fa
Feedback
محمود درویش 🦋

محمود درویش 🦋

رفتن به کانال در Telegram

ترجمه و گرد آوری آثار محمود درویش شاعر بزرگ فلسطینی نشر تمامی سروده ها و برش ها از منابع موثق و مولفه های شاعر به همراه گزیده ای از آثار و ادبیات؛ فارسی، عربی ، و جهان.

نمایش بیشتر
744
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
+330 روز
جذب مشترکین
مه '26
مه '26
+5
در 1 کانال‌ها
آوریل '26
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+2
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+57
در 9 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+46
در 13 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+43
در 4 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+80
در 9 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+79
در 10 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+104
در 10 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+23
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+15
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+13
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+21
در 1 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+9
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+43
در 1 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+23
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+26
در 1 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+29
در 1 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+45
در 2 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+73
در 2 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+46
در 2 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+73
در 6 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+106
در 122 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+123
در 116 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+68
در 135 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+105
در 145 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+283
در 149 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
18 مه0
17 مه0
16 مه0
15 مه+1
14 مه0
13 مه0
12 مه+1
11 مه0
10 مه+1
09 مه+1
08 مه+1
07 مه0
06 مه0
05 مه0
04 مه0
03 مه0
02 مه0
01 مه0
پست‌های کانال
"الوقت مناسب للعناق أنا  بكامل تعبي وأنتِ حزينة" " اکنون مناسب‌ترین زمانِ در آغوش گرفتن است، من سراسر خستگی‌ام و تو اندوهگینی" #بلال_الراجح ترجمه: #محمدرضا_موسوی

