فریب کلاهبرداران را نخورید! تلمتریو این کانالها را شناسایی و برچسبگذاری میکند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید 👈
تـنـبیـه سکـ🔞ـسی
خماری چشماش وقتی زیرت داره ناله میکنه🔞🍓 -پارت گذاری شنبه تا پنجشنبه. •نویسنده:مـهـدخـت
نمایش بیشتر📈 تحلیل کانال تلگرام تـنـبیـه سکـ🔞ـسی
کانال تـنـبیـه سکـ🔞ـسی در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 21 696 مشترک است و جایگاه 16 004 را در دسته ایراتیک و رتبه 15 565 را در منطقه إيران دارد.
📊 شاخصهای مخاطب و پویایی
از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 21 696 مشترک جذب کرده است.
بر اساس آخرین دادهها در تاریخ 28 ژوئیه, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر -464 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر -78 بوده و همچنان دسترسی گستردهای حفظ شده است.
- وضعیت تأیید: تأیید نشده
- نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 3.42% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 3.93% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب میکند.
- دسترسی پستها: هر پست به طور میانگین 745 بازدید دریافت میکند. در اولین روز معمولاً 856 بازدید جمعآوری میشود.
- واکنشها و تعامل: مخاطبان بهطور فعال حمایت میکنند؛ میانگین واکنش به هر پست 9 است.
- علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند سوراخ, ک.صم, ناله, ک.ص, چنگ تمرکز دارد.
📝 توضیح و سیاست محتوایی
نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاههای شخصی توصیف میکند:
“خماری چشماش وقتی زیرت داره ناله میکنه🔞🍓
-پارت گذاری شنبه تا پنجشنبه.
•نویسنده:مـهـدخـت”
به لطف بهروزرسانیهای پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 29 ژوئیه, 2026)، کانال همواره بهروز و دارای دسترسی بالاست. تحلیلها نشان میدهد مخاطبان بهطور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته ایراتیک تبدیل کردهاند.
در حال بارگیری داده...
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 29 ژوئیه | 0 | |||
| 28 ژوئیه | 0 | |||
| 27 ژوئیه | 0 | |||
| 26 ژوئیه | 0 | |||
| 25 ژوئیه | 0 | |||
| 24 ژوئیه | +75 | |||
| 23 ژوئیه | +1 422 | |||
| 22 ژوئیه | +113 | |||
| 21 ژوئیه | 0 | |||
| 20 ژوئیه | 0 | |||
| 19 ژوئیه | 0 | |||
| 18 ژوئیه | 0 | |||
| 17 ژوئیه | 0 | |||
| 16 ژوئیه | 0 | |||
| 15 ژوئیه | +310 | |||
| 14 ژوئیه | +700 | |||
| 13 ژوئیه | +85 | |||
| 12 ژوئیه | 0 | |||
| 11 ژوئیه | 0 | |||
| 10 ژوئیه | 0 | |||
| 09 ژوئیه | 0 | |||
| 08 ژوئیه | 0 | |||
| 07 ژوئیه | 0 | |||
| 06 ژوئیه | 0 | |||
| 05 ژوئیه | 0 | |||
| 04 ژوئیه | 0 | |||
| 03 ژوئیه | 0 | |||
| 02 ژوئیه | 0 | |||
| 01 ژوئیه | 0 |
| 2 | جون کشداری گفت و سوتینمو باز کرد.
با دستام جلوی سـ.ــینه هامو گرفتم ولی غلام با ضرب مچ دستامو گرفت و فشار داد، اینقدردرد گرفت که حس کردم دستمو شکوند.
تا امدم از شدت درد ناله کنم انگشتشو تا توی حلقم کرد.
- صدات در نیاد اینجا صدات به هیچکی نمیرسه پس خودتو خسته نکن.
گریه هام به هق هق تبدیل شد.
چنگی به سیــ.ـنه هام زد و آلــ.ـتشو لای سـ.ــینه هام گذاشت و با دستش سـ.ـینه هامو بهم چسبوند و لاشون آلتشو عقب جلو کرد.
