تهرانمصــــّور
رفتن به کانال در Telegram
روزها، عکسها و خطخطیهای مادربزرگِ قرتیات. دانشجوی ادبیات نمایشی، مشتاق به عکاسی.
نمایش بیشتر617
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+37 روز
-630 روز
آرشیو پست ها
آیا ندیدی
خورشید از انگشتانِ کسی که دوستش میداری طلوع میکند؟
تهرانمصــــّور | محمود درویش
https://t.me/door_window_and_stuff
عکسهای جدید آپلودشدهی چنل کالکشن رو هم دریایید؛ 🚪
امروز از قلعه سردار اسعد بختیاری رو در شهرستان جونقان، استان چهارمحال بختیاری بازدید کردیم.
تمام وجودم مملو از عشق میشه، پر از شجاعت و امید و همواره غم این تاریخ روی دوشم میمونه.
ایرانی!
ایرانی بمون و نذار کمنورت کنن،
این مرز و بوم با خورشید عجین بوده و تا همیشه هم پرقدرت میتابه.
تا هروقتی که نفس میکشی
نور رو گم نکن،
نور رو ادامه بده— نجیبزادهی ایرانی؛
سلام
چطوری حافظهی گوشیام رو سرعتی خالی کنم؟
به هاردم دسترسی ندارم، کشهام رو هم پاک کردم :))
سلام چطوری حافظهی گوشیام رو سرعتی خالی کنم؟
به هاردم دسترسی ندارم، کشهام رو هم پاک کردم :))
Repost from N/a
آنجا یک قهوه خانه بود، اما ننشستیم به نوشیدن دوتا استکان چای. چرا؟
دنیا خراب میشد اگر دقایقی آنجا مینشستیم و نفری یک استکان چای میخوردیم؟
عجله، همیشه عجله!
کدام گوری میخواستم بروم؟
«من به بهانهی رسیدن به زندگی، همیشه زندگی را کشته ام»
- محمود دولت آبادی
