٭ سفینه 𝟐𝟖𝟗 ٭
رفتن به کانال در Telegram
Welcome to the black galaxy🥂 Anonymous: @Erikss_bot @Ericlanshers_bot
نمایش بیشتر676
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
Repost from N/a
چکه می کند.
قطره های آب، دانه به دانه از شیروانی به داخل سطلی می ریزد که پدر آن را آنجا گذاشته است، آخر اگر آن سطل را نمی ذاشتیم، خندقی برای مبارزه سنجاب ها و کلاغ ها می شد.
باران هر لحظه شدید تر می شد، پایان نداشت، تشدید داشت.
انگار که باران با ما پیوند همیشگی ای بسته است و قصد شکستن آن را هم ندارد.
باران تنها کسی است که انقدر به قولی که بهم داده، پایبند است.
https://t.me/httpsblachmorld