از روم بلند شد و شلوارمو به زور از پام درآورد و...
https://t.me/+-1WqPLTRFn5mNjdk
https://t.me/+-1WqPLTRFn5mNjdk
داستان سکسی و اروتیک رها دختری که مورد تجاوز قرار میگیره ولی... | 133 |
| 3 | اینقدر باهام ور رفت که شــ.ـرتم خیس شده بود اما نمیخواستم اسیرش بشم اون منو نمیخواست فقط دنبال خوابیدن باهم بود. هلش دادم و از کنارش بلند شدم.
دستمو گرفت.
- اذیتم نکن ببینش؟؟
اشاره به شلوارش کرد، آلت کلفتش اینقدر بلند شده بود که برجستگیش از زیر شلوار تنگش به وضوح دیده میشد،
دستمو روی شلوارش فشار داد و آهی کشید.
دستمو از زیر دستش کشیدم، یهو هولم داد روی تخت و دامنو بالا داد لای پامو باز کردو...
https://t.me/+-1WqPLTRFn5mNjdk
https://t.me/+-1WqPLTRFn5mNjdk
دختری که بکارتشو توی تجاوز دست داده ودیگه نمیخواد هیچ مردی لمسش کنه اما دلش برای مردی میره که...👋🔞 | 93 |
| 4 | #پارت11
تند تند توی کـ.ـونم تلمبه میزد با هر بار فرو کردن آلـ.ـتش تا مغز استخوانم میسوخت.
از شدت درد دیگه بدنم بی حس شده بود،
منو برگروند روی کمر.
پاهامو باز کرد و دستش رو بین پره های کـ.ـصم کشید،کـ.ـیر سیاهشو روی کـ.ـصم میمالید.
رنگ سیاه کـ.ـیرش روی کـ.ـص سفیدم تضاد زیاد و زشتی پیدا کرده بود.
تفی پر کف سر آلـ.ـتش انداخت و درحالی که لبخند میزد محکم فرو کرد.
درحالیکه تند تند تلمبه میزد خم شد روم و نوک سـ.ـینه هامو مِک زد.
بوی تعفن دهنش حالمو بد میکرد، نمیدونم چه موادی مصرف کرده بود که ارضـ.ـا نمیشد.
ضربه هاشو محکم تر کرد و با تمام قدرش....
https://t.me/+-1WqPLTRFn5mNjdk
https://t.me/+-1WqPLTRFn5mNjdk
داستان دختری که پدرش اونو میفروشه به مردی با کـ.ـیر کـ.ـلفت و سیاه تا بهش تـ.ـجاوز کنه و ...💋🔞 | 121 |
| 5 | سک..س گروپ پادشاه با همه زنای حرمسرا🔞🍼
#part2
-زود باشید همتون لخت بشید.
به هممون اینو گفت و درحالی که بدون شورت و اون عضو بزرگ و کلفتش نمایان بود رو صندلی نشست.
به زن اولش ساناز اشاره کرد
- بیا برام از دهنت استفاده کن تو که نازایی!
حالت داگ..ی نشست و لباشو دور کلاهک پادشاه کشید و آه و ناله پادشاه بلند شد.
ک..صم خیس شده بود و آب انداخته بود.
پادشاه نگاهی بهمون کرد
- مهسا رو تخت بخواب و پاهاتو باز کن ک..صت معلوم بشه
مطیع از رفتارش رو تخت خوابیدم که محدثه اومد جلوم و سرشو خم کرد و لیسی به ک..صم زد.
همزمان ک..صمو میخورد تند تند زبونشو روی کلیتوریسمم میکشید و تخت و چنگ مینداختم از شه..وت.
-اهههه...پادشاه...من...د..دلم..اههه..ک..یر..ک..کلفت..میخواد...💋🔞♨️
https://t.me/+gnKHUVyYuK5mNjM8
https://t.me/+gnKHUVyYuK5mNjM8 | 118 |
| 6 | #کــنیـزحـشـری🔞💦
#part1
ک.یرکلفت پادشاه رو توی دستای ظریف و سفیدم گرفتمو اروم شروع به مالیدن کردم
پادشاه همه ی زناش رو لخت کرده بود و زنای مورد علاقه اش رو کنار خودش نگه داشته بود من و یکی از زنای دیگش کنارش بودیم و من درحالی که ک.یرکلفت پادشاه رو میمالیدم پشت چشمی برای آسنا زن دیگه مورد علاقه پادشاه میومدم
با حرص ک.یرکلفت پادشاه رو از دستم قاپید و زبونی به سر کلاهک قارچی شکل ک.یر پادشاه زد و به حالت قمبل خم شد و گفت
_پادشاه شما ک.یرکلفت ترین آدم این سرزمین هستید لقب پادشاهی براندازه شماس.
