fa
Feedback
مکتبة نفس الرسول المصطفی

مکتبة نفس الرسول المصطفی

رفتن به کانال در Telegram

|مکتبة نفس الرسول المصطفی مکتبة تخصصیة في العقائد والتاریخ وعلوم الحدیث والرجال والتراجم| |مجالی برای معرفی جدیدترین کتب منتشر شده در حوزه مطالعات اسلامی و دین‌پژوهی|

نمایش بیشتر
783
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
-1030 روز
آرشیو پست ها
🔹گوشه‌ای از زحمات و مجاهدات علمی مرحوم استاد سیدعبدالعزیز طباطبائی در گفت‌وگو با آقایان سید محمد و سید علی طباطبائی فرزندان
+5
🔹گوشه‌ای از زحمات و مجاهدات علمی مرحوم استاد سیدعبدالعزیز طباطبائی در گفت‌وگو با آقایان سید محمد و سید علی طباطبائی فرزندان فاضل و محقق ایشان
اگر پدر ما به ترکیه، سوریه و ممالک دیگر رفت و هزاران نسخه را زیر و رو کرد و یادداشت نوشت، فقط دنبال امیرالمؤمنین بود. یعنی هدف داشت. اگر نسخه‌ای را ورق می‌زد اینگونه نبود که صرفاً کتابشناسی کند. دنبال این بود که ذکر اهل بیت و امیرالمؤمنین در کجا آمده است که آن را به همه عالم بشناساند. ایشان در کارهایش نیت داشت. لذا همه کارهایش در راستای عشق به امیرالمؤمنین بود.
من اینطور شنیدم که خود آیت‌الله خامنه‌ای به آقای شاهرودی گفته است که این الغدير علامه امینی کتاب مهمی است، خوب است که تصحیح شود، کما هو حقه به آن پرداخته شود، چون الآن چاپ خوبی ندارد. شما این کار را زیر نظر آسیدعبدالعزیز طباطبائی انجام دهید.... چون من خودم در آن گروه و لجنه تحقیق بودم، من روی متن جلد شش و هفت کار می‌کردم. مدتی آنجا مشغول بودم و رابط بین پدرم و مؤسسه بودم که روی الغدير تحقیق می‌کردند. انصافاً هم تحقیق خوبی روی آن صورت گرفت
برگرفته از کتاب جدید گفت‌وگو با نسخه‌شناسان و فهرستنگاران نسخه‌های خطی

🔹گوشه‌ای از زحمات و مجاهدات علمی مرحوم استاد سیدعبدالعزیز طباطبائی در گفت‌وگو با آقایان سید محمد و سید علی طباطبائی فرزندان
+5
🔹گوشه‌ای از زحمات و مجاهدات علمی مرحوم استاد سیدعبدالعزیز طباطبائی در گفت‌وگو با آقایان سید محمد و سید علی طباطبائی فرزندان فاضل و محقق ایشان
ما اگر پدر ما به ترکیه، سوریه و ممالک دیگر رفت و هزاران نسخه را زیر و رو کرد و یادداشت نوشت، فقط دنبال امیرالمؤمنین بود. یعنی هدف داشت. اگر نسخه‌ای را ورق می‌زد اینگونه نبود که صرفاً کتابشناسی کند. دنبال این بود که ذکر اهل بیت و امیرالمؤمنین در کجا آمده است که آن را به همه عالم بشناساند. ایشان در کارهایش نیت داشت. لذا همه کارهایش در راستای عشق به امیرالمؤمنین بود.
من اینطور شنیدم که خود آیت‌الله خامنه‌ای به آقای شاهرودی گفته است که این الغدير علامه امینی کتاب مهمی است، خوب است تصحیح شود، کما هو حقه به آن پرداخته شود، چون الآن چاپ خوبی ندارد. شما این کار را زیر نظر آسیدعبدالعزیز طباطبائی انجام دهید.... چون من خودم در آن گروه و لجنه تحقیق بودم، من روی متن جلد شش و هفت کار می‌کردم. مدتی آنجا مشغول بودم و رابط بین پدرم و مؤسسه بودم که روی الغدير تحقیق می‌کردند. انصافاً هم تحقیق خوبی روی آن صورت گرفت
برگرفته از کتاب جدید گفت‌وگو با نسخه‌شناسان و فهرستنگاران نسخه‌های خطی