2
أني أتحفز للموت على حافة الحلم كما يتحفز الشهيد للموت مرة أُخرى. بر لبه‌ی یک رؤيا شور مردن در سر دارم من بسان برانگیخته شدن شهید برای بار دگر مردن. #محمود_درویش #بخشی_از_شعر ترجمه: #محمدرضا_موسوی
183
3
أني أتأهب للصراخ على حافة الحقيقة كما يتأهب البركان للانفجار. بر آستانه‌ی یک حقیقت مهیای فریاد زدنم من بسان مهیا شدن کوه آتشفشان برای فوران کردن. #محمود_درویش #بخشی_از_شعر ترجمه: #محمدرضا_موسوی
164
4
أني أتأهب للانطلاق على حافة الحلم كما تتأهب الحجارة في أعماق المناجم الميتة. من بر پرتگاه یک رؤیا مهیای رها شدن‌ام بسان مهیا شدن سنگ‌ها در اعماق معادن خاموش. #محمود_درویش #بخشی_از_شعر ترجمه: #محمدرضا_موسوی
164
5
أني أتأهب للانفجار على حافة الحلم كما تتأهب الآبار اليابسة للفيضان. بر لبه‌ى یک رؤيا مهیای ازهم گسیختن‌ام بسان مهیا شدن چاه‌های خشکیده برای طغیان کردن. #محمود_درویش #بخشی_از_شعر ترجمه: #محمدرضا_موسوی
153
6
أيها السجناء في كل مكان ابعثوا لي بكل ماعندكم من رعب وعويل و ضجر أيها الصيادون على كل شاطىء ابعثوا لي بكل ما عندكم من شباك فارغة و دوار البحر إلى عنواني في اي مقهي في اي شارع في العالم أنني أعد ملفاً ضخماً عن العذاب البشري لارفعهُ إلى الله ولكن يا أيها التعساء في كل مكان جُل ما أخشاه إن يكون الله أُمیاً! ای کسانی که در هر مکانی در زندان به سر می‌برید تمام وحشت و ناله و بی‌قراری خود را برای من ارسال کنید ای ماهیگیران بر کرانه‌ی هر ساحلی تمام تور‌های خالی و دریا زدگی خود را به نشانی من به هر کافه‌ای در هر خیابانی از این دنیا ارسال کنید که من در حال گرد‌آوری پرونده‌ای قطور از رنج بشریت برای دادخواهی آن به خدا هستم ولی ای درماندگان عالم تمام ترس من این است که مبادا خداوند بی‌سواد باشد! #محمد_الماغوط ترجمه: #محمدرضا_موسوی
194
7
أتذكرين القلب الطيني الذي صنعناه معاً في صغرنا؟ يدقُ الآن في صدري. آن قلب گِلی که در کودکی باهم دیگر ساختیم را به یاد داری؟ "اکنون درون سینه‌ام می‌تپد." #عباس_حسين ترجمه: #محمدرضا_موسوی
185
8
"لديهم أشياء جميلة ليقولوها لكن عليك تموت أولاً" "سخن‌های شیرینی برای گفتن به تو دارند، اما نخست آن که باید بمیری" #ناشناس تر
"لديهم أشياء جميلة ليقولوها لكن عليك تموت أولاً" "سخن‌های شیرینی برای گفتن به تو دارند، اما نخست آن که باید بمیری" #ناشناس ترجمه: #محمدرضا_موسوی
308
9
"ودلتني عليها حبات قلبي التي اكتنزت بالمطر و الحنين" "و دانه‌های قلبم آن دانه‌های اندوخته شده در باران و دلتنگی راهنمای من به سوی او بودند" #محمود_درويش #برشی_از_نثر ترجمه: #محمدرضا_موسوی
241
10
أن تكون مختلفاً عن الآخرين، فهذا ليس جيّداً ولا سيّئاً، بل يعني فقط أنّ لديك ما يكفي من الشجاعة لتكون على طبيعتك. متفاوت بودن با دیگران نه خوب است و نه بد، بلکه تنها به این معناست؛ "تو به اندازه کافی شجاعت داری که خودت باشی." #آلبر_کامو #ترجمه‌ازعربی‌به‌فارسی #محمدرضا_موسوی
260
11
هيهَات أن يندمل جرح حجمهُ أكبر من الجريح! محال است؛ التیام زخمی که اندازه‌ی آن از مجروح بزرگ‌تر باشد! #أنسي_الحاج ترجمه: #محمدرضا_موسوی
294
12
_قربانی را بیدار نکنید، مبادا فریاد زند، _چه کسی آن را بیدار کرده است، پاسخ‌گو کیست؟ "نسیمی ناگهان و بی‌خبر می‌وزد، و به مردگ
