چای لب سوز.
رفتن به کانال در Telegram
مامان این خونه𖧧 t.me/BluChtBot?start=60a6a101b1ddac888d43 🇨🇳https://www.instagram.com/natellyl?igsh=OG8zMW5paGlobmto
نمایش بیشتر5 072
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-117 روز
-3330 روز
آرشیو پست ها
5 072
حال این روازم اینجوزی که عفیف باختری گفتن؛
دیدم که برنداشت کسی نعشم از زمین خود نعشِ خود به شانه گرفتم گریستم.
5 072
بیا تا با هم از روی پل، از زیر درختهای نارون به اتاقم برویم که دیوارها دورمان باشد و پردهی سرخ مخمل کشیده،این صداها، بوها و شمیم درختهای لیمو و زندههای دیگر که حواس آدم را پرت میکنند.
5 072
«آدمیزاد باید اهلیِ چیزی بشه، مثل یه شعر، یه خونه، یه موسیقی، یه آدم و بوی دستهاش.»
5 072
1؛پاشید موهاتونو رو شونه کنید
2؛حوله و شامپوتون رو بردارید و راهی حمام بشید بعدش که اومدید موهاتون رو رها کنید تا با گذر ساعت خشک بشه
3؛کرم مورد علاقه ی دیگتون رو استفاده کنید به صورتتون برسید«نرم کننده»
4؛آهنگ بذارید صداشو زیاد کنید درحالی که باهاش همراهی میکنید لاک بزنید تا حتی صدای اعتراض اعضای خانواده نسبت به صدای زیباتون رو بشنوید😄
5؛حالا دراز بکشید فیلم بزارید ببینید
6؛خودتون رو دوست داشته باشید قربون شکلتون.
5 072
قربونت ،نور هردو دیده، از من و گلدون شمعدونیا هیچی نمونده ها ، جز چندتا برگ زرد و چارتا لبخند نصفه و نیمه که شما حالِ خوب میپنداریش ، احوال مارو داری؟.
5 072
+1
«باید توی یه دهکده زندگی میکردم نزدیک به دریا، چندتا غاز و مرغ و خروس داشتم و دو رأس اسب، صبح به صبح شیر گاوهام رو میدوشیدم و با بزغاله و ببعیهام بازی میکردم
پشت کلبهم هم مزرعههای گل و درختهای میوه و صیفیجاتم بود.»
5 072
نوازش میشم، عمیق در آغوش کشیده میشم، جان میگیرم، جوانه میزنم، در سینهام یک دشت از گلهای لطیف بیمانند شکل میگیره، بال میگیرم و بعد یک مرتبه زمین میخورم، زمین میخورم، فریاد میکشم، میشکنم، میریزم ، مثل یک موسیقی مخصوص به خود».
