¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete 👈
تـنـبیـه سکـ🔞ـسی
خماری چشماش وقتی زیرت داره ناله میکنه🔞🍓 -پارت گذاری شنبه تا پنجشنبه. •نویسنده:مـهـدخـت
Mostrar más📈 Análisis del canal de Telegram تـنـبیـه سکـ🔞ـسی
El canal تـنـبیـه سکـ🔞ـسی en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 21 961 suscriptores, ocupando la posición 15 978 en la categoría Erótico y el puesto 15 542 en la región Irán.
📊 Métricas de audiencia y dinámica
Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 21 961 suscriptores.
Según los últimos datos del 26 julio, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de 600, y en las últimas 24 horas de -95, conservando un alto alcance.
- Estado de verificación: No verificado
- Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 3.45%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 3.76% de reacciones respecto al total de suscriptores.
- Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 757 visualizaciones. En el primer día suele acumular 825 visualizaciones.
- Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 8.
- Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como سوراخ, ک.صم, ناله, ک.ص, چنگ.
📝 Descripción y política de contenido
El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
“خماری چشماش وقتی زیرت داره ناله میکنه🔞🍓
-پارت گذاری شنبه تا پنجشنبه.
•نویسنده:مـهـدخـت”
Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 27 julio, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Erótico.
Carga de datos en curso...
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 26 julio | 0 | |||
| 25 julio | 0 | |||
| 24 julio | +75 | |||
| 23 julio | +1 422 | |||
| 22 julio | +113 | |||
| 21 julio | 0 | |||
| 20 julio | 0 | |||
| 19 julio | 0 | |||
| 18 julio | 0 | |||
| 17 julio | 0 | |||
| 16 julio | 0 | |||
| 15 julio | +310 | |||
| 14 julio | +700 | |||
| 13 julio | +85 | |||
| 12 julio | 0 | |||
| 11 julio | 0 | |||
| 10 julio | 0 | |||
| 09 julio | 0 | |||
| 08 julio | 0 | |||
| 07 julio | 0 | |||
| 06 julio | 0 | |||
| 05 julio | 0 | |||
| 04 julio | 0 | |||
| 03 julio | 0 | |||
| 02 julio | 0 | |||
| 01 julio | 0 |
| 2 | #کـورحـشـری🔞
#part1
دستشو روی بهشت خیسم گذاشتم که دستاش خیس از اب شد و صدای بهشت خیسم بلند شد با گیجی سرش رو تکون داد و گفت
_چرا دستم خیس شد؟!
یکی از مزیت های کور بودنش این بود که چیزی رو حس نمیکرد و میتونستم راحتتر گولش بزنم با شهوت انگشتاش رو روی بهشتم گذاشتم و زبونم رو گاز گرفتم تا صدای ناله هام بلندنشده
_هیچی عزیزم،داشتم آب میخوردم دستت خیس شد!
گیج و منگ دستاش روی بهشتم درحرکت بود که دیگه نتونستم تحمل کنم و صدای ناله ام بلندشدو..🙈💦
https://t.me/+sbiW0kpBEqA5OTI8
https://t.me/+sbiW0kpBEqA5OTI8
پسره کوره و دختره از این موضوع سواستفاده میکنه و هرشب..👁💦 | 733 |
| 3 | #خواهرشهوانی👇💦
#part12
آمپولو برداشتم و شلوارش رو تا نیمه پایین کشیدم کور بود و نمیتونست جایی رو ببینه با شهوت دستمو روی خایه هاش گذاشتم و گفتم
_داداش از آمپول که نمیترسی؟! این امپولا رو بزنی زودتر چشمات خوب میشه!
با صدای مظلوم و لرزون جواب داد
_نه بزن
با شهوت دستمو دور کـ.یر دراز و کلفتش حلقه کردم که صدای معترضش دراومد
_چیکار میکنی نازی ؟!
درحالی که کـ.یر کلفت و بزرگش رو میمالیدم همزمان با دست دیگم کـ*صمو میمالوندم خمار دستمو دور کـ.یرش بالا پایین کردم و گفتم
_دکتر گفته این بار باید امپولو بزنم به آلتت داداش!
