fa
Feedback
Written by M

Written by M

رفتن به کانال در Telegram
820
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-67 روز
-6530 روز
آرشیو پست ها
مزخرف گفتن به شیوه‌ی خود، هزاربار بهتر از منطقی حرف زدن به شیوه‌ی دیگران است. درمورد اول، تو یک انسانی؛ درمورد دوم، فقط یک طوطیِ مقلد.

برای من گفتگو یعنی لمس کردن لایه‌های پنهان ذهن و احساس. دیگه مجالی برای مکالمات سطحی و نگاه‌های ساده‌انگارانه ندارم.

"اینکه یه روز بهت اهمیت می‌دادم، معنیش این نیست که همیشه همونجا بمونی توی دلم... بعضی جایگاه‌ها به موندن نیاز دارن، به مراقبت، نه فقط به گذشته."

«من نمی‌تونم آدمی رو قانع کنم که ظرفیت دوست داشتن آرام و سالم رو نداره.»

من نمی‌تونم آدمی رو قانع کنم که ظرفیت دوست داشتن آرام و سالم رو نداره.»

@ey_elahe_naz.mp36.64 MB

آدمی که الان هستم، زخمیه، ولی حداقل دیگه آگاهه.

هیچ‌ وقت جواب قطعي را پیدا نخواهیم کرد. هیچ‌وقت خیال‌مان کاملاً راحت نخواهد شد. به قول گوردون آلپورت «یقیني نصفه و نیمه و شهامتي تمام و کمال» برای زندگي کافي است. خود را نباید معطل اطمینان کرد. باید شک را در آغوش گرفت و شجاعانه زندگي کرد.

برای کسانی که تو دریا رهات کردند تعریف نکن چطور به ساحل رسیدی.

این بی‌ حسی و بی‌ تفاوتی خیلی منو میترسونه ، اینکه دیگه از دست کسی ناراحت نیستم ، اینکه رفتار آدما هر چقدر دور از انتظار باشه بازم اذیتم نمیکنه ، اینکه در حال حاضر بخاطر هیچ‌ کدوم از آدمای گذشته ، ناراحتی یا عصبانیتی توی وجودم نیست ، منو میترسونه ولی در هر حال ازش خوشم میاد .

زیاد عادت کردن به هرچیزی باعث میشه که شکار بشی. اونقدر عادت نکن که بتونن شکارت کنن.

سرانجام من فراموشت خواهم کرد و تو دیگر هیچ گاه این گونه دوست داشته نخواهی شد.

erfan_abra_pishetam_ba_manzoor 128.mp32.32 MB

erfan_abra_pishetam_ba_manzoor 128.mp32.32 MB

‏ناراحتم که دیگه واست ناراحت نیستم.

یه جاهایی بعدِ چندبار شکست خوردن، دیگه نمی‌ترسی از تنها شدن… ترس، جاشو می‌ده به بی‌تفاوتی.

بزرگ شدن اینجوریه که اتفاقات زندگی رو صرفا یک مشکل نمیبینی،همه این‌ها چالش ‌هایی هستن که بعد از گذروندن اونها خودت رو میسنجی و با خود قبل این چالش مقایسه میکنی و چه کیفی داره وقتی چالش رو پشت سر گذاشتی، با ورژن بهتری از خودت روبرو میشی.

دیگه چیزی نمی‌نویسم که کسی بخواد تفسیرش کنه. نه اشاره‌ای، نه کنایه‌ای، نه حتی توضیحی. نه عشق، نه خستگی، نه دلگیری... همه‌شو جمع کردم. اگه چیزی نوشتم، فقط واسه خودمه؛ نه واسه تأثیر گذاشتن روی کسی، نه برای فهموندن چیزی به هیچ‌کس.

"قبل‌ترها با هر چیزی اشکم درمی‌اومد... اما الان؟ یه عالمه چیز هست که دلمو می‌لرزونه، ولی فقط ساکت نگاشون می‌کنم و می‌گذرم. فکر کنم این اسمش قویه."

ما آدما خیلی عجیبیم از محبت های یکی فرار میکنیم، خودمونو پرت میکنیم زیر غرور یکی دیگه.