آدم کوچولوها🌱
کانال بسته
برای درک کامل هر چیز ناچارم آنها را بنویسم. 🐳 نازنینی که مریمه📚🌱 ناشناس:https://t.me/HarfChatBot?start=945a4bc17bb9 My playlist🎵: @Music_0nl https://t.me/liliy00m
نمایش بیشتر247
مشترکین
+224 ساعت
-37 روز
-230 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
ابر برچسبها
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
اکتبر '26اکتبر '26
اکتبر '26
+2
در 0 کانالها
سپتامبر '26
+6
در 2 کانالها
Get PRO
اوت '26
+12
در 5 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+13
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+7
در 3 کانالها
Get PRO
مه '26
+3
در 4 کانالها
Get PRO
آوریل '260
در 1 کانالها
Get PRO
مارس '26
+2
در 2 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+5
در 5 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+3
در 1 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+25
در 5 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+7
در 5 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+22
در 2 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+26
در 6 کانالها
Get PRO
اوت '25
+18
در 9 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+9
در 4 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+17
در 5 کانالها
Get PRO
مه '25
+36
در 6 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+64
در 10 کانالها
Get PRO
مارس '25
+67
در 7 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+52
در 6 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+156
در 7 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 03 اکتبر | 0 | |||
| 02 اکتبر | +2 | |||
| 01 اکتبر | 0 |
پستهای کانال
جستارهایی درباره زن | سوزان سانتاگ
ژان کوکتو گفته است برتری های زیبایی بی شمار است. با اطمینان میتوان گفت زیبایی شکلی از قدرت است و قدرت با زیبایی مناسبت دارد تأسف آور است که اغلب زنان تنها برای جست وجوی این شکل از قدرت تشویق میشوند؛ قدرتی که همواره در نسبت با مردان تجسم میشود نه قدرت انجام کار بلکه قدرت جذب جنس مخالف در واقع قدرتی که خود را نفی میکند؛ زیرا دست کم زنان نمیتوانند آن را آزادانه انتخاب کنند یا بدون سرزنش اجتماعی از آن دست بکشند.
#book
| 2 | جستارهایی درباره زن | سوزان سانتاگ
ظاهر خوب برای مردان کلیت است و در نگاه کلی سنجیده میشود کسی مرد را به تقسیم بندی ویژگیهای ظاهرش تشویق نمیکند و نیازی به تأیید از روی اندازه گیری اندام مختلف بدن نیست این برای کمال مردانه بی اهمیت و بیشتر غیرمردانه تلقی میشود. شگفتا که برای داشتن ظاهر خوب مردانه حتی نقص یا آسیب خوشایند و مقبول است. برای مثال براساس نظر یکی از منتقدان فیلم (زن) و از طرفداران رابرت ردفورد داشتن خالهای گوشتی روی گونۀ ردفورد فقط به زیبایی ظاهر صورتش افزوده است. حال این نظر را با خودکم بینی زنان و قضاوت مدام درباره زیبایی زن مقایسه کنید.
#book | 10 |
| 3 | جستارهایی درباره زن | سوزان سانتاگ
البته اشتیاق برای زیبایی خطا نیست؛ اجبار و تقلا برای زیبا شدن خطاست. پذیرش ایدئال خوشایند موجب میشود زنان از آنچه هستند یا در جریان رشد و به طور طبیعی به آن تبدیل میشوند، احساس حقارت کنند از این رو ایدئال زیبایی به صورت سرکوب خود جلوه میکند زنان یاد میگیرند بدنشان را به قسمتهای مختلف تقسیم کنند و هر قسمت را جداگانه ارزیابی کنند. صورت ،بینی ،مو چشم ها، پاها گردن باسن بالاتنه و ... . هر یک از آنها به نوبه خود تابع موشکافی اضطراب آور نگران کننده و اغلب نومید کننده میشوند، هر اندازه برخی اندام ها تأیید شده باشند برخی دیگر همواره نقص دارند زنان به کمتر از کمال رضایت نمیدهند.