_قربانی را بیدار نکنید، مبادا فریاد زند، _چه کسی آن را بیدار کرده است، پاسخ‌گو کیست؟ "نسیمی ناگهان و بی‌خبر می‌وزد، و به مردگان جان می‌دهد." _از کدامین سو؟ "از هر طرف... از سوی  [وطن]" _و این لفظ متروک را که به آنان آموخت؟ "شاعرانی که با نوای ربابه نغمه می‌سُرآیند" _بکشید آنان را. "آنان را کشتیم، اما واژه‌ی دیگر که [آزادی‌ست] خلق کردند." _چه کسی این لفظ عصیان‌گر را به آنان آموخت؟ "انقلابیونی که جسوراند و پر شور" _آنان را نیز بکشید. "کشتیم. اما واژه‌ی دیگر به نام [عدالت] آموختند." _چه کسی آن را به آن‌ها آموخت؟ "ستم... آیا ستم را نیز باید بکشیم؟" _اگر ستم را از بین ببرید، خودتان را نابود کرده‌اید. "پس چه باید کرد؟" _حافظه را از بین می‌بریم. #محمود_درویش #بخشی_از_نثر #يوميات_الحزن_العادي #روزمرگی_اندوهی_معمولی ترجمه: #محمدرضا_موسوی
373
13
دنیا به بطالت آبستن شده و ظلم را زاییده است از روح تو به کجا بگریزم و از حضور تو به کجا بروم #فروغ_فرخزاد
347
14
مهما نأيت ستدنو و مهما قُتلت ستحیا فلا تظن أنك ميتُ هناك و أنك حي هنا فلا شيء يثبت هذا و ذلك إلا المجاز، مجاز الذي درب الكائنات على لعبة الكلمات. هراندازه که دور شوی، نزدیک خواهی شد و هرچند که کشته شوی دوباره زنده خواهی شد. پس گمان نکن که در آن جا مرده‌ای و اکنون زنده، زیرا هیچ چیز این و آن را ثابت نمی‌کند، مگر مجاز! مجازی که کائنات را به بازی گرفتن کلمات آموزش داده است. #محمود_درويش ترجمه: #محمدرضا_موسوی پ.ن: معنای واژه عربی مجاز "غیر حقیقی" است. و آرایه مجاز استفاده از واژه‌ها و عباراتی در معنای غیر واقعی اما مرتبط با آن‌هاست.
425
15
"وأنا موجود في هذه البلاد قبل وجود الدولة التي تنفي وجودي" "و من در این سرزمین وجود داشتم پیش از بودن حاکمیتی که وجودم را انکار می‌کند." #محمود_درويش #برشی_از_نثر ترجمه: #محمدرضا_موسوی
590
16
"وانت لا تبعث إلى أصدقائك إلا صمت القلب الذي لايصل" " و تو چیزی به رفیقانت ارسال نمی‌کنی جز سکوت قلبی که هرگز نمی‌رسد" #محمود_درويش ترجمه: #محمدرضا_موسوی
583
17
‌ چطور می‌شود قلبی را پنهان کرد ‏که این همه عاشق است؟ ‏خبرِ مرگ‌ات را که آوردند ‏تو نبودی ‏هر بادی که می‌گذشت ‏پرده‌‌ی دل‌ام را تکان می‌داد ‏تو مُرده‌یی ‏و من هنوز ‏نگران چینِ پیشانی‌ات هستم #غلامرضا_بروسان
553
18
أيها العلماء والفنيون أعطوني بطاقة سفر إلى السماء فأنا موفدٌ من قبل بلادي الحزينة باسم أراملها وشيوخها وأطفالها كي تعطوني بطاقة مجانية الى السماء، ففي راحتي بدل النقود دموع لا مكان لي؟ ضعوني في مؤخرة العربة على ظهرها فأنا قروي ومعتاد على ذلك لن أؤذي نجمة ولن أسئ إلى سحابة كل ما أريده هو الوصول بأقصى سرعة إلى السماء لأضع السوط في قبضة الله لعله يحرضنا على الثورة. شما ای دانشمندان و ای متخصصان بلیتی به مقصد آسمان در اختیارم بگذارید که من فرستاده‌ی سرزمین محزون‌ام به نمایندگی از بیوه‌های آن سرزمین و سالمندان و کودکانش آمده‌ام تا بلیتی رایگان به سوی آسمان به من دهید زیرا اشک بجای پول در کف دست به همراه دارم جایی برای من نیست؟ مرا در انتهای واگن بر پشت آن قرار دهید که من روستای‌ام و به بدان خو گرفته‌ام. نه به ستاره‌ی صدمه می‌زنم و نه به ابری تعرض خواهم کرد هر آن چه که می‌خواهم این است هرچه سریع تر به آسمان برسم و تازیانه را به مشت خداوند برسانم "شايد اوست که ما را به قیام وادار کند." #محمد_الماغوط ترجمه: #محمدرضا_موسوی
679
19
هر وقت سعی می‌کنم لبخند بزنم احساس می‌کنم به آن چه درونم است خیانت می‌کنم. #داستایوفسکی #جنایات_ومکافات
586
20
في ذرى الأطواد صمتّ شاملّ وسكون غشي الكون الفسيح كل شيء مستريح هادي وقريباً أنت أيضا تستريح. بر فراز کوه‌های بلند و پر دامنه سکوتی گسترده حکم‌فرماست و وقفه‌ى که جهان پنهارو را در بر گرفته همه چیز خاموش است و آرمیده و به زودی تو نیز آرام خواهی گرفت. #مظفر_النواب ترجمه: #محمدرضا_موسوی
641