fa
Feedback
دپارتمان شاعران زجر کشیده

دپارتمان شاعران زجر کشیده

رفتن به کانال در Telegram

درباره‌ٔ کتاب‌ها، ادبیات، گربه‌ها و من. ‌‌ یوتیوب💌 https://youtube.com/@ellascardigan ‌ چنل پلی‌لیست: t.me/playlistforpoets

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام دپارتمان شاعران زجر کشیده

کانال دپارتمان شاعران زجر کشیده (@ttpdella) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 15 085 مشترک است و جایگاه 2 444 را در دسته کتب و رتبه 21 507 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 15 085 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 08 ژوئیه, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر 263 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 8 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 7.60% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 11.32% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 1 145 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 1 706 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 36 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند چیز, نمایشنامه, نامه, کریسمسی, a2/b1 تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
درباره‌ٔ کتاب‌ها، ادبیات، گربه‌ها و من. ‌‌ یوتیوب💌 https://youtube.com/@ellascardigan ‌ چنل پلی‌لیست: t.me/playlistforpoets

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 09 ژوئیه, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته کتب تبدیل کرده‌اند.

15 085
مشترکین
+824 ساعت
+927 روز
+26330 روز
آرشیو پست ها
+1
من همیشه دوست داشتم عضو یه همچین بوک‌کلابی باشم🥹🛋️

اگه این‌جایید بهم کدو بدید!🎃

امروز ساعت ۵ عصر بهتون می‌گم جریان از چه قراره🥹🎟️

- صبح دوشنبه، اواسط نوامبر سال ۲۰۲۵، میز بهم‌ریختهٔ یک دختر ۱۸ ساله‌ی ایرانی!
- صبح دوشنبه، اواسط نوامبر سال ۲۰۲۵، میز بهم‌ریختهٔ یک دختر ۱۸ ساله‌ی ایرانی!

این‌جا هرروز کلی کلمات کاربردی انگلیسی یادمون می‌ده☝️⭐️

Repost from N/a
♦️ Firmly ♦️ 🪜 (B2) 🔮 Firmly means: In a strong, confident, or determined way. 🔮 یعنی: محکم، قاطعانه
✨ با قاطعیت، بدون تردید
🔹 Examples: ⚜️She said “no” firmly. ⚜️او محکم گفت «نه». ⚜️He firmly believes in his decisions. ⚜️او قاطعانه به تصمیماتش باور دارد. 🌕 Synonyms: strongly, confidently 🌑 Opposites: weakly, softly
@EnglishdailyAandN

بچه‌هاجون من برای آذرماه فقط سه تا تبلیغ قبول می‌کنم. از این‌جا می‌تونید رزرو کنید💌

𓂃.໑ 𝒓𝒆𝒗𝒊𝒆𝒘 ‌‌ ‌ ‌⊹ ‌کتاب The Bell Jar ‌ ‌‌ ‌ ‌دربارۀ کتاب 𖨂 ֶָ ゚ کتاب داستان استر گرینوود دختریه که با افسردگی دست و
𓂃.໑ 𝒓𝒆𝒗𝒊𝒆𝒘
‌‌   ‌ ‌⊹ ‌کتاب The Bell Jar ‌ ‌‌     ‌    ‌دربارۀ کتاب 𖨂 ֶָ  ゚
کتاب داستان استر گرینوود دختریه که با افسردگی دست و پنجه نرم می‌کنه رو روایت می‌کنه. استر می‌گه: یک حباب شیشه زندگیش رو خفه کرده.
‌     ‌    ‌نظر من 𖨂 ֶָ  ゚
من بالاخره این کتاب رو تموم کردم! یکی از بهترین کتاب‌هایی خوندم؟ قطعا. اوایل داستان واقعا برام حوصله سربر بود؛ اما از یک جایی به بعد این‌جوری شد که مدام با خودم فکر می‌کردم که چقدر گاهی اوقات افکارم شبیه به استر گرینوود می‌شه و من از کتاب‌هایی که افکار کاراکترها کامل گفته بشه خوشم می‌آد، به این صورت کتاب رو در عرض دو روز تموم کردم. همه چیز توی این کتاب مربوط به احساسات و خط فکری استر گرینوود راجع به زندگیش هست و این واقعا برای من جذاب بود. (فقط کافیه یکم زمان بدید به کتاب) طبق چیزی که من متوجه شدم، سیلویا همه‌ی تفکرات خودش رو از زاویه دید استر نوشته و این بی‌نهایت غمگین کننده بود که بدونم سیلویا همه‌ی این‌ها رو توی زندگیش تجربه کرده. من نیمی از کتاب رو زبان اصلی و نیمی ازش رو ترجمه خوندم و ترجمه‌ی خانم گلی امامی بی‌نظیر بود.
Goodreads: 4/5
my rating: 5/5