📚 دو کتاب مهم و تازه انتشار یافته: ۱. جلد چهارم کتاب "کلام و جامعه" تألیف ارزشمند فان اس. ۲. "امامان اسماعیلی، شرح حال تاریخ
+1
📚 دو کتاب مهم و تازه انتشار یافته: ۱. جلد چهارم کتاب "کلام و جامعه" تألیف ارزشمند فان اس. ۲. "امامان اسماعیلی، شرح حال تاریخی" اثر جدید ترجمه شده از دکتر فرهاد دفتری و مؤسسه مطالعات اسماعیلی لندن https://t.me/rasullib

دو کتاب مهم تازه انتشار یافته: ۱. جلد چهارم کتاب کلام و جامعه ۲. امامان اسماعیلی شرح حال تاریخی، اثر جدید ترجمه شده از دکتر ف
+1
دو کتاب مهم تازه انتشار یافته: ۱. جلد چهارم کتاب کلام و جامعه ۲. امامان اسماعیلی شرح حال تاریخی، اثر جدید ترجمه شده از دکتر فرهاد دفتری و مؤسسه مطالعات اسماعیلی لندن

#تازه‌های_کتابخانه https://t.me/rasullib
+4
#تازه‌های_کتابخانه https://t.me/rasullib

Affirming_the_Imamate_Early_Fatimid_Teachings_in_the_Islamic_Wes.pdf2.57 MB

پس از انتظاری تقریباً دوماهه کتاب "Affirming the Imamate: Early Fatimid Teachings in the Islamic West" که آقایان مادلونگ و وا
پس از انتظاری تقریباً دوماهه کتاب "Affirming the Imamate: Early Fatimid Teachings in the Islamic West" که آقایان مادلونگ و واکر آن را تحقیق و تصحیح کرده‌ و موسسه اسماعیلی لندن به چاپ رسانده از آمریکا به دستمان رسید. کتاب فوق در حقیقت بدون عنوان مشخص و در دو پاره مجزا می‌باشد و بر اساس نظر محققان محترم احتمالاً پاره اول آن متعلق به ابوعبدالله شیعی، داعی اسماعیلی (زنده در قرن سوم) و پاره‌ دوم آن با نام "مفاتیح النعمة" تألیف ابوالعباس محمد، برادر ابوعبدالله می‌باشد. قابل ذکر است سالیان قبل محقق ارجمند آقای انصاری در یادداشتی هر دو انتساب را اشتباه دانسته و بخش اول کتاب فوق را احتمالاً همان کتاب "حذو النعل بالنعل" تألیف فضل‌بن‌شاذان (م. ۲۶۰ ق) متکلم، محدث و فقیه شناخته شده امامی می‌دانند و بخش دوم را کتاب "مفاتیح النعمة" و احتمالاً به قلم ابوالحسن علی (م. ۳۷۴ ق) فرزند قاضی نعمان مغربی قلمداد می‌کنند. در پایین فایل pdf این کتاب تقدیم مخاطبان ارجمند می‌شود.

