fa
Feedback
𝙫𝙖𝙧𝙞𝙖𝙗𝙡𝙚

𝙫𝙖𝙧𝙞𝙖𝙗𝙡𝙚

رفتن به کانال در Telegram

عرضی نیست, اشاراتیست ناخوانا . http://t.me/HidenChat_Bot?start=6339280597 💌

نمایش بیشتر
290
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-47 روز
-930 روز
آرشیو پست ها
نمیشه آدما رو وادار به وفاداری کرد، هیچکس نمیتونه بگه چون من دوست دارم پس بمون؛ آدما به اندازه‌‌ی علاقه‌شون به تو وفاداریشونو ثابت میکنن، اگر زندانیشونم کنی کسی که نخواد بمونه میره و کسی که دوست داشته باشه، اون سر دنیا هم که باشی میاد و دستتو میگیره...!

چقدر زیبا و درست میگه امیرالمومنین که: «محبتت را اگر جایگاهی برایش نیافتی، نثار مکن» بنظرم این جمله رو باید تو تک تک روابط زندگیمون پیاده کنیم!

بعد از مدتها که عکسش رو دیدم، فهمیدم اصلا هم زیبا نیست.. رفتارش هم اصلا دلنشین نیست، شوخی هاش اصلا خنده دار نیست و آدمایی که کنارش هستن هیچ هم آدمای خوشبختی نیستن! چرا باید از حضور یک آدم معمولی خوشحال باشن و بخوان ساعتها بهش خیره بشن؟ فاصله ی اون از یه آدم خاص تا یه آدم معمولی فقط دوست داشتن من بود... او‌ن معمولی شده بود، چون من دیگه "دوسش نداشتم"

#New Ali Ardavan & Behzad Leito-rose zard🌼 @variable0o

غیر ممکنه ذوق منو کور کنی و مثل قبل باهات رفتار کنم .

ولی یه حرفایی و فقط مرگ میتونه از حافظه ام پاک کنه

❤️‍🔥
+1
❤️‍🔥

آدمیزاد سختشه که بگه "به من توجه کن". برای همین قیل و قال راه میندازه، عصبی میشه، داد میزنه، قهر میکنه، فرار میکنه، با خودش و زمین و زمان لج میکنه، برای اینکه به چشم بیاد؛ برای اینکه دیده شه! تو فقط میبینی که چشماشو میبنده و داد میزنه و هیچی نمیشنوه؛ اون داره میپره و دستاشو تکون میده و میگه "هی! من اینجام! ببین منو!" داره میگه "به من توجه کن." و میدونی چقدر درموندست این جمله؟ سراسر استیصاله و وقتی به زبون بیاد، اگه به زبون بیاد؛ دیگه گفتن و نگفتنش، فرقی نداره... 👤نازنین هاتفی

بازم رفتی روی مخ من هرچی میگم یچی دیگ میگی...! @variable0o

ببین، تورو نمیدونم ولی من دلم خیلی برات تنگ شده و هر لحظه توی فکرتم و اونقدر شدتش زیاد شده که هر چیزی و بهت ربط میدم و وقتی بیرونم همش حس می‌کنم الان می‌‌ بینمت. نوتیف که برام میاد یا وقتی یکی زنگ میزنه میپرم سمت گوشی و فکر می‌کنم شاید تو باشی و شبم وقتی دو دقیقه رویاهام با تو، رهام میکنن و میخوام بخوابم، تا صبح هزار جور خواب راجب تو می‌‌بینم. میام یکم بنویسم بازم تهش می‌‌بینم به تو مربوط شده. زود می‌خوام ببینمت و بغلت کنم، وگرنه دیوونه می‌شم.

تار به تار موهای مشکی و فرفریت و میذارم توی ی شیشه و با خودم میبرمش روی ماه .

از اینهمه ضعفم نسبت بهت خسته و کلافه و رنجیده‌م. چرا تموم نمیشه این برزخی که واسه خودم ساختم؟ چرا نمیتونم بفهمم اینهمه احساس متناقض، بالاخره عشقه یا نفرت؟

روال زندگی من خیلی سادس عزیزان بیدار میشم، به گا میرم و میخوابم‌.

امروز گریه کردم. دیروز گریه کردم. پریروز گریه کردم. چهار هفته را گریه کردم. مشاور می‌گوید چهار هفته زمان زیادی نیست. به زمان زیادی نیستِ مشاور هم گریه کردم. -حامد اسماعیلیون

وقتی بهتون تکست میدم منتظر همچین ویسیم :)
وقتی بهتون تکست میدم منتظر همچین ویسیم :)

با منی که وقتی یکی سرشو میذاره رو شونم نفسامو کوتاه تر میکنم تا سرش اذیت نشه از مهربونی حرف نزن .🙂

الان یه آدم مستمو بی روح ، چون سوزوندم من پشت دستمو دیروز که یادم نمونه تو چند روزه نیستی ، اما با امروز میشه هفتصد و سی روز🖤 @variable0o

از یه جایی به بعد یه جوری نسبت به همه سرد و بی تفاوت میشی که خودتم کلافه میکنی، این سردی نتیجه همه گرم بودنایی بود که نادیده گرفته شد.