زنای دیگه پادشاه لخت و با حسرت به منو آسنات چشم دوختن و کـصای همدیگه رو میمالوندن با عشوه پستون های گنده ام رو توی دهن پادشاه انداختم و آسنا رو کمی هل دادم که ک.یر کلفت پادشاه از دهنش سر خورد و روی کـ**ص خیس من افتاد با عشوه خندیدم وسریع روی ک..یر خیس و کلفت پادشاه نشستم که...😱👇💦
https://t.me/+gnKHUVyYuK5mNjM8
https://t.me/+gnKHUVyYuK5mNjM8
پادشاهی که حرمسرا راه انداخته و توی کاخش زناش رو گروهی جرمیده💦 | 121 |
| 7 | #عروسکصتپل🔞💦
#part2
سربازای حشری لباس عروس تنمو پاره کردن و فورا یکیشون چوچو*ل صورتیمو تو دهنش کشید با مکیدن وحشیانهاش جیغ بلندی کشیدم
- اهههه نه ولم کنننن اومم آههه🔞🔞
سرباز دیگهای لپای ک*ونمو باز کرد و زبون پهن و درازشو تا ته تو سوراخ تنگ ک*ونم فرو کرد و کثیف و با ملچ ملوچ همزمان مشغول خوردن سوراخای ک*ص و ک*ونم شدن بقیه سربازا با حشر بهمون نگاه میکردن و جق میزدن
یکیشون ک*یر شق و سیاهشو به سینه های تپل و سفیدم مالید و اون یکی خواست ک*یرشو تو دهنم فرو کنه که فرماندهاشون حینی که ک*یرکلفتشو تو دستش میمالید به سمتمون اومد:
- سوراخای عروس ک*ص تپل ولیعهد رو فقط خودم میگام😱🔞🔥
https://t.me/+pFcFAvSHmCdlZmM8
https://t.me/+pFcFAvSHmCdlZmM8
ولیعهد تو جنگ شکست میخوره و سربازای حشری دشمن گروهی عروسشو...🍆😈💦 | 138 |
| 8 | شیـخ کـ🔞ـیرکلـفت
https://t.me/+6cr9FtbP9TxiZGZk
با فشار سر کیـ*ـرشو داخل سوراخ تنگ کـ*ـونم کرد، با گریه ملافه زیرمو چنگ انداختم.
خشمیگن و عصبانی کنارم گوشم غرید:
ـ این تنبیه کسیه که وقتی بچم تو شکمشه، با دشمنم فرار میکنه!🔞❌
از شدت درد جیغ کشیدم که سیـ*ـنهام روچنگ انداخت و حجم بیشتری از کـ*ـیرش رو پاهام فرستاد که نفسم بند اومد، که با فرو رفتن بند انگشتش داخل کـ*ـص خشکم...💦😈🩸
https://t.me/+6cr9FtbP9TxiZGZk
https://t.me/+6cr9FtbP9TxiZGZk | 1 |
| 9 | عروس ک. ص صورتی👅💧
- حیف نبود این ک. ص صورتیت زیر ک. یر اون پیرمرد می رفت؟
با دو دست پاهای سفیدم رو باز کرده بود و لباس عروس سلطنتیم رو به زور کنار زده بود.
لیسی به ک. ص باکره ام زد و نوک زبونش با چو..چولم ور رفت که ناله ای کردم.
- پرنسس ناله هات رو نگه ندار. امشب شب عروسیت رو من برات به اجرا در میارم.
با در اوردن شلوارش و دیدن ک. یر کلفت و قطورش از ترس به خودم لرزیدم.
- ولم کن. تو موش کثیف! دست های کثیفت رو ازم بکش!
