419
مشترکین
+224 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
-1530 روز
آرشیو پست ها
بعضی
وقتا
تو
واسش
آدم
درستی
هستی،
ولی
اون
هنوز
واسه
داشتن
آدم
درست
آماده
نیست...
هرکی با من وارد رابطه عاطفی میشه
انگار وارد رابطهی توسعهی فردی شده؛ هی من باید بچه مردمو بزرگ کنم، حمایت کنم، بعد تحویل پارتنر بعدیش بدم.
موقع شنا تو درياى كاسپين خيلى جلو نرو
چون ممكنه به جرم ورود غير قانونى به روسيه بازداشتت کنن
«من مسئول این نیستم که از چه کسی خوشم بیاید؛ اما مسئول این هستم که بعد از آن، خودم را گم نکنم.»
تشکرکردن رو یاد بگیرید؛
از نگهبان پارکینگ
از راننده اسنپ
از شریک عاطفی
از دوستی که برات کاری انجام داده
از همکاری که کمکت کرده
آدمها برده ما نیستند…
یجا یه مثال قشنگ از سوگ شنیدم!
میگفت سوگ مثله اکلیله✨
اولش تلاش میکنی پاکش کنی،
ولی فایدهای نداره!
شروع میکنی به اشک ریختن، داد زدن، فرار کردن!
انگار اگه بیشتر تلاش کنی دیگه اثری ازش نمیمونه:)
و یه روز با خودت فکر میکنی تموم شد!
اما یه روز دیگه بدون هیچ دلیلی یهدونه اکلیل رو صورتت پیدا میکنی✨
همونجا میفهمی قرار نبوده سوگ رو از زندگیت پاک کنی!
قرار بوده یاد بگیری با حضورش تو بازم زندگی کنی:)
احساسات مختلف رو همزمان با هم تجربه میکنم؛ انگار هم پرم، هم خالیام، هم میل به حرف زدن دارم، هم هیچ انرژیای برای توضیح دادن هیچچیز ندارم
«من زود میبخشم، اما نه به این معنی که یادم میره چه اتفاقی افتاده، یا میتونم دوباره مثل قبل باشم، بعضی رفتارها شاید بخشیده بشن اما اثری که روی آدم میزارن به این راحتیها از بین نمیره؛ من میبخشم که بفهمی فقط دیگه از دستت عصبانی نیستم نه اینکه دوباره بهت اعتماد دارم و میخوام همه چیز مثل گذشته باشه».
