آن
رفتن به کانال در Telegram
68
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
68
خیلی وحشتناک نیست که حتی از امید داشتن هم میترسم؟ وقتی به این فکر میکنم که "یعنی میشه که بشه؟"،
یاد همین جمله از سارینا میافتم و روحم عذاب میکشه از نبودن آدمهایی مثل سارینا و عمیقا قلبم درد میگیره اگه خون آدمهای بیگناهی که کشته شدن بیثمر بمونه، قلبم مچاله میشه.
دلم واسه زندگیمون، کشورمون و انسانهای زیبایی که از دست دادیم میسوزه و ته قلبم امیدوارم اما از این امید داشتن میترسم.
68
«شعر برای من مثل دوستی است که وقتی به او میرسم میتوانم راحت با او درد و دل کنم. یک جفتی است که کاملم میکند... بعضیها کمبودهای خودشان را در زندگی با پناه بردن به آدمهای دیگر جبران میکنند، اما هیچ وقت جبران نمیشود. اگر جبران میشد آیا همین رابطه خودش بزرگترین شعر دنیا و هستی نبود؟»
فروغ فرخزاد
68
قبلنا خوبی تلگرام به نسبت باقی شبکههای اجتماعی این بود که حداقل میتونستی خودت باشی، نیاز نبود تظاهر کنی یا همرنگ جماعت بشی تا نشون بدی تو هم مثل بقیهای. اما حالا احساس میکنم دیگه اینطور نیست.
68
نمیدونم صرفا زندگی در ایران باعث شده انقدر نفرت پراکنی کنم یا کلا بخاطر انسان بودنم اعصاب ندارم؟ قطعا هر دو گزینه.
68
از آدمهایی که کار کردنشون، غذا خوردنشون، نوشیدنشون همراه با صداست و انگار به دهنشون میکروفون وصل کردن، متنفرم.
68
شبهای امتحان وقتی به بچهها میگم این قهوه رو میخورم تا خود صبح قبل امتحان بیدارم و کتاب ۵۰۰ صفحهای رو تموم میکنم، ده دقیقهی بعد:
68
امروز با ستا ادامهی فصل پنج Stranger things رو دیدیم و احساس میکنم از الان به افسردگیِ بعد از اتمام سریال دوستداشتنیم دچار شدم💘
پ. ن:
لطفا استیو رو تا آخر فصل زنده نگه دارین!
