"𝐷𝑂𝑁'𝑡. ᷤ ⷨ ⷪ ᷜᷜ ⷷ𝑂𝐹𝐹𝐼𝐶𝐸𝑅؛"
رفتن به کانال در Telegram
"غیر از من هر چه بود ؛ وجود مکرر است" 𝑃𝑟𝑖𝑣𝑎𝑡𝑒 : t.me/OFFICER_KIM 𝐴𝑣𝑖𝑛 : http://t.me/HidenChat_Bot?start=7849183684 𝑴𝒐𝒐𝒏 : http://t.me/HidenChat_Bot?start=6740296066
نمایش بیشتر378
مشترکین
-524 ساعت
-57 روز
-3030 روز
آرشیو پست ها
شبیه به وطن بودیم؛
آنجا که آدم هرجا هم که برود، دلش برای خانه تنگ میشود.
روزها رفتند و من دیگر،
خود نمیدانم کدامینم
آن منِ سر سختِ مغرورم؟
یا منِ مغلوبِ دیرینم؟
یا چشم بپوش از من و از خویش برانم..
یا تنگ در آغوش بگیرم، که
بمیرم..
-پادشاه کوهستان.(آوین).
هر بار به اجبارِ شرایط ترکِ دیار میکنی،میدانی که بازگشتی هست،میدانی که بازمیگردی و باری دیگر در میانِ هوای مِهآلود جنگل قدم میزنی و صدای خش خش برگ های پاییزی را زیرِ استحکام قدم هایت بلند میکنی؛اَما هر بار دَمِ رفتنت که میرسد قصدِ اذیتِ مارا میکنی،میدانی که قولِ کشیدنِ انتظارت تا مقصدت را داده ام اَما حرف از رها بودنِ من از بندِ آن نوشته را به میان میآوری.نمیدانم پایِ اعتمادت بگذارم یا توقع نداشتنت...اَما هر چه که هست تو هر بار درست در همان نقطه که به من وعده فراموشی دادهای پیدایت میشود.
-روحِسرگشتهدرگورستان.(رُزالین).
Tom_Odell_Another_Love_Live_in_Istanbul_Zorlu_PSM_18_02_19_by_.mp34.55 MB
+1
به احتمال رنج کشیدنت فکر نکرده بودم، تویی که به کَرّات گفتی عهده دارِ بدبیاریِ های نامنعطفِ افکارم بودی...
به فَلَک شدنِ استخوان هایت بر مدار آن کُهنه زخم ها، متأثر نشدم
تویی که واقفانه نافذِ قِدمَت خراش های تنم بودی...
به سردیهٔ سیمایِ زننده و خشمگینت اعتنایی نکردم
تویی که در خِلال کشفِ وجودیتم، مسبب گرمای بند به بندهِ اندامم بودی...
به استثناء علاقه ات به لب های ملتمسم جوابی ندادم
تویی که غربتِ لبخند هایم را در رأس قَمَر از حلق، به قهقهه انداخته بودی...
از سقوطِ بازیِ دیوانهوارِ مَستان دورَت، نجاتت ندادم
تویی که آبی تر از همه...
تنها رقاصِ طیفِ خاکستریِ قلمم بودی.
هستیِ ما مَثَل بوسهی عاشق و معشوق است، بر لبهای معشوق زهر و تلخی و بر لبهای عاشق خالیِ خیالِ عشق، با اینحال، هر دو در نهایت میمیرند. یکی با سم دگر تکهی قلبش و دیگری با پستی خود، ناگزیر، هر آسایشی بهایی دارد و هر جانگرفتنی، جاندادنی.