#book | 9 |
| 4 | جستارهایی درباره زن | سوزان سانتاگ
تصور میشود صفت زیبا برای شخصیت و علایق زنان ضروری است،( برخلاف مردان که باید قوی اثرگذار یا شایسته باشند) لزومی ندارد کسی در آستانه آگاهی پیشرفته فمینیستی متوجه شود شیوه آموزش زنان در ارتباط با زیبایی مشوق خودشیفتگی است و وابستگی و نابالغی را تقویت میکند این را هر کسی مرد و زن میداند؛ زیرا هر کسی کل ،جامعه زنانگی را تنها با اهمیت دادن به ظاهر تعریف میکند. برعکس مردانگی با اهمیت دادن به اینکه شخص چه کسی است و چه کاری انجام میدهد، تعریف میشود و اگر لازم باشد تنها در مرحله بعد به شکل ظاهر توجه میشود با در نظر گرفتن این کلیشه ها تعجبی ندارد که اعتبار زیبایی در بهترین حالت درهم و برهم است.
#book | 8 |
| 5 | جستارهایی درباره زن | سوزان سانتاگ
در زبان انگلیسی میگوییم زن زیبا اما مرد خوش قیافه خوش قیافه معادل مردانه و امتناع از تمجیدی است که با اختصاص ویژه آن برای زنان لحنی تحقیر آمیز دارد اینکه میتوان مردی را به زبان فرانسوی و ایتالیایی زیبا نامید حاکی از وجود رد و نشان تحسین باستانی از زیبایی در کشورهای کاتولیک برخلاف کشورهای پروتستان است؛ اما اگر تفاوتی وجود داشته باشد در میزان و شدت آن است. در هر کشور مدرن مسیحی یا پسا مسیحی زنان جنس زیبا هستند. این به زیان زیبایی در معنا و منزلت و به زبان زنان در سوء برداشت و تمایل به زیبایی
ظاهری است.
#book | 8 |
| 6 | جستارهایی درباره زن | سوزان سانتاگ
برای یونانی ها زیبایی فضیلت بود نوعی برتری و تعالی؛ صفاتی که مردم آن دوران به آن متعهد بودند و ما امروز با عجز و غبطه آنها را انسانهای کامل مینامیم. اگرچه یونانی ها تفاوتی بین ظاهر و باطن شخص نمی گذاشتند انتظار داشتند زیبایی درون با هر نوع زیبایی دیگری هماهنگ ..باشد جوانان خوش اقبال آتن که دور سقراط جمع میشدند، با تناقضی تمام عيار مواجه بودند؛ زیرا قهرمان آنها سقراط بسیار زیرک ،شجاع افتخار برانگیز، مسحور کننده و در عین حال بسیار زشت و بدقیافه بود. به واقع یکی از درسهای آموزشی سقراط، زشت بودن و آموزش این نکته به شاگردان معصوم و بی تردید خوش چهره اش بود که زندگی تا چه اندازه میتواند مملو از تناقضها باشد.
#book | 10 |
| 7 | شما به منزله زنی آزاد شده رفتار مردان را با خود چگونه تجربه می کنید؟
هرگز خودم را زنی آزاد شده توصیف نمیکنم البته، همه چیز به این سادگی نیست. من همیشه فمینیست بوده ام.
وقتی پنج ساله بودم درباره تخصص بیوشیمی و بردن جایزه نوبل رویاپردازی می کردم زیرا زندگی نامه مادام کوری را خوانده بودم. تا ده سالگی درگیر یادگیری شیمی بودم تا اینکه تصمیم گرفتم دکتر بشوم. در پانزده سالگی فهمیدم می خواهم نویسنده باشم میتوان گفت هرگز به ذهنم خطور نکرد که چون زن به دنیا آمده ام، از انجام کارهایی در این دنیا منع میشوم. شاید به دلیل اینکه بیشتر دوره کودکی ام به خواندن کتاب و در آزمایشگاه شیمی در گاراژ خالی سپری شد، در شهرستانی در ایالات متحده بزرگ شدم و با یک خانواده کوچک هسته ای زندگی کردم از این رو بسیار معصوم و کنجکاو به دنبال چالش و ماجراجویی بودم. وقتی در پانزده سالگی خانه را برای رفتن به دانشگاه ترک کردم و به مشاغل مختلف پرداختم روابطم با مردان در زندگی حرفه ای ام، به جز چند استثنا، صمیمی و بی دردسر بود. بنابراین این طور درک کردم که مشکلی وجود ندارد.
در واقع، نمی دانستم فمینیست هستم که البته در آن زمان مد نبود. وقتی در هفده سالگی ازدواج کردم نام خانوادگی خود را حفظ کردم. به نظرم این تصمیمی اخلاقی و شخصی بود که هفت سال بعد از همسرم جدا شدم و با عصبانیت پیشنهاد وکیلم برای نفقه را رد کردم با وجودی که در آن لحظه آس و پاس بی خانمان و بیکار بودم و فرزند شش ساله ای تحت تکفل داشتم.