صورتش سرخ شد و سفت شدن کـ.یرش رو توی دستام حس کردم و..🔞🔞
https://t.me/+sbiW0kpBEqA5OTI8
https://t.me/+sbiW0kpBEqA5OTI8
دختره به بهونه اینکه داداش کورش رو بماله آمپول رو میزنه به کـ*ـیر داداش بیچاره اش..🥺💉💦 | 609 |
| 4 | دخترم، فینیش BDSM دارم، خیلیم حشریم باید...
مشاهده کامل اعتراف💦🔞 | 551 |
| 5 | اعتراف میکنم باعموم سک س داشتم و بعدتوخواب منو کرد و پردمو🔞 ...
https://t.me/+W9dg7XDVpb9iNzY8 | 587 |
| 6 | داستان دایی حشری من
سلام
از اونجایی که نمیشه اسم های واقعی رو بگم پس اسمامون و عوض میکنم
اینی که براتون تعریف میکنم کاملا واقعیه و سالهاست که تو دلم نگه داشتمش
من مهشیدم متولد 84 و داییم فکر میکنم الان دیگه 34 اینا باشه
از اونجایی من از سمت مادری نوه اول بودم خاله هام داییام منو خیلی دوست داشتن ولی یکی از دایی هام انگاری بیشتر از بقیه دوسم داشت
البته منم خیلی دوسش داشتم
اون موقع ها که هنوز ازدواج نکرده بود من خیلی میرفتم خونه مادربزرگم
چون همه ی خاله هام و دایی هام زودتر از این داییم ازدواج کرده بودن
تو خونه معمولا من و مادربزرگم پدربزرگ و داییم تنها بودیم و من عادت داشتم
شبا خونه مادربزرگم بمونم…
خلاصه من تقریبا از هشت،نه سالگی متوجه میشدم که داییم موقع بوس کردنم لبمو بوس میکنه و اینکارو انقدر ریلکس انجام میداد که انگار چیز خاصی نیست
و این قضیه همینجوری ادامه داشت
و من انقد داییم و دوست داشتم که به کسی چیزی نمیگفتم
پدربزرگ من همیشه یه تایمی از روز میرفت بیرون با همسن و سالاش میچرخید
مامان بزرگم همیشه میرفت نون میخرید و از اونجایی همیشه سنگک میخرید طول میکشید تا بیاد
تو اون تایمایی که بجز من و داییم کسی خونه نبود میگفت بیا پیش من دراز بکش عادی بود برای ما همیشه کنارش دراز میکشیدم
و اون با گوشی بازی میکرد و من نگاه میکردم ولی گاهی تو همون حالت صورتمو برگردوند سمت خودش لبامو میبوسید
بوسیدن معمولی هم نه ها قشنگ لبامو میخورد و مات و مبهوت فقط نگاش میکردم گاهی وقتا هم به من میگفت همراهیش کنم
خلاصه همیشه تهش همین بود بیشتر از این پیش نمیرفت…
تا اینکه اون موقع اگه اشتباه نکنم 12 سالم بود فکر کنم دایمم اون موقع27.28 سالش بود
من زود پریود شدم و بدنم دیگه تقریبا مثل خانوما شده بود سینه هام توپر بودن
یروز که طبق معمول تنها بودیم من رفته بودم تو اتاق و قرار بود که بخوابم ولی هنوز خوابم نبرده بود
که یهو حس کردم داییم اومد و کنارم دراز کشید
اول از پشت بغلم کرد و چند دقیقه تو همون حالت موند
منم اصلا چشمامو باز نکردم اون روزم پریود بودم و من وقتی پریود میشم سینه هام از حالت عادی گنده تر میشه…
من و برگردوند سمت خودش و مثل همیشه شروع کرد به بوسیدنم ولی این دفعه
فرق میکرد گردنمو هم میبوسید و همیجوری میومد پایین تر
منم خشکم زده بود و خودمو زده بودم به خواب و اصلا تکون نمیخوردم…
و دستشو گذاشت رو سینم شروع کرد به مالیدن اروم اروم و نرم سینه هام و میمالید
نفساش که به گردنم میخورد و حس میکردم ولی خب دختر 12 ساله هیچ درکی از این چیزا نداره
جز اینکه خجالت کشیده بودم و ترسیده بودم
که اروم اروم دستشو برد زیر لباسم و سینم از زیر لمس کرد و مدام میمالید نفساشم هی تند میشد و حس میکردم یچیزی از پشت میخوره بهم که فکر کنم راست کرده بود
یهو لباسمو داد بالا و سینه هام و دید و...
