𝑪𝒖𝒑𝒊𝒅
رفتن به کانال در Telegram
189
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
-530 روز
آرشیو پست ها
189
کاش میتوانستم
به آغوشی پناه ببرم
که زمانی خیال میکردم
هرگز مال من نخواهد شد
اینک
همه چیز در دستان من است
اما چرا نمیتوانم
قدمی در این راه بردارم
پاره کردن زنجیرهای آهنین عقاید
چرا این چنین سخت است..؟؟
189
اندیشه ام سوی تو کشیده میشد
آن هنگام که به دنبال دلیلی بودم
اما اینک
تنها دلیلی که می یابم
خودم هستم
همانی که در کوچههای بنبست ذهنش
او را تنها گذاشتی و رفتی
آری،
بپذیر که دیگر نجوای تو
در کوچههای ذهنم جایی نخواهد داشت..!
189
تقریباً نه
من واقعا در آن شب
دار فانی را وداع گفتم
در مقابل کسی که
به اندازه ی خدا دوستش داشتم
سر تعظیم فرود آوردم
و برای همیشه چشمانم را
بر این جهان بستم...!
189
خیالم آن بود که پس از تو
دیگر تاب و توان شنیدنش را ندارم
اما واقعا خیالی بیش نبود
چون هرگز وجود نداشتی
که در نبودت
خود را از شنیدنش محروم کنم...!
189
گاهی دلم بی تاب میشود
در قلبم طوفانی به نام دلتنگی تمام بدنم را ویران میکند
ویرانی جبران ناپذیر
انگار که تمامیه سیل های جهان یک جا در قلب من اتفاق میافتد
حسی مانند یک زلزله با ۱۰۰۰ ریشتر ....
شاید هم من دیوانه شدهام و این ها فقط از دلتنگی در دلم رخ میدهد
مثله این میماند که تو تشنه باشی و نتوانی از چشمهی روبه رویت آب بنوشی...
یا یک عروسک را پشت ویترین یک مغازه ببینی
اما به خاطر قیمت گران نتوانی آن را داشته باشی
مثه گاهی که بوی شیرینی های همسایه تو را دچار دل ضعفه کند اما باز هم به خاطر شرمی که داری نتوانی مزه آن را بچشی....
اما گاهی این حس دلتنگی تو را دچار یک لذت زیر پوستی میکند
مثله مزه مزه کردن ترشک های ترش و شیرینی که تورا غرق در یک خلسه خوشمزه میکند....
مثله یک شکلات داغ که روز های سرد زمستانت را گرم و لذیذ میکند
مثله وقت هایی که به خاطر سرمایی که بد از درست کردن آدم برفی حس میکنی و دستانت را زیر بغلت میگیری و با لذت به عروسک برفی که ساختی نگاه میکنی.....
دلتنگی یعنی تو یک نفر را داری
تو کسی را داری که دوستش داری
تو کسی را داری که دوستت دارد
کسی را داری که به اون بگویی
دیوانه وار دلتنگ او هستی......*)