#book | 12 |
| 8 | جستارهایی درباره زن | سوزان سانتاگ
اولین مسئولیت زن آزاد شده برخورداری از کامل ترین آزادترین و تخیلی ترین زندگی ممکن است. مسئولیت دوم همبستگی او با زنان دیگر است. چه بسا با مردان زندگی کند کار کند و به آنها عشق بورزد؛ اما حق ندارد وضعیت خود را ساده تر یا سهل تر یا با سازشکاری کمتر از آنچه واقعاً وجود دارد نشان دهد. روابط خوب او با مردان نباید به قیمت خیانت به خواهرانش خریداری شود.
#book | 9 |
| 9 | جستارهایی درباره زن | سوزان سانتاگ
اولین مسئولیت زن آزاد شده برخورداری از کامل ترین آزادترین و تخیلی ترین زندگی ممکن است. مسئولیت دوم همبستگی او با زنان دیگر است. چه بسا با مردان زندگی کند کار کند و به آنها عشق بورزد؛ اما حق ندارد وضعیت خود را ساده تر یا سهل تر یا با سازشکاری کمتر از آنچه واقعاً وجود دارد نشان دهد. روابط خوب او با مردان نباید به قیمت خیانت به خواهرانش خریداری شود.
#book | 13 |
| 10 | جستارهایی درباره زن | سوزان سانتاگ
طرفداری از تخریب ،خانواده مفهومی استبدادی است و از این رو کلیشه ای سهل و آسان است. همدست زندگی خانوادگی طی تاریخ اقتدارگرایی آن نیست، بلکه اقتدارش بر روابط مالکیت استوار است. شوهرها مالک زنشان و والدین مالک فرزندانشان هستند. این تنها یکی از مشابهتهای بیشمار موقعیت زنان و کودکان است.
جنسیت که اعضایش به منزلهٔ بزرگسال تعریف میشوند و از نظر فیزیکی مسئولیت خود را دارند شجاعانه ابتدا زنان و کودکان را از کشتی مغروق بیرون می.کند. در اسپانیا هیچ زن ازدواج کردهای نمیتواند شغل داشته باشد، حساب بانکی باز کند درخواست گذرنامه کند یا قراردادی را بدون اجازه همسرش امضا کند درست مثل کودک زنان مثل بچه ها موقعیت صغیر دارند و تحت قیمومیت شوهرشان قرار دارند مثل بچه ها که تحت قیمومیت والدینشان هستند. حتی خانواده هسته ای مدرن در شکل آزاد اروپای شمالی و آمریکای شمالی اش هنوز در برخورد با زنان و کودکان به مثابه ،دارایی در مراحل ابتدایی است، هرچند قیدوبند
کمتری دارد.)
#book | 13 |
| 11 | طی چند روز اخیر، خیلی حس های تلخ و غمناک و مبهمی رو تجربه کردم، که هیچکدوم پردازش نمیشد.
همه چی در عضلات، اندام های بدنم در حال جمع شدنه و میتونم احساس کنم که چطور عضله های پیشونی و فکم منقبض شدن...
همه تمرکز و فکرم پریده و هیچ چیز جز نوحا و اینکه چطور حالش بهتر بشه توی سرم نیست.
بدنم در حالت آماده بشه، با چشمام گوشام و دستام فقط منتظر یک نشونه از سمت نوحام.
فرقی نمیکنه خواب باشم یا بیدار، کوچیک ترین صدایی بدنم رو منقبض میکنه برای انجام کاری...
با خودم فکر میکنم: چطور میتونم پیشش باشم؟ چیکار کنم؟ چطور داروهارو بهش بدم که بدش نیاد و بهش فشار وارد نشه؟
در این گیر و دار و افکار و حالت گوش به زنگی،مدیر مرکز بهم میگه، نکن اینکارو چرا نیومدی سرکار؟ و فلان کار مونده!