https://t.me/+kcp7DiNHhio5MmFk
https://t.me/+kcp7DiNHhio5MmFk
https://t.me/+kcp7DiNHhio5MmFk
https://t.me/+kcp7DiNHhio5MmFk | 681 |
| 7 | #لزبین
دوتا دختر دبیرستانی🥰🏳️🌈
بچه ها داشتن از مدرسه می رفتند روژان منو از دور دید دوان دوان اومد با صورت خندان سوار شد و بغلم کرد بوس کرد و نشست و حرکت کردیم سمت خونه رسیدیم خونه بهش گفتم من لباسمو عوض کنم بیام رفتم تو اتاق درو نبستم لباسامو کامل در آوردم در اتاق باز بود پشتم به در بود نگو روژان اومده جلو در وایساده منم لخت یهو گفت
_خاله هیکلت واقعا عالیه
برگشتم گفتم دیوونه نگام میکردی میام میکشمت
با خنده اومد تو گفت بخدا راست میگم خیلی خوبی ،باشگاه میری صد درصد
گفتم آره میرم چطور
_هیچی همینجوری گفتم
اگه دوس داری تو هم بیا
_نه من همه چیم اوکیه واسه چی بیام
میدونم اوکیه اما اگه بتونی حفظشون کنی عالیه باشگاه و ورزش بدنتو سالم نگه میداره البته تو خونه هم لوازم دارم اینجا با هم کار می کنیم.
تیشرت بلند مو تا پایین باسنم بود سفید رنگ تنم کردم و بهش گفتم تو میخوای همینجوری بشینی
گفت من لباس نیاوردم ک
کمد و گذاشتم تو اختیارش گفتم همشون تمیزه هر کدومو دوس داری بپوش بیا منم برم سر وقت ناهار بعد اومدم آشپزخونه مشغول پخت بودم دیدم با خنده اومد بغل در وایساده بیرون نمیاد
گفتم چی شده شیطون بلا واسه چی میخندی با خنده پرید بیرون
چی میدیدم واااااای،یه ست لباس شب قرمز توری داشتم اونو برداشته پوشیده
از خنده روده بر شدیم اومد جلوتر با دستم لپاشو گرفتم و گفتم چقد سکسی شدی تو شیطونکم چشم تو چشم دماغم و به دماغش مالیدم دوست داشتم لبای خیس و کوچلوشو یه لقمه کنم یه دل سیر بخورمش اما به زور جلو خودمو گرفتم.