شمر ملّی/شمر کوفی! شمر دوره قاجار که بود؟ ✍🏼 وام گرفتن از مفاهیم دینی و وقایع تاریخی که مرتبط با دین و آیین جمعی است و در اذهان مردم مقدس تلقی می‌شود مسئله‌ای است که سالیان اخیر در ادبیات سیاسی و اجتماعی ایران بسیار پررنگ‌ و رشد چشمگیری داشته است. گروه‌های مختلف به جهات و نیّات مختلف، وقایع تاریخی مرتبط با دین را با صورتی جدید عصرسازی کرده و به نوعی دنبال تشابه‌سازی آن واقعه با اتفاقات روز هستند. برخی هم هرگونه تشابه را باطل دانسته و تلاش برای تنویر و روشن کردن حق و باطلِ امروزین را نیازمند وام گرفتن از مفاهیم و مقدسات دینی نمی‌دانند و ایجاد تناظر میان وقایع حال و گذشته را روشی صحیح برنمی‌شمارند. به هر روی هر گروه پشتوانه معرفتی و فکری خود را داشته و تلاش می‌کند از تاریخ و متون مقدس آنگونه که صحیح می‌پندارد الگو گیری نماید. در این میان واقعه دردناک کربلا را می‌توان پربسامدترین اتفاقی دانست که تلاش شده با تفاسیر مختلف از آن بهره‌برداری و با روزآمد یا متوقف کردن هویت فکری و رفتاری شخصیت‌های آن به دنبال طرحِ شیوه عبرت‌گیری یا قرائت صحیح از آن هستند. 🔹این تشابه و قرین‌سازی مفهومی از وقایع تاریخی را نباید منحصر به سالیان اخیر دانست و ظاهراً تولد این ادبیات و چنین امری را می‌توان حتی در قرون گذشته نیز پی‌جویی کرد. 🔸بنیاد موقوفات مرحوم افشار اخیراً کتابی را به کوشش و تحقیق سرکار خانم رقیه فراهانی چاپ کرده که در آن اشعار منتشره در نشریات دوره قاجار جمع‌آوری شده است. اشعار چاپ شده در نشریات آن دوره را می‌توان آینه‌ای (نه چندان کامل) از تحولات سیاسی و اجتماعی سال‌های نیمه دوم سده ۱۳ شمسی دانست که به وضوح بخشی از دغدغه‌های جامعه و طبقه روشن‌فکر در آن نمایش داده می‌شود. 🔹یکی از این اشعار بحر طویلی است که در شماره ۸۱ نشریه " ایرانِ‌نو" در سال ۱۳۲۹ هجری قمری مطابق با ۱۲۸۹ شمسی به چاپ رسیده است‌ و در آن حامیان سیاست‌های انگلیس و روس و این دو کشور را شمر ملّی دانسته و تابعانِ دین فروش آنان را که توجیه‌گرِ این فراد و سیاست‌ها هستند شریح قاضیِ وقت معرفی می‌کند. متأسفانه نامی از شاعر این بحر طویل ذکر نشده اما بر اساس آنچه که در نشریه آمده این شعر ابتدا در نشریه "پروانه" که در اصفهان طبع می‌شده به‌ مناسبت عاشورای (احتمالاً) همان سال منتشر می‌گردد و سپس نشریه " ایرانِ‌نو" نیز آن را در شماره ۸۱ خود چاپ می‌کند. قابل ذکر است که نشریه ایرانِ‌نو در آن سال‌ها با مدیریت سیدمهدی افجه‌زاده (افجه‌ای) و صاحب امتیازی ابوضیاء (سیّد محمّد شبستری) انتشار می‌یافته و از سال دوم انتشار تبدیل به ارگان رسمی حزب دموکرات می‌گردد. بحر طویل با این توضیح آغاز می‌شود:
پروانه که چندی است در اصفهان به طبع می‌رسد، به مناسبت عاشورا، قسم ادبی‌اش را به شکل تعزیه آورده و مقاصد سیاست انگلیس و روس را که بعض از وطن فروشان حامی آن شده‌اند و جواب اطاعت‌نمای بعضی از آقایان دین‌فروش را از زبان شمر ملّی و شریح قاضی به طرز بحر طویل نگاشته است. اینک عین آن تعزیه را مثل یک نمونه ادبی ایّام حاضره، ذیلاً نقل می‌کنیم: بکن طبّال، طبل جنگ آغاز که شمر ملّی است اینک در آواز ز شمر کوفه گر داری فراموش حدیث شمر ما را می‌بکن گوش
🔹 در فرسته بعدی تصویر این بحر طویل بسیار جالب ارسال می‌گردد. این شعر در جلد دوم کتاب " اشعار شاعران قاجاری در نشریات آن عصر"، ص ۱۲۷۱-۱۲۷۳ آمده است. .

