When the weather is fine. 🍁
رفتن به کانال در Telegram
به من که رسیدی از آسمون آبی بگو. از بوی بهار نارنج بگو. و هر درختی دیدی یاد من بیوفت چون میدونی که من درختها رو خیلی دوست دارم. 🌳 چنل آهنگها: @soulswhisperr چنل موسیقی بیکلام: @songstree
نمایش بیشتر326
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-47 روز
+3030 روز
آرشیو پست ها
Repost from ·Alaska, Alaska·
سوال اصلی اینه که اگه قبل از اینکه به این دنیا بیای، خلاصهای از زندگیت رو به شکل تصویری بهت نشون میدادن و این انتخاب رو بهت میدادن که اگه دوستش داشتی قبولش کنی و پا به این دنیا بذاری، قبولش میکردی یا نه؟
اگه فرض رو بر این بذاریم که چنین اتفاقی افتاده، من هم این زندگی رو قبول کردم و حالا اینجام، میخوام بگردم و دنبال اون یک دلیلی بگردم که باعث شد از این زندگی خوشم بیاد. وگرنه اگه فقط چیزهایی رو که تا اینجای مسیر تجربه کردم بهم نشون میدادن، احتمالا قبولش نمیکردم. پس لابد یه جایی وسط این مسیر تصمیمی میگیرم یا اتفاقی میافته که همهچیز رو تغییر میده.
جالبه که فکر کنم یه نسخهای از من، در جایی از زمان که هنوز بهش نرسیدم، دلیل خوبی برای انتخاب تمام این چیزها داشته؛ حتی چیزهایی که خودم الان نمیتونم تصور کنم چطور قراره ازشون عبور کنم.
امروز به دانشگاه نرفتم. سه تا از دوستام و استادم بهم پیام دادن که جای خالیم حس میشده. عاشقشونم. :)🍎
عزیز من، هرروز به یادت هستم. به یاد امید و سبز بودنت. صبح به یاد پیامت افتادم که نوشته بودی:
واژهی «شکست» در عشق برام معنایی نداره. عشق به هر شکلش پیروزیه!هرروز تو را به یاد دارم. رها رها رهای سبز 💚💚💚
Repost from Incontro Con Libri | دیدار با کتابها
🍃 در آستانهٔ شروع مجدد فعالیت انجمنهای علمی دانشجویی، یادی میکنیم از رها بَهلولیپور عزیز، ایدهپرداز، حامی و برگزار کنندهٔ حلقههای کتاب انجمن علمی دانشجویی زبان و ادبیات ایتالیایی دانشگاه تهران
خوانشِ شعرِ مرگ با چشمان تو خواهد نگریست (Verrà la Morte e Avrà i Tuoi Occhi) با ترجمهٔ محمد مختاری توسطِ رها. 💚
چهارشنبه، هفتم آبان ماه ۱۴۰۴
رها ویراستار، سردبیر انجمن و حامی و مشوق کتابخوانی و فعالیتهای علمی و آموزشی بود.
@incontroconlibri
@italyUt
امروز بهم گفت سخت نگیر مگه ما چند بار ۲۳_۲۴ سالمونه! حرفش برام عجیب بود. من همیشه سخت میگیرم. حتی موقعی که همهچیز آسون باشه هم سخت میگیرم. در کش و قوسدارترین روزهای زندگیمم. یه روز خوبم و یه روز اونقدر ناراحتم که حتی دیگران هم متوجه میشن. نه اینکه بخوام ناراحت باشم. نه. آدمها رو نمیفهمم. آدمها برام پیچیده شدن. روراست و صادق نیستن. نمیدونم. شاید من بدبین شدهام. اما خسته شدم از بس که به خودم انگ زدم که شاید مشکل از منه! نه! اینطور نیست! دیدی؟ حتی اینجا هم دارم به خودم سخت میگیرم.
راحت بگیر. راحت بگذر. راحت باش.
امروز بهم گفت سخت نگیر مگه ما چند بار ۲۳_۲۴ سالمونه! حرفش برام عجیب بود. من همیشه سخت میگیرم. حتی موقعی که همهچیز آسون باشه هم سخت میگیرم. در کش و قوسدارترین روزهای زندگیمم. یه روز خوبم و یه روز اونقدر ناراحتم که حتی دیگران هم متوجه میشن. نه اینکه بخوام ناراحت باشم. نه. آدمها رو نمیفهمم. آدمها برام پیچیده شدن. روراست و صادق نیستن. نمیدونم. شاید من بدبین شدهام. اما خسته شدم از بس که به خودم انگ زدم که شاید مشکل از منه! نه! اینطور نیست! دیدی؟ حتی اینجا هم دارم به خودم سخت میگیرم.
راحت بگیر. راحت بگذر. راحت باش.
امروز بهم گفت سخت نگیر مگه ما چند بار ۲۳_۲۴ سالمونه! حرفش برام عجیب بود. من همیشه سخت میگیرم. حتی موقعی که همهچیز آسون باشه هم سخت میگیرم. در کش و قوسدارترین روزهای زندگیمم. یه روز خوبم و یه روز اونقدر ناراحتم که حتی دیگران هم متوجه میشن. نه اینکه بخوام ناراحت باشم. نه. آدمها رو نمیفهمم. آدمها برام پیچیده شدن. روراست و صادق نیستن. نمیدونم. شاید من بدبین شدهام. اما خسته شدم از بس که به خودم انگ زدم که شاید مشکل از منه! نه! اینطور نیست! دیدی؟ حتی اینجا هم دارم به خودم سخت میگیرم.
راحت بگیر. راحت بگذر. راحت باش.
Repost from انجمن زیرشیروانی
از بچگی تصورم از زندگی شخصی بزرگسالیم همین بود. در حرکت بین دانشکدههای مختلف. دیدار با استادهای مختلف. نشستن سر کلاسهای مختلف. پیوند زدن علوم مختلف. روزهای شلوغ. کیف پر کتاب. دوستهای خوب. قرار بهصرف قهوه و حرف زدن دربارهٔ علوم انسانی. زندگی آکادمیک پرفشار. احساس تعلق، ریشه داشتن، در رشتهم، شهرم، در کتابهام، در آدمها.
سلااااام :)
لطفاً اگر آهنگ عربی زیبایی دارید برای منم بفرستید. ممنونممممم. 🌀🩷
http://t.me/HidenChat_Bot?start=1028803350
امیدوارم در عشق هم به اندازهٔ دوستی خوشبخت باشم.
_بخشی از یادداشتهای شبانه، مهر صفر پنج.