گفت چطوره بهم میاد
گفتم آره عشقم میاد اما یکم واست بزرگه از مغازه یکی واست میدم که کامل سایزت باشه
_اتفاقا دیروز تو مغازت دیدم یکی خیلی خوشم اومد
گفتم همون میدم بهت
بغلم کرد و گفت خیلی دوست دارم
تیشرت من نخی نازک بود اونم ک لباس خواب پوشیده بود وقتی بغلم کرد
گرمی بدنشو خوب حس کردم فهمیدم ک لباسی ک پوشیده حشریش کرده
گفتم بشین ناهار بخوریم ،ناگت مرغ گرفته بودم سرخ شد و نشستیم ناهار و خوردیم جمع کردیم لباس تو تنش یکم گشاد بود وقتی خم میشد سینه هاش کامل دیده میشد سینه هاش اندازه یه گلابی تازه رسیده بود نوک تیز صاف و خوشگل از دیدنش یه جوری میشدم من تا بحال با هیچ زن و دختری رابطه نداشتم اما این یه حس فوق العاده بود دوست داشتم لمسش کنم بوش کنم
بوسش کنم اما جرات نمیکردم میسپردم به زمان
اومدم برس و از جلو اینه برداشتم نشستم رو تختم که موهامو مرتب کنم روزان اومد کنار من گفت بده من شونه کنم واست تو هم واسه منو
موهای منو شونه کرد و تموم کرد بعد برس و داد دستم و گفت نوبت توعه
گفت یکم عقب میشینی میخوام بغلت بشینم
خودمو کشیدم یکم عقب تر اومد نشست تو بغلم پشتش به من شروع کردم به مرتب کردن موهاش ،طوری نشسته بود ک پاهای لختش کامل چسبیده بود به پاهای من اگه یکم دیگه پامو باز میکردم کصم کامل میچسبید به کونش
در حین مرتب کردن موهاش پامو کم کم بازتر کردم و خودمو سر میدادم جلوتر تا اینکه روژان هم تو یه لحظه خودشو سر داد عقب تر و گفت داشتم می افتادم زمین،کصم کامل لخت چسبید به کونش بعد اینکه کار برس تموم شد شروع کردم به نوازش موهاش واسش شعر گفتن
اینقد نازش کردم یه لحظه صداش کردم دیدم جوابمو نمیده،فهمیدم خوابش گرفته به آرومی از پشتش در اومدم سرشو آروم گذاشتم رو تخت کنارش دراز کشیدم لباس تو تنش جابجا شده بود سینه سمت راستش کامل افتاده بود بیرون سرم و نزدیک کردم به سینش ،چی میدیدم واااااای انگار ک حوری بهشتی بود اول یکم به چشماش زل زدم مطمئن شدم ک خوابه،به آرومی زبونمو زدم نوک سینش هیچ عکس العملی نشون نداد دوباره زبونمو چسبوندم رو نوکش بیشتر جرات کردم این بار لبامو چسبوندم نوکش لای لبام بود
همزمان با دستم داشتم کصم و میمالیدم خیلی حس خوبی بود نفسم بند اومده بود نوک سینش کامل تو دهنم بود دیدم هنوز خوابه تکون نمیخوره این بار همه سینشو کردم دهنم همه سینش اندازه کله یه کیر بود داشتم میکش میزدم بعدش بلند شدم یه نگاه بهش انداختم پاهاش باز بود طاق باز خوابیده بود شورت که تنش بود آسترش فقط یه نخ بود چون تو تنش گشاد بود نخ هم افتاده بود بغل پاش کصش کامل لخت بود سرمو بردم لای پاش
یکم بوش کردم هیچ بویی نداشت خیلی تمیز بود پشمای بالاش یکم در اومده بود پایین کصش دور لبهای کصش تمیز بود سفید با یه خط صورتی،دست نخورده وآک دوباره به چشماش نگاه کردم دیدم هنوز خوابه زبونمو زدم رو چوچولش کشیدم دهنم دوباره چسبوندم ،این بار دیگ نکشیدم همینجوری چسبوندم این بار یکم لیست زدم بعد از پایین شروع کردم...
