ریسمــان
رفتن به کانال در Telegram
422
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
-230 روز
آرشیو پست ها
422
به مربی کوه، که سالهای زیادیست کوهنوردی میکند و صعودهای سنگین و موفقی داشته است گفتم: پنج ساله که کوهنوردی میکنم، هم صعودی پرانرژی به قلهی مرتفع داشتم، هم ناکامی از صعود به قلهای کمارتفاع. و عجیبه که هر بار از خودم میپرسم که آیا امروز موفق میشم یا نه»
گفت: «طبیعیست من هم هنوز این سؤال رو هر بار از خودم میپرسم. آدمیزاد همیشه به یک حال نیست، روزهایی بوده که در پیادهروی هم نفس کم میآوردم. مهم اینه که هدفت رو بشناسی و هیچوقت از حرکت در رسیدن بهش نایستی»
این روزها، روزهای اوج توانمندیام در زندگی نیست، هنوز رد بخیههای رنجهایم درد میکند حتی در لبخندها هم این بخیهها کش میآیند و اشک به چشمانم میآورند. اضطراب گرفتهام که دارم زمان رسیدن به قلهی اهدافم را از دست میدهم اما با یادآوری این خاطرات و افتادنها و دوباره بلند شدنهایم، از اضطرابم کم شد. هدف را میبینم و در مسیر میمانم.
«لَنگ و لوک و خفتهشکل و بیادب
سوی او میغیژ و او را میطلب
دوست دارد یار این آشفتگی
کوشش بیهوده به از خفتگی»
#مولانا
ریسمان
422
پرنسس کوچولو: تو چطور گنجشک شدی؟!
گنجشک: پدر و مادرم گنجشک بودند.
پرنسس کوچولو: هیچوقت نخواستی چیز دیگری باشی؟
گنجشک: نه! فقط میخواهم گنجشک خوبی باشم.
✨✨
قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ
عَلَىٰ شَاكِلَتِهِ
فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَىٰ سَبِيلًا
(سوره إسراء، آیه ٨٤)
بگو:
هر کس بر حسب ساختار (روانی و بدنی) خود عمل میکند،
و پروردگار شما به هر که راهیافتهتر باشد داناتر است.
ریسمان
422
+1
امروز خیالاتی شدم رفتم توی سایت
https://www.bing.com/images/creat
نوشتم: «دختری با حجاب و لباس محلی ایرانی در کتابخانهای، در روستایی کوهستانی با درختان پاییزی و رودخانهای جاری مشغول مطالعه است.»
این عکسهاش رو دوست داشتم😇 کتابهاش پر از قصههاست...
«اینجا فصلِ بی صداییِ قصههـــاست
سرگذشتی داره هر کی، بینِ مــاست
یکی از قصهی غصههـــاش میگه
یکی از غربتِ لحظههـــاش میگه»
ریسمان
422
اشک شوق جاری میشود وقتی زنگار از دل میرود، وقتی گمشده را مییابی، وقتی آشنایی در غربت یافتهای...
و چشمهای تر شده از اشک شوق، معصومیت و زیبایی خاصی پیدا میکنند...🥹
امروز خدا برایم لحظههایی را یادآور شد که تکرار همیشگیشان را میخواهم:
«(این فروتنان در برابر حق) چون آیاتی را که بر پیامبر اسلام نازل شده بشنوند میبینی که دیدگانشان به سبب شناخت حق لبریز از اشک میشود...»
مائده- ۸۳
دلم چنین اشک ذوقی میخواهد، جهان جملگی تبلور آیات حق است اما فروتنی نیست که چشم را بینا کند...
ریسمان
422
روز جهانی معلم را به مامان عزیزم که قصهسازی را با قصههای شبانهش و الفبا را قبل از مدرسه بهتر از هر معلمی به من یاد داد و بابای عزیزم که اولین کتابها را برایم خرید، همیشه مشغول کتاب خواندن دیدمش و به حرفهای عجیب و غریبم گوش میدادند وقتی هیچ گوش شنوایی نداشتم، تبریک میگویم، تبریک یعنی برکت داده شود به روشنی و صفای وجود مامان و وجود آسمانی بابا❤✨
«درس ادیب اگر بود زمزمه محبتی
جمعه به مکتب آورد طفل گریزپای را»
اگر کلمات، این سربازانِ اندیشه، نبودند، در همهمهی مبهم دنیا، روحِ ناخواندهام دفن میشد.
ریسمان
422
صحبتهای استادی را گوش میدادم راجع به اینکه چرا ما خداباوریم اما وقتی سوگی را تجربه میکنیم، به وجود خدا شک میکنیم یا به حضورش شاکی میشویم، ایمانمان متزلزل میشود و احساس ترس و تنهایی مضاعف داریم؟!
میگفت: «چون تجربهی سوگ در دنیای متمدن با آنچه که تصورش را داشتیم متضاد بوده.» این تأثیریست که از زندگی در دنیای متمدن گرفتیم، در این دوران خطراتی را که از نسلهای قبلیمان، پیشفرض داشتیم، دور میبینیم و احساس امنیت نسبی داریم. مثلا احساس خطر حملهی حیوانات وحشی، مرگ بر اثر فقدان بهداشت و فقر و... را نداریم. در واقع دنیای تمدن برایمان چنین زندگیای را متصور کرده که رفاه داشته باشیم، در صلح باشیم، احساس تنهایی نکنیم و...