#تازه‌های_کتابخانه
+1
#تازه‌های_کتابخانه

🎯 پوچی چیست؟ وقتی که یک دانشجوی ناتوان از خواندن باید مقاله‌ای بنویسد   🔴 بسیاری از استادان دانشگاه غم بزرگی دارند که معمولاً از آن حرف نمی‌زنند: وقتی دانشجویان به شکل روزافزونی کتاب ‌و درس را کسل‌کننده و بی‌فایده می‌دانند، دیگر درس‌دادن چه ارزشی دارد؟ گاهی اوقات استادها خودشان را مثل سیزیف می‌دانند که مجبورند کاری تکراری را بدون هیچ انگیزه و اثری انجام دهند. رابرت زارتسکی استادی که سال‌هاست در دانشگاه هیوستون فلسفۀ اگزیستانسیالیسم درس می‌دهد، وقتی جستار «افسانۀ سیزیف» اثر آلبر کامو را سر کلاس تدریس می‌کرد، به شدت درگیر این پرسش وجودی شد که «آیا درس‌دادن پوچ نیست؟» 🔴 زارتسکی دلش می‌خواست دانشجویانش با کتاب‌های واقعی سر کلاس بیایند، اما وقتی نسخه‌های الکترونیک یا کپی‌های چندصفحه‌ای در دسترس است، آیا به همراه آوردن کتاب‌های کاغذی سنگین، کار بیهوده‌ای نیست؟ 🔴 اما مسئلۀ واقعی، این نیست که این دانشجوها کتاب همراه داشته باشند یا نه. مسئله این است که آیا اصلاً می‌دانند با کتاب چه باید بکنند یا نه. امروزه بسیاری از جوانان با حسی که نسل‌های قبلی هنگام کتاب‌ خواندن داشتند، بیگانه شده‌اند. کتاب برای آن‌ها همانقدر معنادار است که برای مادرِ بی‌سواد کاموی جوان داشت: چیزهایی جاگیر، گران و درک‌نشدنی. آیا کتاب‌ها برای دانشجویان حکم همان سنگی را ندارد که سیزیف با خودش به بالای کوه می‌برد؟کاری که از سر اجبار انجام می‌دهند ولی در پایان ترم از صفحۀ روزگار پاک می‌شود؟ 🔴 تأثیر این بیگانگی با «خواندنِ عمیق» را بهتر از همه‌جا می‌توان در مقالات دانشجویی دید: سیلی از کلمات که به شیوه‌ای دادائیستی در جمله‌های طولانی و بندهای بی‌سروته چپیده‌اند و با انبوهی از غلط‌های نگارشی تزیین شده‌اند. 🔴 از نظر کامو پوچی وضعیتی نیست که جدای از ما وجود داشته باشد؛ پوچی وقتی رخ می‌دهد که حقیقتی عریان و واقعیتی محرز به هم برخورد می‌کنند. مثل وقتی که در جست‌وجوی معنا به جهانی صامت می‌رسیم، یا مثلِ وقتی که یک دانشجوی ناتوان‌ازخواندن باید مقاله‌ای بنویسد. به همان شدت، وقتی استادی که دلبستۀ خواندن است به جهانی می‌رسد که دانشجویان در آن فقط می‌شنوند نیز پوچی رخ نشان می‌دهد. کامو می‌گفت پوچی زیرک‌ترین انسان‌ها را به زجرکشیده‌ترین انسان‌ها بدل می‌کند و زارتسکی این زجر را بارها سر کلاس کشیده بود. 🔴 آیا راهی برای بیرون‌رفتن از این پوچی وجود دارد؟ سیزیف برآمده از حکمت دوران هومری بود. اما حکمتی قدیمی‌تر راهگشای زارتسکی شد. حکمتِ رامشگران باستانی که افسانه‌هایشان را بداهه می‌سرودند و متناسب با حال شنودگان تغییرش می‌دادند. 🔴 حالا پس از سه هزار سال، آیندۀ نزدیک شبیه گذشته‌های دور به نظر می‌رسد. دانشجویان امروزی اگرچه در خواندن ضعیف‌اند، فرهنگِ شفاهی آنلاین آن‌ها، مثل رامشگران باستانی، پاسدارِ لحظه‌هاست. این فرهنگ شفاهی به‌جای اینکه با جمله‌ها و معناها کار کند، با احساسات و میم‌ها و ویدئوها کار می‌کند. حتی وقتی به سیزیف می‌رسد، به‌اشتراک‌گذاشتن یک میم دربارۀ او را به خواندن مقالۀ کامو ترجیح می‌دهد. آیا بالاخره استادها هم باید به این روند تن بدهند و به جای چسبیدن به متن‌ها، به فرهنگ شفاهی دانشجویان بپیوندند؟ 📌 آنچه خواندید مروری کوتاه است بر مطلب «حالا که کتاب‌ها را کنار گذاشته‌ايم، آيا به فرهنگ شفاهی دوران باستان بازمی‌گرديم؟» که در بیست‌وسومین شمارۀ مجلۀ ترجمان علوم انسانی منتشر شده است. این مطلب در تاریخ ۲۲ تیر ۱۴۰۱ در وب‌سایت ترجمان نیز بارگذاری شده است. این مطلب نوشتۀ رابرت زارتسکی است و محمد ابراهیم باسط آن را ترجمه کرده است. برای خواندن نسخه کامل این مطلب و دیگر مطالب ترجمان، به وب‌سایت ترجمان سر بزنید. 📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید: B2n.ir/k38683 @tarjomaanweb

