب از این سوژه نمیتونستم بگذرم...
روزهای اول فروردین ۱۴۰۵ بود که رفتم خاوران پیشش. پیدا کردنش بین اون همه سبیل و آدمهای سن و سال دار کار سختی نبود.
خیلی دقیق الماس شیشهبری رو روی شیشه میکشید و طوری دقت داشت که انگار داره سانتریفیوژ غنی میکنه! 😒
تا دوربین رو تو دستم دید، سریع غیب شد ولی بالاخره پیداش کردم و چند باری اصرار کردم تا راضی شه بیاد جلو دوربین و آخر هم برای اینکه نیاد حوالهم داد به اوستاش که «کار زیاده و اوستا باید اجازه بده»
خلاصه هر جوری بود نشوندمش جلو دوربین و ازش خواستم خاطراتش از بازسازی منازل رو بگه، فاز تواضع برداشته بود و از همه چی گفت بجز بازسازی منازل 😐
دیدم نه بابا! بر خلاف گفتگوها قبلیم از این گفتگو چیزی کاسب نیستم؛ این دهه نودی قرار نیست چیزی از خودش بگه و الکی دارم وقت تلف میکنم! 🤦
به سرم زد که زنگ بزنه خونه و با مامان و خواهرش صحبت کنه؛ مامان حسابی بغض داشت ولی راضی بود که بچهاش داره برای مردم کمک میکنه. بچهای که الان باید پای تفریحاتش باشه و به عید و عشق و حالش برسه ولی انتخاب کرده بود داوطلبانه به کمک مردمی بیاد که خونههاشون شیشه نداشت!
آخرش هم با صحبتش با خواهرش کار رو تموم کردم.
وقتی رفتم میکروفون رو ازش باز کنم به شوخی بهش گفتم: «ولی من جای تو باشم خونه میشینم و PS4م رو بازی میکنم.» با یه نگاه عاقل اندر سفیه گفت: «PS4 همیشه هست ولی وقت کمک به آدما زود از دست آدم میره»
انتظار چنین جوابی ازش نداشتم ... | 6 865 |
| 14 | تو اول ثابت کن واقعا به فکر مردمی بعد جلوتر هم میریم:) | 6 208 |
| 15 | ناخودآگاه ذهنم رفت سمت اونایی که زمان جنگ رایگان شیشه خونههای آسیب دیده رو درست میکردن. دمشون گرم بخدا. | 6 726 |
| 16 | تو ایامی که آدما میرفتن رایگان شیشهی خونههایی که به خاطر موج انفجار شکسته بود رو درست کنن، یه پسر بچه کوچولو با باباش میومد و اون آدما رو با یه تیکه کارتون باد میزد
ازش پرسیدم چرا خب؟
گفت چون من بلد نیستم شیشه تعمیر کنم، ولی بلدم کسایی که شیشه تعمیر میکنن رو باد بزنم:))) | 6 279 |
| 17 | 🔧 وقتی یه ایراد کوچیک، یه وسیله رو راهی سطل زباله میکنه…
چند بار شده وسیلهای فقط یه مشکل جزئی داشته باشه، اما چون کسی نبوده تعمیرش کنه، دور انداخته باشیش؟ 🤔
سال ۲۰۰۹، مارتین پستما، روزنامهنگار هلندی، تصمیم گرفت بهجای حرف زدن درباره دورریز، کاری انجام بده. او یک فضای کوچک در آمستردام فراهم کرد و از کسانی که مهارت تعمیر داشتند دعوت کرد کنار هم جمع شوند.
مردم هم وسایل خرابشان را آوردند؛ از توستر و کتری گرفته تا دوچرخه و لباس. نه برای پول، بلکه برای اینکه چیزی که هنوز قابل استفاده است، بیدلیل دور ریخته نشود. ♻️
🌍 تولد Repair Café
همان جمع کوچک، آغاز جنبشی شد که امروز با نام Repair Café در دهها کشور دنیا برگزار میشود؛ جایی برای تعمیر، یادگیری و ارتباط دوباره آدمها با یکدیگر.
💚 شاید مهمترین دستاوردش…
این جنبش فقط وسایل را تعمیر نمیکند؛ بلکه باور به حل شدن مشکلات با کمک همدیگر را هم زنده نگه میدارد. | 6 880 |
| 18 | اگه این آقا پسر، پسر تو بود نظرت درمورد این حرکتش چی بود؟ | 5 686 |
| 19 | 🎬 پارت دوم: تلهای که ما را متوقف میکند
🌍 ۳. منبع کنترل بیرونی
بعضیها باور دارند همهچیز دست شرایط، دیگران یا تقدیر است. به این طرز فکر میگویند «منبع کنترل بیرونی».
وقتی چنین باوری داشته باشیم، طبیعی است که احساس کنیم هیچ اختیاری نداریم.
اما کسانی که منبع کنترل درونی دارند، حتی در سختترین شرایط از خودشان میپرسند:
«الان چه کار کوچکی از دست من برمیاد؟»
و همین سؤال، نقطهی شروع تغییر است. ✨
🧱 ۴. بزرگنمایی موانع
وقتی خسته، مضطرب یا ناامید هستیم، مغزمان موانع را بزرگتر از اندازهی واقعیشان میبیند.
هرچه مانع بزرگتر به نظر برسد، احتمال بیشتری دارد که فکر کنیم:
«از پسش برنمیام.»
در حالی که خیلی وقتها فقط یک قدم کوچک تا تغییر فاصله داریم.
🔄 چرخهای که خودش را تکرار میکند
باور «کاری از دستم برنمیاد» یک تله است.
چرخهاش اینطور شکل میگیرد:
❌ این باور → تلاش کمتر → نتیجهی کمتر → تقویت همان باور
و هر بار این چرخه قویتر میشود.
اما خبر خوب این است که برای شکستن این چرخه، لازم نیست یک کار بزرگ انجام بدهی.
تقریباً همیشه یک قدم کوچک وجود دارد که از دستت برمیآید. 🌱
همان قدم کوچک میتواند اعتمادبهنفست را برگرداند و زنجیرهی بهانهها و ترسها را یکییکی از هم باز کند.
در پایان فقط یک سؤال:
🤔 اگر همهی آدمهای دنیا باور میکردند که «کاری از دستشان برنمیآید» و هیچوقت دست به عمل نمیزدند، امروز دنیا چه شکلی بود؟ شاید تمام پیشرفتهای بزرگ تاریخ، از همان اولین قدم کوچک شروع شده باشند | 6 000 |
| 20 | بفرست برای کامیون زندگیت :) | 5 009 |
