fa
Feedback
Tree.

Tree.

رفتن به کانال در Telegram

بین خودمون باشه من درخت‌ها رو خیلی دوست دارم. 🌳 چنل آهنگ‌ها: @soulswhisperr چنل موسیقی بی‌کلام: @songstree

نمایش بیشتر
209
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
-530 روز

در حال بارگیری داده...

کانال‌های مشابه
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
ابر برچسب‌ها
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
فوریه '26
فوریه '260
در 0 کانال‌ها
ژانویه '26
+1
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+6
در 4 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '250
در 2 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+14
در 4 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+6
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+82
در 6 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '250
در 6 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+91
در 16 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '250
در 3 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+41
در 3 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '250
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+54
در 3 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '240
در 1 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '240
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '240
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '240
در 6 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+9
در 2 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
04 فوریه0
03 فوریه0
02 فوریه0
01 فوریه0
پست‌های کانال
• «صالحان» • نوشته‌ٔ آلبر کامو • ترجمهٔ فارسی

2
• «صالحان» • نوشته‌ٔ آلبر کامو • ترجمهٔ انگلیسی
17
3
دانم اکنون از آن خانهٔ دور شادی زندگی پرگرفته دانم اکنون که طفلی به زاری ماتم از هجر مادر گرفته هر زمان می‌دود در خیالم نقشی از بستری خالی و سرد نقش دستی که کاویده نومید پیکری را در آن با غم و درد بینم آنجا کنار بخاری سایهٔ قامتی سست و لرزان سایهٔ بازوانی که گوئی زندگی را رها کرده آسان دورتر کودکی خفته غمگین در بر دایهٔ خسته و پیر بر سر نقش گل‌های قالی سرنگون گشته فنجانی از شیر پنجره باز و در سایهٔ آن رنگ گل‌ها به زردی کشیده پرده افتاده بر شانهٔ در آب گلدان به آخر رسیده گربه با دیده‌ای سرد و بی نور نرم و سنگین قدم می‌گذارد شمع در آخرین شعلهٔ خویش ره بسوی عدم می‌سپارد دانم اکنون کز آن خانهٔ دور شادی زندگی پر گرفته دانم اکنون که طفلی به زاری ماتم از هجر مادر گرفته لیک من خسته جان و پریشان می‌سپارم ره آرزو را یار من شعر و دلدار من شعر می‌روم تا به دست آرم او را - فروغ فرخزاد
54
4
چه متن زیبایی! من هم دیروز تولدم بود. ولی شمعی فوت نکردم. برام مثل بقیهٔ این روزهای غم‌انگیزم بود.
79
5
از هرکسی که تریبونی داره، مهم نیست 10 نفر 100 نفر یا +1000 نفر میخوام این پست مهم رو شِیر کنه داخل چنلش و تا حد امکان صداشون باشید، صداشون رو به دنیا برسونید نادیده نگیرید و هرچقدر در توانتون هست کمک کنید فقط ما میتونم صدای هم باشیم لیست های بازداشتی ها، افراد در خطر اعدام و مفقودی ها برای ریتوییت : لیست اول. لیست دوم. لیست سوم. لیست چهارم. لیست پنجم. لیست ششم. لیست هفتم. لیست هشتم. لیست نهم. لیست دهم. نامشان را صدا بزن، صدای بی صدایان باش. نامشان را بخاطر بسپار.
16
6