🎯 پوچی چیست؟ وقتی که یک دانشجوی ناتوان از خواندن باید مقاله‌ای بنویسد   🔴 بسیاری از استادان دانشگاه غم بزرگی دارند که معمولاً از آن حرف نمی‌زنند: وقتی دانشجویان به شکل روزافزونی کتاب ‌و درس را کسل‌کننده و بی‌فایده می‌دانند، دیگر درس‌دادن چه ارزشی دارد؟ گاهی اوقات استادها خودشان را مثل سیزیف می‌دانند که مجبورند کاری تکراری را بدون هیچ انگیزه و اثری انجام دهند. رابرت زارتسکی استادی که سال‌هاست در دانشگاه هیوستون فلسفۀ اگزیستانسیالیسم درس می‌دهد، وقتی جستار «افسانۀ سیزیف» اثر آلبر کامو را سر کلاس تدریس می‌کرد، به شدت درگیر این پرسش وجودی شد که «آیا درس‌دادن پوچ نیست؟» 🔴 زارتسکی دلش می‌خواست دانشجویانش با کتاب‌های واقعی سر کلاس بیایند، اما وقتی نسخه‌های الکترونیک یا کپی‌های چندصفحه‌ای در دسترس است، آیا به همراه آوردن کتاب‌های کاغذی سنگین، کار بیهوده‌ای نیست؟ 🔴 اما مسئلۀ واقعی، این نیست که این دانشجوها کتاب همراه داشته باشند یا نه. مسئله این است که آیا اصلاً می‌دانند با کتاب چه باید بکنند یا نه. امروزه بسیاری از جوانان با حسی که نسل‌های قبلی هنگام کتاب‌ خواندن داشتند، بیگانه شده‌اند. کتاب برای آن‌ها همانقدر معنادار است که برای مادرِ بی‌سواد کاموی جوان داشت: چیزهایی جاگیر، گران و درک‌نشدنی. آیا کتاب‌ها برای دانشجویان حکم همان سنگی را ندارد که سیزیف با خودش به بالای کوه می‌برد؟کاری که از سر اجبار انجام می‌دهند ولی در پایان ترم از صفحۀ روزگار پاک می‌شود؟ 🔴 تأثیر این بیگانگی با «خواندنِ عمیق» را بهتر از همه‌جا می‌توان در مقالات دانشجویی دید: سیلی از کلمات که به شیوه‌ای دادائیستی در جمله‌های طولانی و بندهای بی‌سروته چپیده‌اند و با انبوهی از غلط‌های نگارشی تزیین شده‌اند. 🔴 از نظر کامو پوچی وضعیتی نیست که جدای از ما وجود داشته باشد؛ پوچی وقتی رخ می‌دهد که حقیقتی عریان و واقعیتی محرز به هم برخورد می‌کنند. مثل وقتی که در جست‌وجوی معنا به جهانی صامت می‌رسیم، یا مثلِ وقتی که یک دانشجوی ناتوان‌ازخواندن باید مقاله‌ای بنویسد. به همان شدت، وقتی استادی که دلبستۀ خواندن است به جهانی می‌رسد که دانشجویان در آن فقط می‌شنوند نیز پوچی رخ نشان می‌دهد. کامو می‌گفت پوچی زیرک‌ترین انسان‌ها را به زجرکشیده‌ترین انسان‌ها بدل می‌کند و زارتسکی این زجر را بارها سر کلاس کشیده بود. 🔴 آیا راهی برای بیرون‌رفتن از این پوچی وجود دارد؟ سیزیف برآمده از حکمت دوران هومری بود. اما حکمتی قدیمی‌تر راهگشای زارتسکی شد. حکمتِ رامشگران باستانی که افسانه‌هایشان را بداهه می‌سرودند و متناسب با حال شنودگان تغییرش می‌دادند. 🔴 حالا پس از سه هزار سال، آیندۀ نزدیک شبیه گذشته‌های دور به نظر می‌رسد. دانشجویان امروزی اگرچه در خواندن ضعیف‌اند، فرهنگِ شفاهی آنلاین آن‌ها، مثل رامشگران باستانی، پاسدارِ لحظه‌هاست. این فرهنگ شفاهی به‌جای اینکه با جمله‌ها و معناها کار کند، با احساسات و میم‌ها و ویدئوها کار می‌کند. حتی وقتی به سیزیف می‌رسد، به‌اشتراک‌گذاشتن یک میم دربارۀ او را به خواندن مقالۀ کامو ترجیح می‌دهد. آیا بالاخره استادها هم باید به این روند تن بدهند و به جای چسبیدن به متن‌ها، به فرهنگ شفاهی دانشجویان بپیوندند؟ 📌 آنچه خواندید مروری کوتاه است بر مطلب «حالا که کتاب‌ها را کنار گذاشته‌ايم، آيا به فرهنگ شفاهی دوران باستان بازمی‌گرديم؟» که در بیست‌وسومین شمارۀ مجلۀ ترجمان علوم انسانی منتشر شده است. این مطلب در تاریخ ۲۲ تیر ۱۴۰۱ در وب‌سایت ترجمان نیز بارگذاری شده است. این مطلب نوشتۀ رابرت زارتسکی است و محمد ابراهیم باسط آن را ترجمه کرده است. برای خواندن نسخه کامل این مطلب و دیگر مطالب ترجمان، به وب‌سایت ترجمان سر بزنید. 📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید: B2n.ir/k38683 @tarjomaanweb

