fa
Feedback
چنلِ کُدی :»

چنلِ کُدی :»

رفتن به کانال در Telegram

خونواده، چایی و افرینشِ طعم نورایِ زندگیِ منَن🍩 @Codeiinm_bot http://t.me/BluChtBot?start=60a2ad06bddea9808f42 @labkhandlotfann لبخند فروشی کتاب صوتیا: @codeinesbook اگه خواستین خودمونی تر شیم: https://www.instagram.com/thecodeiine?igsh=OGQ5ZDc2ODk2ZA==

نمایش بیشتر
407
مشترکین
-824 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
+1830 روز
آرشیو پست ها
"چرا ذهن همه سختی و رنج رو یکجا تصور میکنه؟" چکیدا بهش جواب داده.
+4
"چرا ذهن همه سختی و رنج رو یکجا تصور میکنه؟" چکیدا بهش جواب داده.

اگر دوست داشتی فوروارد کن اینجا جوین باش تا چنلت در فولدر قرار بگیرد.🦢🤍 فقط ۳۰ چنل.

+ رها کردن سخت بود؟ - خیلی. خیلی زیاد. به شدت. بسیار. تا سر حدِ مرگ. مثلِ شکستنِ استخوان. مثلِ رفتنِ جان از بدن. انگار هر آن بخوای بِمیری، ولی نَمیری.

کاش کسی که مال ما نمیشه رو هیچوقت پیامشو ریپلِی نزنیم.

Repost from چنل ابطحی
‏واقعا خوشبحال کسایی که رابطه موفق دارن و همدیگه‌رو دوست دارن، حالا ما میگیم تنهایی خوبه و آرامش داریم ولی باز ته دلمون از اینکه هیچوقت نشد این حس‌رو تجربه کنیم غصه میخوریم.

حالا میتونی بگی دوست داری به عزیزِ زندگیت "پادکست" هدیه بدی؟
Anonymous voting

مزایای هدیه کردنِ پادکست:
اول
اینکه از ته دله و چون با احساسات تلفیق میشه تاثیر بیشتر و به یادموندنی تری داره توو ذهن مخاطبت؛
دو
اینکه خراب شدن و اسیب دیدن نداره و همیشه همیشه موندگاره برات؛
سه
اینکه هزینش به نسبت خیلی از چیزایی که در طول روز میخری کمتره و مقرون به صرفست؛
چهار
اینکه مخاطبت با تک تک جمله هاش میفهمه چقد برات ارزشمنده و این حس ارزشمندی به تحکیم ارتباطتون عمیقا کمک میکنه
پنج
اینکه وقتی یه هدیه با صدا و احساسات کسی آمیخته میشه، تاثیر خیلی زیادی رو قلب ادم میزاره و مگه هدف هدیه دادن چیزی جز اینه که به مخاطبت بفهمونی برام مهمی؟
شیش
باعث خوشحالی واقعی مخاطب میشه و اون ادم سورپرایز میشه چون تقریبا پیش نمیاد کسی همچین هدیه متفاوتی بهت بده؛
هفت
اینکه از چشم نمیفته، اسیب نمیبینه و گم هم نمیشه
هشت
اینکه با سلیقه خودت و با کمک من میتونی هدیه تو بسازی نه اینکه بخریش؛
نه
کاملا مختص یه فرد ینی همون مخاطب هدف میشه و هدیه ای میشه که فقط واسه یک نفر از ۹ میلیارد مردم دنیا طراحی شده و برای هیچکس دیگه ای تکرار نخواهد شد و کاملا منحصر به همون فرد خاصه؛
و ده
به عزیزترینِ زندگیت حرفایی رو هدیه میدی که نه کُهنه میشه، نه خراب میشه، نه از یاد میره و موندگار و از دل براومدست؛
درواقه پادکست، هر انتظاری که از یه هدیه داشته باشی رو براورده میکنه🙋🏾‍♀️