برای خوندن ادامه این داستان سکسی بمال رو لینک زیر👇🏻💦
https://t.me/+kcp7DiNHhio5MmFk
https://t.me/+kcp7DiNHhio5MmFk
https://t.me/+kcp7DiNHhio5MmFk
https://t.me/+kcp7DiNHhio5MmFk | 825 |
| 8 | #Part5
-ک.ص من بهتره یا مال زنت عمو؟؟🫦❌
با #خـماری نگاهی به ک.صم کرد و همونطور که لـ.خت میشدم سینه هام رو توی دوتا دستش گذاشتم
-سـ.ینههامو با فکر تو #مالیدم بزرگ شدن..🥺
دستش روی ک.صم نشست که نالم بلند شد
-ک.صت کوچیکه با ک.یـر پاره میشه بچه❗️🍆
-پارش کن..تا ته بکن توم من تشنهی ک.یرتم عمو!💦
با این حرفم غرش مردونه ای کرد و با فشار دادن نـ.یپلام روی تخت پرتم کرد
-دیگه عمو نه!! وقتی قراره #ک.صت چفت کیـ*رم شه بهم نگو عمو..من #بکنتم سارا🔥❌
-آهه پس #بکنش تو #تپلم شاهپورر
ک.ص ملتهب و پف کردمو با #اوف کشداری باز کرد
-#صورتیه، از مال زنام بهتره جـ..نده!🤤
با حشـ..ریت زیاد #ناله کردم و کـ.یرشو واردم کرد
https://t.me/+8MY1V1v5Itk3MmM8
https://t.me/+8MY1V1v5Itk3MmM8
توی کف کیـ.ر کسیه که مثل عموشه و بهش ک.ص میده 😈🔥 | 127 |
| 9 | با پاره کردن سوراخاش طوری تنبیهش میکنه که..🔞🔞
-قمبل کن برام زودباش کوچولوی #ک.ص تپلی❌
با ترس هق زدم و به بات پلاگ بزرگ توی دستش نگاه کردم😈
-عمو این خیلی بزرگه نمیخوامش!
خودش برم گردوند و اسـ.پنک پر دردی روی باسـ.ن #سفیدم زد
-امشب هم بات پلاگ کو*نتو #پاره میکنه هم ک.یر من تا یاد بگیری دختر خوبی باشی❗️
گفت و با فرو کردن اون جسم فلزی توی سوراخم جیغ و نالم بلند شد
-تا یاد بگیری تو فقط جـ.ندهی شاهپوری و کسی حق نداره نزدیکت شه
کلاهکشو چندبار #محکم روی کـ.صم کوبید
-این #ک.ص فقط حق منه، فقط کـ.یر من باید بکوبه توش💦❌
و با فرو کردن ک.یرش..
https://t.me/+8MY1V1v5Itk3MmM8
https://t.me/+8MY1V1v5Itk3MmM8 | 77 |
| 10 | تریسـ*ـام با عموی ک.یر کلفت و زنش🔞
جلوی زن شاهپور روی ک.یرش نشستم و نالم بلند شد
-آهه عمو خیلی ک.یرت #کلفته💦🔞
دو طرف کو.نم رو گرفت و تا ته ک.یرشو فرو کرد
-اووف که ک.یرمو داری میبلعی انقدر #تنگی لعنتی، همچین #کـ.ص تنگی باید زیر من باشه تو رو بهتر از زنم میگـ.ام🍆🔥
با حرفاش حـ..شـری تر شدم و سینهی #سفیدم رو توی دهنش فرستادم
محکم مک و #تلمبه میزد که روی تخت درازم کرد و زنشو صدا زد
-براش #بخور وقتی دارم ک.یرمو میکنم توش!❌
زنش که تا الان داشت با سکس ما جـ*ق میزد سمتم اومد و زبونش..
https://t.me/+8MY1V1v5Itk3MmM8
https://t.me/+8MY1V1v5Itk3MmM8 | 59 |
| 11 | -ببین کـ.یـر کسی که بهش میگفتی عمو چطوری تا دسته توته سارا 💦🔥
تلمبههاش محکم تر شد
-آه شاهپور همیشه تو کف این #ک.یر #بزرگت بودم آههه همیشه حسودی میکردم به زنتت
پاهامو طوری از هم باز کرد که #تپـلم بیشتر بیفته بیرون
-به اینکه هرشب #ک.صـشو میگـ..ام حسودی میکردی؟ اره کوچولو؟
با #شهـوت زیاد سر تکون میدم
-ک.ص #صورتی منم بگا اههه بهتر از اوننن
همینطور که #کلفت سیخ شدش توی واژ*نم بود انگشت بزرگشو داخل سوراخ کو*نم عقب جلو کرد جیغام بیشتر شد
-اون از پشت نمیداد، اگه میخوای هرشب بکنمت باید این کـ..ون خامه ایتم پاره کنم!🍑❌💦
https://t.me/+8MY1V1v5Itk3MmM8
https://t.me/+8MY1V1v5Itk3MmM8
با کسی که مثل عموش بود سکـ*س میکنه 😈🔞 | 64 |
| 12 | دختر روستایی کـ.ـص تپلی💦🍒🔞
#Part_50
_از بچگی این #ک.ص تپلیت جلوی چشمم بود و #ک.یرمو سیخ میکرد، ولی نمیتونستم بهت دست بزنم #ک.ص تپلی من...