★ Once upon a broken heart, Stephanie Garber
Once upon a broken heart, Stephanie Garber

به نظرم ما لیاقتمون خیلی بیشتر از این بود که فقط برای «ابری شدن» هوا این‌قدر ذوق کنیم.

رسپی رو ادیت کردم🤍

‌‌ ‌ ‌⊹ هفته‌ی هشتم پاییز؛ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ 𖨂 ֶָ ゚چیزکیک🫐🕯️ ★ رسپی
+1
‌‌   ‌ ‌ هفته‌ی هشتم پاییز؛ ‌‌   ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ 𖨂 ֶָ  ゚چیزکیک🫐🕯️ ★ رسپی

Heroes don't get happy endings. They give them to other people.
- Once upon a broken heart, Stephanie Garber

سوپرایزه💌 خیلی زود می‌فهمید☝️

https://t.me/ttpdella/5809 بلیت چی😭

بلیت‌ها آماده‌ان🤭
بلیت‌ها آماده‌ان🤭

«من دیگر از تکیه کردن به دیگران دست برداشته بودم» من هم همین‌طور استر گرینوود عزیزم. من هم همین‌طور.

آقای پستچی کتابم رو آورد، هوا سرده و چیزکیک بلوبری دارم 𐭩ᯓᡣ
آقای پستچی کتابم رو آورد، هوا سرده و چیزکیک بلوبری دارم 𐭩ᯓᡣ

- حباب شیشه، سیلویا پلاث
- حباب شیشه، سیلویا پلاث

عزیزترینم ساعت ۲ بامداد است و من و گربه‌ام که حالا به خواب رفته، کنار پنجره نشسته‌ایم. چراغ کوچک روی میز را روشن گذاشته‌ام و منتظر به آسمان نگاه می‌کنم تا شاید پیتر پن امشب بیاید. شاید بالاخره تصمیم بگیرد به دنبالم بیاید و من را به سرزمینش ببرد تا بتوانم به تو ثابت کنم تمام مدت اشتباه می‌کردی و من یک خیال‌پرداز دیوانه نبوده‌ام. راستی هنوز ستاره‌ات را در آسمان داری؟ همانی که وقتی راجع به آن گفتم به من خندیدی و گفتی: «همه‌اش چرندیات ذهنت است!» یا آن را هم با خود برده‌ای به سرزمینی که من نمی‌دانم کجاست؟ صبر کن! گوش بده! صدای جیرجیرک‌ها را می‌شنوی؟ می‌دانی به خودشان خیلی علاقه‌ای ندارم، اما وجودشان و شنیدن صدای آن‌ها برایم مایه‌ی دلگرمی است. حداقلش من تنها کسی نیستم که نمی‌تواند بخوابد. دوست داشتم در درون دنیای جادوییِ کتابی زندگی کنم که اکنون مشغول خواندنش هستم. جایی که پری‌ها موجوداتی عادی هستند و عشق‌هایی شبیه به چیزی که ما داشتیم، تا ابد ماندگارند. حداقلش آن‌جا دیگر به من نمی‌گویند که نباید در رویا و خیال زندگی کنم و حداقلش آن‌جا مجبور نیستم که خودم را مجبور کنم تا دیگر به تو فکر نکنم. پی‌نوشت: ای‌کاش من هم در رویاهای تو جایی می‌داشتم.
A hundred thrown-out speeches I almost said to you - نامهٔ سیزده