بریم واسه ادامه این موضوع؛

امروز رفتیم کافه ای که اکثرِ اوقات میریم؛
یجورایی همون کافه همیشگی. همه چیش عوض شده بود؛ از اسمش و دیزاینش و کیفیتِ کاراش بگیر تا تک تکِ ادماش و وایبشون و تابوهای رو دیوار و میز و صندلیاش. از لحظه ورود، یه حس غریبانگیِ امیخته به اندوهی پاشو گذاشت بیخِ گلوم. دلم نمیخواست قدمایِ بیشتری بردارم تا برسم به یه میزی که مناسب باشه و بیشتر از بقیه دلم بخواد پشتش بشینم. صندلیاش بنظرم یطوری میومدن؛ نه میتونستم درست و حسابی بهشون تکیه بدم و نه احساسِ راحتی میکردم. آدماش یه حسِ منفیِ چم چمال کننده زمختی بهم‌ میدادن، طوری که دلم میخواست اونجا هیشکی نباشه تا شاید اینطوری بتونم یخورده خودمو با محیط و شرایطِ جدیدِ کافه، وِفق بدم.‌ ظرفا فرق کرده بودن، طعما اون طعمِ اشنایِ همیشگی نبود، بویِ کافه مثِ قبل نبود و حس و حالِ عجیب و غریب و مشمئز کننده ای بر فضایِ سرد و ناآشنایِ اونجا حاکم شده بود‌. دلم میخواست کارمون زودتر اونجا تموم شه و بزنیم بیرون، تا مجبور نشم اون فضایِ خفه کننده ی آمیخته با بویِ دود و ادمایِ لول متفاوت که اصلا با روحیاتَم سازگار نبود رو تحمل کنم. میخوام بگم حس و حالِ امروزِ من بی شباهت به زندگیِ واقعی نیست؛ بعضی آدما هستن که اولش با حس و حالِ مرتبط با تو و با موجودیتِ واقعیِ خودشون میان جلو، انقد قشنگ و ارومن که میتونی ساعتها فکر و حالتو بسپری بهشون و ازینکه هستن خدا رو شاکر باشی. بویِ سادگی میدن، بویِ امنیت میدن، بویِ زندگی میدن، اگه جا باشن، جایِ دنج و گرم و نرم و راحتی ان واسه اینکه لم بدی و لذت ببری از حضورشون. ولی یه روزی میاد که شکل و شَمایلشون عوض میشه، حس و حالشون عوض میشه، بوشون عوض میشه، لحنشون عوض میشه، دیگه بویِ سادگی و صمیمیت نمیدن، دیگه بویِ زندگی نمیدن، دیگه اگه جا باشن یه جایِ دنج و اروم نیستن و نمیتونی ساعتها وقت و فکر و حوصلتو اختصاص بدی بهشون و کنارشون حسِ اشنایی و ارامش کنی. از موجودیتِ واقعیشون فاصله میگیرن و درگیرِ یه سری تغییرا میشن که احتمالا فقط فکر میکنن حالشون اینطوری بهتره‌. کافه ای که هر چند هفته یبار بهش سر میزنم، با تغییر هویت و شمایل و درونش و آدماش، دیگه تووش از اون حسِ سابقِ اشنایی که بهم میداد خبری نیست، چه برسه آدمایی که با تغییر درون و رَویه و سبکِ زندگیشون، دیگه هیچ رَقَمه اون حسِ سابقو به ادم نمیدن‌. تغییرِ ادمایِ زندگی، ارتباطِ مستقیمی داره با تغییر حس و حال و نگاهِ خودِ ادم به زندگی و موقعیت ها و اتفاقاتش. وقتی تصمیم به تغییر میگیری، اینو بدون که قرار نیست فقط خودت تغییر کنی، بلکه یه طیف از آدمایِ مهم دورتم وقتی کنارت قرار میگیرن، قراره یسری حس و حالشون واسه همیشه تغییر کنه. حواست باشه چه حس و حال هایی رو واسه همیشه ازشون میگیری و نسبت بخودت از دستشون میدی. زندگی، مرگِ یه لحظه و تولدِ لحظه ای دیگست. لحظه هایی که احتمالا کنارِ کسایی رقم میخورن که برات عزیزن و واسشون اهمیت داری. به کاری که با تغییرت نسبت به خودت و ادما میکنی، بیشتر حواست باشه. چون بعضی تغییرا، به از دست دادنِ حس و حال و نهایتا کسایی منجر میشن که بعدا میفهمی اونقدرا هم ارزش نداشته تغییرو بجون بخری و اونارو از دست بدی. حواست باشه چیو ازدست بدی که چیو به دست بیاری.
- کدعین

دربارَش مزه دهَنَم همیشه تلخه.

بقیشو فردا میزارم.

هدیه ایه که:
خراب شدن نداره اینطوری نیست که بعد یمدت استفاده از چشم بیفته یا اسیب ببینه یا گم بشه تازه بیان احساسات از ته قلبته و ارزشمندی خیلی بیشتری نسبت به یه کالا میتونه داشته باشه

برای مناسبت خاصی مثل تولد، سالگرد اشنایی، موفقیت توو حیطه کاری یا کسب یه مقام یا هرچیزی که مد نظر هست، یسری اطلاعات به من میدین و من طبق همون اطلاعات و نحوی که شما عزیزایِ دل میخواین یه متن احساسی مینویسم و اون رو با صدای خودم میخونمش و ادیت میزنم و اهنگ زمینه و پایانی مناسب باهاش رو طبق سلیقه تو انتخاب میکنم و شما اون پادکست رو بعنوان هدیه میدین به شخصی که مخاطبشه؛

توو ازدواج، رویاها زیر بَنا هستن و اَرزش ها رو بَنا؛
توو ازدواج، رویاها زیر بَنا هستن و اَرزش ها رو بَنا؛

Repost from N/a
هم اکنون روبیکا: دختردایی به روبیکا پیوست. مزاحم3 به روبیکا پیوست. تک زنگ به روبیکا پیوست. این کیه دیگه به روبیکا پیوست. پسرخاله‌ حمید مامان به روبیکا پیوست. اشکان اسنپ به روبیکا پیوست. کاموا فروش به روبیکا پیوست. مبل یافت آباد به روبیکا پیوست. تعمیر یخچال به روبیکا پیوست. کیک خونگی به روبیکا پیوست.

اگه برگشتیم روبیکا گممون نکنین 🤍‌ rubika.ir/chaynooshabe

حالا میفهمم چرا من نتونستم رهاش کنم ولی اون تونست، چون اون دوست داشتنِ من مطمئن بود ولی من از دوست داشتنِ اون؟ هیچوقت مطمئن نشدم ...

Repost from With Mobin
فولدر حمایتی -این پست رو فور بزن+ اینجا جوین شو🎀🍫