دست های خونیش رو روی ک. صم کشید و کلاهک ک. یرش رو با آب ک. صم خیس کرد
- دیگه برای چموش بازی دیره پرنسس صورتی
و یهو کل ک. یرش رو تو ک. ص تنگم کرد و...💦🔞
https://t.me/+pFcFAvSHmCdlZmM8
https://t.me/+pFcFAvSHmCdlZmM8
پرنسسی که از عروسی سلطنتیش توسط ولیعهد دشمن دزدیده میشه و سه روز تمام ک. ص باکره اش رو پاره میکنه🫦💧 | 165 |
| 10 | دانلود فیلم لزبین بدون سانسور:
https://t.me/+2C3q44y7k4FmMTc8 | 153 |
| 11 | دانلود فیلم اروتیک کاپلی 365Day:
https://t.me/+2C3q44y7k4FmMTc8 | 160 |
| 12 | دانلود فیلم سکس با منشی شرکت : 😘 | 175 |
| 13 | 🍑 فیلم خشن سکسی ناپدری 👅 داستان دختری که ناپدریش از بچگی بهش تجاوز میکرده 💦
مشاهده فیلم 😦 🍑 | 185 |
| 14 | داستان سکسی تصویری پدر شوهر حشری🍑
پدر شوهر حشری که کلوچه عروسشو جر میده و حاملش میکنه🤤
مشاهده داستان🔥💦
https://t.me/+8zIqDRbFsEY3NGU0 | 221 |
| 15 | داستان سکسی تصویری سکس با شوهر خواهر🔞🚫
https://t.me/+8zIqDRbFsEY3NGU0
🔥💦 | 219 |
| 16 | #داستان_لزبین
سلام دوستان من هانیهام۱۸سالمه
میخوام خاطرهی سکس با دختر عمه رو تعریف کنم واستون
من یک دختر عمه دارم به اسم مهسا ک 10 سال از خودم بزرگتره و توخانواده خوشگلترینه واقعاااا،اندامش خیلی سکسیه وممههای بزرگی داره
منو مهسا خیلی باهم رفیق بودیم و شوخی میکردیم یه جورایی جعبه سیاه همدیگه بودیم
ی شب خونه عمم دعوت بودیم برای شام،موقع خدافظی دختر عمم گفت تو شب بمون میخوای بری خونه چیکار،عمم هم گفت راس میگه فردا ک جمعهس شب بمون،خلاصه بابام اجازه داد گفت اشکال نداره بمون…
منو مهسا رفتیم تو اتاق کنار هم دراز کشیدیم حرف میزدیم و غیبت می کردیم،بعدش مهسا لباس عوض کرد من چون لباس راحتی نداشتم با لباس بیرون دراز کشیدم که دخترعمم گفت در اتاقو قفل میکنم لباساتو در بیار
منم گفتم اوکیه پس یک شلوارک بهم داد یک تیشرت
آخر شب بود من گرمم شده بود تیشرتو در آوردم با بیکینی خوابیدم یهو دختر عمم گفت جووون میخوای بدی…
گفتم به کی حتما به تو خخخ
گفت والا بدمم نمیاد ماشالله تو انقدر سفیدی که ادم هوس میکنه ،من خندیدم چیزی نگفتم
دیهگ کمکم داشت چشام میرفت خوابم برد،من یهو از خواب بیدار شدم دیدم مهسا داره پورن لزبین رو میبینه،هول شد سریع قطع کرد
منم گفتم اوووووو داشتی چی نگاه میکردی گفت هیچی بابا بگیر بخواب.
خلاصه یکم اذیتش کردم و خوابیدم…
تو خواب حس کردم یکی داره خودشو بهم میمالونه،راستش منم از لز بدم نمیومد چون با دوستم خیلی راجب اینا حرف زدیم و لب گرفتیم از هم.
خلاصه مهسا کمکم دستش داشت میرفت سمت ممههام منم داشتم حال میکردم هی تکون میخوردم فهمید بیدارم،با صدای شهوتی و آروم گفت هانیه بیداری منم سر تکون دادم
برگشتم سمتش سریع اومد روم شروع کرد خوردن لبام…
وااای خیلی دوس داشتم خوب میخورد،ممههامو لیس میزد و گاز میگرفت
انقدر وحشی شده بود ک تحمل نکرد سریع رفت سمت کصم
شلوارک و شورتمو باهم در اورد پاهامو داد بالا با دستمال مرطوب ک..صمو و کونمو تمیز کرد شروع کرد خوردن ک..صم منم تو اسمونا بودم و ناله های ریزی میکردم
کمکم رفت سمت سوراخ کونم انگشتشو میکرد توش و ک..صمو میخورد.