با وحشت به #ک.یر سیاه و دراز بین پاهاش نگاه کردم... اون #ک.یر کلفت قرار بود توی #ک.ص کوچیک من بره و #ک.صمو پاره کنه؟
_#ک.ص تپلی من ترسیده؟ نگران نباش س.کسی کوچولو اول خوب #ک.صتو خیس میکنم بعد #ک.یرم میره توش!
دستشو روی #چ.وچولم کشید و لیسی به نوک #پ.ستونام زد که با لذت ناله کردم و زیر دستش شل شدم.
_جووونممم... به همین زودی نالهت دراومد کوچولو؟ هنوز که #ک.یرمو توی اون #ک.ص تنگت نکردم... نالههای باید بذاری واسهی وقتی که دارم پردهی #ک.ص باکرهتو میزنم.
وحشتزده چنگی به دستش انداختم که انگشتشو وارد سوراخم کرد و...🚫
https://t.me/+8MY1V1v5Itk3MmM8
https://t.me/+8MY1V1v5Itk3MmM8 | 63 |
| 13 | دختره زیر ک.یرای کلفت و خشن آمریکایی ها جر میخوره🔞💦🔥
#Part_3
_آهههه... #ک.صت در حد زنای آمریکایی ناب و خوشگله... فکر کنم از این به بعد فقط #ک.یرم با #ک.ص دخترای ایرونی ارضا بشه.
حشری لیسی به انگشتام زدم و دورانی روی #چو.چولم کشیدم.
_زودتر #ک.یرتو بکن توی #ک.صم... دلم #ک.یرتو میخواد فرمانده!
خندید و دستشو روی #ک.ص خیسم کشید.
_حتی از زنای آمریکایی حشریتر و هاتتری... #ک.صت اون پایین دریاچه راه انداخته.
خمار به #ک.یرش چنگ زدم و دم سوراخ #ک.صم تنظیمش کردم.
_تا حالا #ک.صم زیر #ک.یر یه فرمانده آمریکایی نبوده... واسه همین اینقدر بیطاقته...
بعد سر #ک.یرشو داخل فرستادم و...🚫
https://t.me/+PbAXMmhI5jU1Mjg0
https://t.me/+PbAXMmhI5jU1Mjg0
کـ.ـص دختره واسه رفتن زیر کـ.ـیر فرمانده سکسی آمریکایی آب انداخته و بدجور داغ کرده🤤😈 | 200 |
| 14 | #تپلچاقعربستانی🇸🇦💦
#part11
_اوفف یواشتر ک.صم جرخورد اوممم!
کـ.یر دراز و کلفتش رو تا خایه توی ک.صم کرده بود و تندتند توی ک.صم تلمبه میزد با شهوت از آب کـ.یرش برداشتم و روی لبام مالیدم که ک.ص چاق و تپلم رو چنگ زد و با خشونت گفت
_تا حالا ک.ص چاق سیاه عربستانی نکرده بودم!
با خشونت ک.یرش رو بیشتر توی ک.صم بلعیدم و نالیدم
_آه...اوممم..شاید ک.ص روشنی نداشته باشم اما ک.ص و کـ*ون دخترای عربستانی از آمریکایی خیلی بهتره!