تو ادبیات شو. جنگ جهانی اول هم ادبیات شد. همینگوی نوشت. کرین نوشت. پریمو لوی نوشت. وولف نوشت. ری بردبری. چطور ادبیات مقاومت بشم؟ ادبیات تاب‌آوری؟ بنویس. زنده بمون و از زنده بودنت بنویس، در دفترچه خاطراتت، در روزهایی که عذاب بی‌پایان می‌کشی. بنویس و همیشه یک دفترچه توی جیبت داشته باش.
95
7
‏نه که قبل این آدم‌های سالمی بودیم و زندگی عادی داشتیم، ولی حتی به اون نکبت قبل این هم‌ نمی‌تونیم برگردیم. قیافه‌ها همه بهت‌زده، شهر مرده. هر روز صبح از زیر آوار بیدار می‌شی خیره می‌شی به جایی تو هوا و فکر می‌کنی چه احمقانه که باید بری سرکار که دیرت نشه، درس بخونی که امتحانتو نیوفتی. چه دغدغه‌های مضحک پوچی.
110
8
در این روزهای تلخ، همه‌ی ما سوگوار جان‌های عزیزی هستیم که در دی‌ماه تاریک ۱۴۰۴ از دست داده‌ایم. با همه‌ی خستگی‌ها و سوگواری‌ه
در این روزهای تلخ، همه‌ی ما سوگوار جان‌های عزیزی هستیم که در دی‌ماه تاریک ۱۴۰۴ از دست داده‌ایم. با همه‌ی خستگی‌ها و سوگواری‌ها اما، بدنه‌ی دانشجویی ایران هرگز خاموشی نمی‌پذیرد. دستور کار روشن است: سوگواری می‌کنیم، ولی عقب نمی‌نشینیم. هیچ‌چیز را از یاد نمی‌بریم و با تنها سرمایه‌هایی که داریم، زندگی‌ها و جمع‌هایمان، بی‌وقفه و قدم‌به‌قدم به مقاومت ادامه می‌دهیم. قدم اول مراقبت از خانه‌مان، دانشگاه، است. زمزمه‌هایی درباره‌ی مجازی شدن کلاس‌ها در ترم آینده به گوش می‌رسد، در‌حالی‌که آموزش حضوری حق مسلّم ماست. دانشگاه خانه‌ی دانشجویان است و ما از خانه‌مان پا پس نمی‌کشیم. اجازه نمی‌دهیم شعله‌ی دانشگاه خاموش شود. برای سوگواری و هر کنش دیگری، به کنار هم بودن در دانشگاه نیاز داریم؛ قدرت ما در جمع بودن است. ما به‌جد در برابر هر تصمیمی برای برگزاری مجازی کلاس‌های ترم پیش‌رو ایستاده‌ایم. از همه‌ی دانشجویان، استادان، پژوهشگران و همه‌ی آن‌ها که دل در گرو علم و دانشگاه دارند دعوت می‌کنیم به کارزار «درخواست برگزاری حضوری کلاس‌های دانشگاه در نیمسال دوم تحصیلی ۰۴–۰۵» بپیوندند: http://karzar.net/287212 @tehransociology
111
9
اگه شما به زندگی‌تون برگشتید... من هنوز برنگشتم. روم نمی‌شه برگردم. اصلا نمی‌خوام برگردم. برگردم که چی بشه؟ من داغدارم. داغ کسایی رو دیدم که وقتی چشم‌هام رو می‌بندم خنده‌هاشون یادم میاد. بعد بهم می‌گی فردا بیا بریم بیرون بچرخیم؟ چطور روت می‌شه آخه؟
102
10
من هم روز و شب به تو فکر می‌کنم رها.
120
11
به تو فکر می‌کنم عزیزدلم. هرروز به تو فکر می‌کنم. دچار عشق هستی و دچار زندگی‌. چنان دچار که نمی‌تونم بنویسم «بودی». همیشه «هستی». همیشه‌ی همیشه. در فکر توام.
119
12
تقریبا از وقتی که به اینترنت وصل شدم یه دست نامرئی گلوم رو هی فشار می‌ده و فشار می‌ده.
1
13
بدون متن...
38
14
▪️شورای صنفی‌ دانشگاه شهید بهشتی، در نهایت تأثر و تأسف، کشته‌شدن هادی فروغ، فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد تربیت بدنی دانشگاه شهی
▪️شورای صنفی‌ دانشگاه شهید بهشتی، در نهایت تأثر و تأسف، کشته‌شدن هادی فروغ، فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد تربیت بدنی دانشگاه شهید بهشتی و عضو سابق تیم بسکتبال دانشگاه را به خانواده محترم ایشان، دوستان، هم‌دانشگاهیان و جامعه دانشگاهی ایران تسلیت عرض می‌کند. #شورای_صنفی #دانشگاه_شهید_بهشتی #کمیته_روابط_عمومی @SBU_Senfi
57
15
به "سپهرِ بابا" فکر می‌کنم می‌خوام خودم رو چنگ بزنم.
58
16
دقیقا! به قول رها: قلبم این‌قدر شکسته‌س که خورده‌شیشه‌هاش هی بالا میان.
164
17
منم همینطور. مدام به همه می‌گم قلب من درد می‌کنه. سنگینه. می‌خواد بیوفته زمین.
205
18
قلبم درد می‌کنه.
155
19
وای بر ما... وای. چه جوانانی... وای بر ما.
80
20
و گفت: سی سال است که استغفار می‌کنم از یک شکر گفتن. گفتند: چگونه؟ گفت: بازار بغداد بسوخت اما دکان من نسوخت. مرا خبر دادند، گفتم «الحمدلله». - تذکرة الأولیاء
1