اما این ادعاها، پوچ درمیآیند. بیماریهای ناشناخته، جنگ بیولوژیکی، جنگهای سخت و نرم، تنهایی در اوج گسترش رسانهها و شبکههای اجتماعی و...
بااینحال همچنان تبلیغ بر این است که تمدن این خطرات را از ما دور میکند و اگر هنوز درگیر این خطرات هستیم، به این خاطر است که تمدن کافی نداریم.
دروغهایِ بزرگ همانهایی که خودشان را متمدن و مبلّغ تمدن میدانند ولی بیمار میکنند تا ازشان دارو طلب کنی. هر روز بیماریای جدید...او که این دروغها را باور کرده علیرغم همهی تلاشهایش برای متمدن بودن، هیچوقت حالش خوش نیست حتی اگر خودش و پزشکان نتوانند دردی را در او تشخیص بدهند.
این تمدن انسان را چنان در مواجهه با پاسخهای متعدد گیج و خلع سلاح میکند که آدمی دورتر از نوک بینی خود را نتواند ببیند و در فردگرایی و منفعتطلبی، به دنبال آن باشد که پادشاه بلامنازع دنیای خویش باشد ولو به قیمت حذف دیگران. اما چون علیرغم آنچه میپندارد که تمدن در خدمت اوست، او در خدمت تمدن است، مقهور و مغلوب هر نزاعیست و با کمترین تعارضی به سمت مخدرهای وارداتی از دارو و انواع مواد سکرتآور گرفته تا هیجانهای کاذب و خیالهای حبابی و حرصهای بیپایان، سوق پیدا میکند و بردهای مسخ شده میشود برای پیشبرد اهداف تمدنسازها.
در مقابل، تمدنی هم هست که از وجود جنگ همیشگی خیر و شر درونی و بیرونی، آزمایش ارادهها و وجود نور در اوج تاریکی میگوید و به هر انسان چنان هویت و تکلیفی میدهد و نقش تمامی انسانها را در ساختن تمدن پررنگ میداند، که گرچه سنگین است اما متوجه ظرفیتهای بالای انسان میباشد و قدرت معنابخشی به زندگی و مرگ و اصالت دادن به غم را دارد.
از خودم میپرسم: «در کدام تمدن، خداباور هستی؟»
«حضوری گر همی خواهی از او غافل مشو حافظ
مَتٰی ما تَلْقَ مَنْ تَهْویٰ دَعِ الدُّنْیا و اَهْمِلْها»
ریسمان
422
خدا با من حرف میزند:
🥲❤️🔥
وَإِنْ كَادُوا لَيَسْتَفِزُّونَكَ مِنَ الْأَرْضِ لِيُخْرِجُوكَ مِنْهَا ۖ وَإِذًا لَا يَلْبَثُونَ خِلَافَكَ إِلَّا قَلِيلًا
و نزدیک بود که کافران تو را از سرزمین خود جنبانده تا از آنجا بیرونت کنند، و در این صورت پس از آن اندک زمانی بیش زیست نمیکردند (که به عذاب ما همه هلاک میشدند).
اسراء ۷۶
ریسمان
422
امروز خدا، دستم رو گرفت برد یه جای خوب، و دم گوشم گفت:
[آیا آن شریکان انتخابی شما بهترند] یا آنکه مخلوقات را میآفریند، آن گاه آنان را [پس از مرگشان] باز میگرداند؟! و کیست آنکه از آسمان و زمین شما را روزی میدهد؟ آیا با خدا معبودی دیگر هست [که شریک در قدرت و ربوبیت او باشد؟] بگو: اگر راستگویید دلیل خود را بیاورید. (۶۴)
{تو به کی چشم دوختی؟! وقتی خدایی هست که آفرینندهی همهست و همه هم به سوی او برمیگردند}😔
بگو: در زمین بگردید پس با تأمل بنگرید که سرانجام گنهکاران چگونه بود؟ (۶۹)
{تا حالا سرنوشت امثال این گنهکارها رو ندیدی که چی شدند؟ یزیدیها چی شدند؟ اونهایی که در اساس ظلم شریکند؟}
و بر آنان [که با حق دشمنی میکنند] اندوه مخور و از نیرنگی که همواره به کار میگیرند، دلتنگ مباش. (۷۰) 🥺❤️🩹
و میگویند: اگر راستگویید این وعده [عذاب] کی خواهد بود؟ (۷۱)
بگو: امید است بخشی از آن عذابی که رسیدنش را با شتاب میخواهید، دنبال شما باشد، (۷۲)🤲🙏
پس بر خدا توکل کن؛ زیرا تو [متکی بر آیین] حقّ آشکاری. (۷۹) ❤✨
سوره نمل
خدایا با من حرف بزن، صدای تو را دوست دارم❤♾
ریسمان
422
اقتضای دوست داشتن، همیشه ماندن نیست. تو را ترک میکنم تا در عشق، پختهتر باشی. بیغبارتر، مهذبتر، خالصتر.
آنچه مولانا را مولانا کرد، تنها دیدار شمس نبود. رفتن شمس هم بود: تو را ترک میکنم و این آخرین کاری است که برای دوست داشتنات انجام میدهم.
〰 صدیق قطبی
@sedigh_63
پینوشت: باشد که در دوریات پختهتر و عاشقتر شویم
#شهادت
ریسمان
