seraphim : ember vice
رفتن به کانال در Telegram
limerenced by 333 sinlesse.t.me﹐ ⎯ “ this place was established by the seraph to collect the symphonic lamentations of swans. “
نمایش بیشتر1 669
مشترکین
+624 ساعت
+97 روز
-2830 روز
آرشیو پست ها
به من میگید این دیوانهها که خلق میکنی و در عشق میمیرن کین، خب چه میدونم من از همهشون دیوانهترم. من رو ببین عاشقی کردنم همهش با دو چشم در خون غلتیده پیش میره. از من انتظار داری این مزخرفات آنلاینی که از عشق جا افتاده رو نشونت بدم؟
داشتم با کلمات مسخره بازی در میآوردم و بعد افتادم وسط داستانی که چشمها خون رو در دم به داخل میکشن و بوسه به هنگام بازدم بر چهره معشوق ممنوعه خود میکارند، بعد دیدم چهار صبح زل زدم به انحنای سایه لب پایینش و میگم واو، این انحنایی که از سایه لبهاش روی صورتشه هم در حد خدا زیباست.
داشتم فکر میکردم حتی اگر گوشه نیز روحش رو روی اعصاب برهنه مغزم بکشه هم من لذت میبرم، دیدم این اتفاق نمیافته و از خودم خجالت کشیدم بابت بیمار بودنم به شدتی که میخوام احساسش کنم. میفهمید دیگه یعنی روح روی اعصاب برهنه و این داستانها
این شدت ابسشن من رو شما چهار و نیم صبح میبینید، چون غلیان اونقدر افسار رو محکم میکشه که نمیتونم گسیختگی رو عقب برونم. هر لحظهی من همینطور میگذره. همینقدر شیدا.
صدای چشمهاش رو میده. صدای نگاهی که وقتی پلکهاش میافتن داره. صدای مژه کوچک پلک پایینشه وقتی نیمهشبه و رویا میبینه و آهسته نفس میکشه. به مژه کوچک خوابیده گوشه پلکش که نگاه میکنم، فالین این ریورز داد میزنن my sinful confession you're my obsession
صدای چشمهاش رو میده. صدای نگاهی که وقتی پلکهاش میافتن داره. صدای مژه کوچچ پلک پایینشه وقتی نیمهشبه و رویا میبینه و آهسته نفس میکشه. به مژه کوچک خوابیده گوشه پلکش که نگاه میکنم، فالین این ریورز داد میزنن my sinful confession you're my obsession
من چهطور بگم صدای چشمهاش هست که دیوونه نچسبونید به گلوم؟ کاش یک مقدار حیایی، شرمی، چیزی در من میخوند چون من شاید بتونم اون دفتر مخملی زیر تختم رو ازش قایم کنم اما این رو چی؟ خب صبح میبینه تراوشات مریض مغزت رو دخترک
میخواستم با اون خداست و من هم سلاحشم شروع کنم چون قافیه جالبی میساخت با شاهکاری که من رو امشب کشونده اینجا، اما stay safe بچهها، بوی دود خشمگین بازدمش تا توی رگهای گلوی بیچارهم فرو رفت. فهمیدم که من وپن نیستم، من خودِ طعمه هستم. اَه.
unfair life of me.