هی میگفت چه کوسی داری کوچولو خودم پردتو میزنم
منم هورنی بودم گفتم.....
ادامه این داستان واقعی لزبین و سکسی رو توی کانال زیر بخونید👇🔞💦🏳🌈
https://t.me/+8zIqDRbFsEY3NGU0
https://t.me/+8zIqDRbFsEY3NGU0
https://t.me/+8zIqDRbFsEY3NGU0 | 223 |
| 17 | داستان تصویری خدمتکار و میسترس🎀
https://t.me/+8zIqDRbFsEY3NGU0
https://t.me/+8zIqDRbFsEY3NGU0 | 210 |
| 18 | #پارت11
تند تند توی کـ.ـونم تلمبه میزد با هر بار فرو کردن آلـ.ـتش تا مغز استخوانم میسوخت.
از شدت درد دیگه بدنم بی حس شده بود،
منو برگروند روی کمر.
پاهامو باز کرد و دستش رو بین پره های کـ.ـصم کشید،کـ.ـیر سیاهشو روی کـ.ـصم میمالید.
رنگ سیاه کـ.ـیرش روی کـ.ـص سفیدم تضاد زیاد و زشتی پیدا کرده بود.
تفی پر کف سر آلـ.ـتش انداخت و درحالی که لبخند میزد محکم فرو کرد.
درحالیکه تند تند تلمبه میزد خم شد روم و نوک سـ.ـینه هامو مِک زد.
بوی تعفن دهنش حالمو بد میکرد، نمیدونم چه موادی مصرف کرده بود که ارضـ.ـا نمیشد.
ضربه هاشو محکم تر کرد و با تمام قدرش....
https://t.me/+-1WqPLTRFn5mNjdk
https://t.me/+-1WqPLTRFn5mNjdk
داستان دختری که پدرش اونو میفروشه به مردی با کـ.ـیر کـ.ـلفت و سیاه تا بهش تـ.ـجاوز کنه و ...💋🔞 | 212 |
| 19 | -ک.صمو بخور بذار همه بفهمن مال توام!
ح..شری سرشو لای پاهام برد و لیسی بهش زد.
-جوون ؛ برا من خیس کردی این همه؟!
لبمو گاز گرفتم و نالیدم:
-خیلی حـ.شریم نمیخوای بکنیم؟
+میخوام دوتاتونو بکنم!
با ورود رها به اتاق..
https://t.me/+-1WqPLTRFn5mNjdk
https://t.me/+-1WqPLTRFn5mNjdk
ک.ص دوتا زناشو میگاد🙈🔞❌ | 205 |
| 20 | توی اتاقش یهو دامنمو داد بالا، دستشولای کـ.ـصم برد.
- لعنتی الان توی شرکتیم.
گفتم جلسه دارم کسی نمیاد، الان کــ.ـصتو میخوام نمیتونم صبر کنم دیگه پاهاتو باز کن بزارم توت زود باش دارم دیونه میشم.
کمربندشو سریع درآورد، زیپ شلوارشو باز کرد از پشت بهم چسبید.
کـ.ـیر شق شدش رو فرو کرد توی کـ.ــصم
با اولین فرو رفتن آخی گفتم که سریع جلو دهنمو گرفت و محکم تلمبه زد.
آب کصم سرازیرشد،یکی از سینه هامو چنگ زد.
- لخت شو لعنتی، در بیار این کت کوفتی رو....
- بس کن الان یکی میاد...
https://t.me/+-1WqPLTRFn5mNjdk
https://t.me/+-1WqPLTRFn5mNjdk
شوهر حشری که توی شرکت میکنتش و...🙈🔞 | 233 |
این محتوا برای کاربران بالای ۱۸ سال در دسترس است
با ورود به سرویس، تأیید میکنید که ۱۸ سال یا بیشتر سن دارید.