. شهر کربلا چندان وسعت ندارد ولی جمعیتش زیاد است؛ زیست آن کثرت و زایرین هر مملکت در آن شهر کم وسعت، جز معجز آن حضرت نیست. تذهیب گنبد مطهر حضرت اباعبدالله - روحی فداه - از خاقان شهید آقا محمدخان قاجار است. در سال هزار و دویست و هفت که والده خاقان مبرور فتحعلی شاه به زیارت عتبات عالیات می‌رفتند، چون عرض کرده بودند طلای گنبد مطهر سیاه شده است خاقان مرحوم حکم فرمودند طلای گنبد را برچیده از نو طلا کردند. حاجی سلیمان صباحی در تاریخ او می‌گوید کلک صباحی از پی تاریخ او نوشت در گنبد حسین علی زیب جست زر و خشت‌های سیاه شده را تعمیر کردند از نو طلا نموده، در گنبد منوّر موسی ابن جعفر - عليه السلام - نصب کردند ضریح نقره مرقد مطهر از خاقان مغفور فتحعلی شاه است، و ضریح نقره مرقد مقدس حضرت عباس نیز از خاقان مرحوم است که وقت فوت ایشان ناتمام بود. شاهنشاه مبرور محمد شاه تمام کرده، فرستاد. از جانب خاقان خلد آشیان فتحعلی شاه و اولاد و زنان محترم و نوکرهای مقرب آن پادشاه آثار زیاد از در نقره و قندیل‌های طلا و مرصّع و پرده‌های مروارید در این اماکن مشرّفه بسیار برجا است. 📚 سفرنامه فرخ سیر میرزا نیزالدوله، ص ۴۴ https://t.me/rasullib

#تازه‌های_کتابخانه کتاب سفرنامه مکه، عتبات، مصر، شام و... نوشته فرخ سیر میرزا نیرالدوله، پسر فتحعلی شاه قاجار به کوشش و تصحیح
#تازه‌های_کتابخانه کتاب سفرنامه مکه، عتبات، مصر، شام و... نوشته فرخ سیر میرزا نیرالدوله، پسر فتحعلی شاه قاجار به کوشش و تصحیح استاد رسول جعفریان (چاپ تابستان ۱۴۰۳) سفرنامه فوق به رغم اختصار و کامل نبودن نسخه آن، حاوی اخبار و گزارش‌های جالبی از مناطقی است که نویسنده از آن دیدن کرده است. در رابطه با مزارات و اعتبار مقدسه و تاریخ عمارت و بازسازی آن از سوی شاهان قاجار نیز نکات درخور توجهی دارد.

#تازه‌های_کتابخانه 📚 سه کتاب جدید: ۱. کتاب "فضل زيارة الحسين" (تألیف محمد‌بن‌علی‌‌بن‌حسن علوی کوفی از محدثان زیدی قرن ۴ و ۵
+2
#تازه‌های_کتابخانه 📚 سه کتاب جدید: ۱. کتاب "فضل زيارة الحسين" (تألیف محمد‌بن‌علی‌‌بن‌حسن علوی کوفی از محدثان زیدی قرن ۴ و ۵ هجری) با تعلیق و تحقیقی جدید ۲. سفرنامه عتبات از اصفهان تا کربلا (سفرنامه یکی از همراهان میرزا محمد کلباسی از علمای دوره مشروطه در اصفهان) به کوشش و تصحیح استاد رسول جعفریان ۳. کتاب مهم "اسنادی از اجرای معاهده ترکمنچای" به کوشش خانم فاطمه قاضیها که کتابخانه ملی منتشر کرده است. https://t.me/rasullib