٭ سفینه 𝟐𝟖𝟗 ٭
الذهاب إلى القناة على Telegram
Welcome to the black galaxy🥂 Anonymous: @Erikss_bot @Ericlanshers_bot
إظهار المزيد672
المشتركون
-1624 ساعات
-167 أيام
-1630 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from N/a
چکه می کند.
قطره های آب، دانه به دانه از شیروانی به داخل سطلی می ریزد که پدر آن را آنجا گذاشته است، آخر اگر آن سطل را نمی ذاشتیم، خندقی برای مبارزه سنجاب ها و کلاغ ها می شد.
باران هر لحظه شدید تر می شد، پایان نداشت، تشدید داشت.
انگار که باران با ما پیوند همیشگی ای بسته است و قصد شکستن آن را هم ندارد.
باران تنها کسی است که انقدر به قولی که بهم داده، پایبند است.
https://t.me/httpsblachmorld