کـ.یرش رو از توی ک.صم درآورد و توی حلقم فرو کرد و موهای بلند و مشکیم رو دور دستش پیچید و با خشونت گفت
_کـ*ـیر فرمانده آمریکایی چطور؟!🇺🇸👌🏾💦
https://t.me/+PbAXMmhI5jU1Mjg0
https://t.me/+PbAXMmhI5jU1Mjg0
دختر ک.ص چاق عربستانی که توی مقر نیروهای آمریکایی به فرمانده های خشن آمریکایی ک.ص و ک.ون میده💧🔞 | 201 |
| 15 | کـ*ص تپل دختر عرب😈🔞
#part10
_ #کـ*صت با اینکه سیاهه ولی کـ*یرمو بدجور مکیده!
سربازای آمریکایی چادرمو کنار زدن که #حشـ*ری دستمو رو تخماش کشیدم و مالیدمش
_اووف چه #کـ*یرایی.....
کـ*یرش چاق و تپل بود و #کـ*صم با کـ*یرش کامل پر شده بود و غرق لذت بودم
_کـ*یرای شما از #کـ*یر شوهر عربو کلفت تره!
#کـ*صم با کـ*یراشون کامل باز شده بود و با چنگ زدن پستونام خودمو تند تر رو کـ*یر یکیشون بالا پایین کردم و پستونامو به #کـ*یر زیر دستش مالیدم
_اوووف من از این به بعد جا شیخ به شماها #کـ*ص میدم!
تند تند کـ*ص سیاهمو رو #کـ*یرشون بالا پایین میکردم که با باز شدن یهویی در و دیدن شوهر شیخ شکم گندم....
https://t.me/+PbAXMmhI5jU1Mjg0
https://t.me/+PbAXMmhI5jU1Mjg0
دور از چشم شوهرش به فرمانده های نظامی کـ*ص میده🔞🔞🔞 | 197 |
| 16 | گیف XxX ارباب برده ای 🍑👅 | 208 |
| 17 | معدن گیفای Ꮋ᥆Ꭲ واسه سکـ.ـس چت🍓🍑🍑
@Gif_SexXxi
فقط دختر پسرای حشـری بیان🔥🔞 | 211 |
| 18 | گیف خشن و بی دی اس ام میخای بیبی⛓️👄؟!:
@Gifbdsmhottt | 218 |
| 19 | بزن رو گیفا آب ک..صت میاد🫦😈
گیف گیف گیف گیف گیف
گیف گیف گیف گیف گیف
گیفاش از پورنهابم سکسیتره😐✨✨ | 235 |
| 20 | :دختر کوچولوی سوگولیم باید همیشه ک.صش برام خیس و آبدار باشه. میخوام امشب خوب حال کنی🍓🌸🔞
جلو اومد و لای پاهامو باز کرد. با برخورد نوک دماغش به چو*چو*لم جیغ کشیدم و سرشو بیشتر به ک..صم فشار دادم.
: امشب میخوام وقتی دارم تو ک..ص تنگت تلمبه میزنم، چو*چو*ل نرمت بین زن صیغه ایم وول بخوره تا لذت واقعیو تجربه کنی.👅🍼🍬
وحشتزده خواستم عقب بکشم که زن جدیدش، کاملا لخت با پستو*نای بزرگش وارد اتاق شد.
خان منو روی ک..یرش نشوند و ک..صمو باهاش پر کرد که ناله بلندی کردم.
: زود باش بیا ک..ص سوگولی منو بخور. میخوام ببینی دختر کوچولوم چه ک..ص طلاییه که شده سوگولی من💦🍭
با برخورد دهن داغ و زبون نرمش به چو*چو*لم نتونستم طاقت بیارم و آبم با فشار....
https://t.me/+9SWpQyOu1HliOWM0
https://t.me/+9SWpQyOu1HliOWM0
خان به دختر کوچولوی حرمسراش لذت س.ک.سو نشون میده که زنای دیگه بهش حسادت میکنن و اونو دور از چشم خان اذیت میکنن...🔞🔞🔞 | 244 |
Contenido disponible para usuarios mayores de 18 años
Al iniciar sesión en el servicio, confirmas que tienes 18 años o más.
