413
مشترکین
-124 ساعت
-67 روز
-1030 روز
آرشیو پست ها
ماه در آغوش شب به خواب مى رود و
من هنوز بيدارم
مگر مى شود بى تو به خواب رفت
خاطره ها صف مى كشند به خيالم
و من خمار يك لحظه ديدنت
با من چه كردى؟
هيچ چيز جاى خودش نيست
در تنم لحظه ها تب دارند
و من چه بى تابانه
بر شانه هاى سياه شب
با خيال تو سفر خواهم كرد..🌙
پذیرفتن یسری چیزا به معنی کم کردن دردشون نیست، من خیلی چیزا رو پذیرفتم اما هر روز بابتشون درد میکشم.
سخت است همزیستیِ دائم
با کسانی که دغدغههایت را نمیفهمند،
اما عزیزانِ تو هستند...