و من به این فکر میکنم، چطور اولویت اول زندگیم رو بذارم و برم؟
چطور میتونن انتظار داشته باشن؟
اصلا همچین حرفی درسته؟
جز فشار چه چیزی میتونه این حرف داشته باشه؟
شاید لحظاتی نوحا آروم تر باشه، اما روان من که آروم نیست؟
هر آن امکان داره من رو بخواد و من باید آماده باشم و این دلیل مگه موجه نیست برای اینکه تمرکز داشته باشم؟
نمیفهمم، هیچیرو نمیفهمم، این چطور میتونه بهونه ایی باشه برای تنبلی و بی نظمی؟
منطقی تر و مهم تر ازاینم مگه هست؟ | 18 |
| 12 | گوش ب زنگی مداوم | 19 |
| 13 | احساس عروسکِ گیر افتاده در یک گوی رو دارم. منتظر و ایستاده برای اینکه بالاخره کسی گوی رو تکون بده تا کمی از سکون و پوچی فاصله بگیره. تا برای چند لحظه فراموش کنه که منتظر بوده. که انتظار دوباره رو برای مدتی به عقب هل بده و کمتر اون رو احساس کنه. اما تراژدی عروسک این نیست که در گوی گیر افتاده؛ اینه که هر بار گوی تکون میخوره، عروسک فکر میکنه شاید این بار قراره از گوی بیرون بیاد، اما فقط برفها دوباره روی زمین میشینن. و تکرار و تکرار و تکرار. | 25 |
| 14 | میدونی فرق الانِ تو با آدمی که میخوای شش ماه دیگه باشی چیه؟ استمرار.
استمرار یعنی بارها و بارها هدفت رو در اولویت قرار بدی. یعنی فرقی نکنه این بار بهونهت چیه؛ دوباره برگردی و چیزی رو انتخاب کنی که میخوای بهش تبدیل بشی. استمرار یعنی انتخاب کنی زودتر از خواب بیدار بشی و قبل از رفتن به سر کار یا دانشگاه، حتی فقط دو صفحه از کتابی رو بخونی که مدتهاست میخوای شروعش کنی، با اینکه خوابیدن خیلی، خیلی راحتتره.
استمرار یعنی دوباره بلند شدن. و دوباره. و دهباره. یعنی ادامه دادن، حتی وقتی هدفت آنقدر دور به نظر میرسه که شک میکنی اصلن بهش میرسی یا نه.
روزهایی هستن که هیچ انگیزه و امیدی در خودت نمیبینی. همهچیز رو زیر سوال میبری، خستهای، یا حتی حس میکنی از بقیه عقب افتادی. توی این روزها چیزی که نجاتت میده انگیزه نیست؛ عادتیه که با استمرار ساختی. استمرار بهت یادآوری میکنه موفقیت و تلاش واقعی همیشه قشنگ و الهامبخش نیست. خیلی از روزها سیاهه، خستهکنندهست، بیصداست؛ و فقط بعضی روزها رنگارنگه. پیشرفت یکشبه اتفاق نمیافته. هر آجری که امروز روی آجر قبلی میذاری، همون فردایی رو میسازه که همیشه توی ذهنت داشتی.
میخوای رها کنی؟ میتونی.
اما اگر واقعن میخوای اون تصویر ذهنی از خودت رو به واقعیت تبدیل کنی، باید حتی در روزهای سیاه هم ادامه بدی. نه وقتی شرایط خوب شد. نه از شنبه. نه وقتی دوباره انگیزه پیدا کردی. از همین امروز. | 25 |
| 15 | پشتِ کسی که دنبال «بهینگی» بیجا و افراطیه یه بچهی ترسیده است که فقط باید بغلش کرد.
(باهات چکار کردن و چی بهت گذشته که اینقدر دنبال ماکزیمم کردن و بهینگی هستی پسر/دختر جان؟! آروم باش
تو چه دنیایی زندگی میکنی که هیچ فضای خالیای برای استراحت و اشتباه کردن و آسودگی وجود نداره؟!) | 20 |
| 16 | اگه دنیا مهربون بود، خیلی از ماها یه کتابفروشی مثل این داشتیم و بیخیال باقی دنیا داشتیم توی کتاب موردعلاقمون غرق میشدیم. | 26 |
| 17 | از این هم گذر میکنیم.
شب ها و روزهای سخت تر و طاقت فرسا تر از اینم دیدم. | 27 |
| 18 | اینجا نازش کردیم داره میخنده. | 27 |
| 19 | میفهمم که چرا یهو زندگی از رنگ و لعاب افتاده.
میتونم درک کنم که چرا یهو انگار زندگی معناش رو باخته،
اما درد داره. | 29 |
| 20 | بدون متن... | 33 |
