از احوالات یک نقاش
رفتن به کانال در Telegram
Nobody is coming to save you. get up. be your own fucking hero.⭐️ @bluebrushhbot
نمایش بیشتر219
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
+730 روز
آرشیو پست ها
این ماه که قراره حقوقمو دیر واریز کنن هم باید شهریه دانشگاه بدم هم کلاس کامپیوتر هم طراحی
پس کلاس طراحی این ماه کنسل:(
Repost from سبزآبی؛
بنویس؛ ورقها را سیاه کن؛ از تکرار و از هیچ بنویس. خودکارت را حرام کن. تلف کن و تباه کن. داستانی بنویس که هیچ چیزی در آن نیاید و نرود و رخ ندهد و نباشد، مثل زندگی.
Repost from سبزآبی؛
درود بر شما ای جماعتِ زیبارویِ اهل دل و صاحبانِ قلبهای بیقرار :)))
بنده امشب هوس نامه نگاری به سرم زده؛ لذا هرکه مایل است نامهای از اینجانب دریافت نماید، این پست را به همراه یک پست محبوب و موردعلاقهاش فوروارد فرماید.
و چشم به راه بمانید زیرا که نامهها به صورت کاملاً رندوم انتخاب خواهند شد؛ یعنی ممکن است نامهتان دربارهی عشق باشد، دربارهی چای باشد، دربارهی بدبختیهای بشر باشد، یا حتی دربارهی گلی که یک روز در کوچه دیدهاید و از آن پس زندگیتان را تحتالشعاع قرار داده است. بنده نیز از محتوای نامه پیشاپیش بیخبرم. :))
اگر نامه به دستتان رسید و خاطر مبارکتان را خوش آمد، و دوست داشتید جوابش را نیز بنویسید؛ اینجانب با کمال مسرت خواهم آمد و خواهم خواند و چه بسا از شدت ذوق، یک دور هم در اتاق راه بروم و اگر بسیار خوشمان آمد، شاید نامهی دوم نیز در کار باشد. (به کاتبان بسپارید این بخش اخر را حذف بنمایند از سر دلسیری گفتیم)
«*سرفه و صاف کردن صدا »کجا بودیم؟
بعد از اتمام تاریخ نامه نگاری با خجالت و شرمندگی نه پارتی پذیرفته میشود، نه رشوه، نه حتی گریه و زاری پشت درِ اندرونی.
باشد که این نامه ها میان ما رفت و آمد کنند، دل ها شاد شوند و پستچی بیچاره نیز بیش از این در این مملکت زخمت نکشد.
با احترام و اندکی ارادت
نبات المکِ نامه نگار🍬
Repost from N/a
درود. این پیام رو فوروارد کنید تا بگم روحتون متعلق به کدوم شهر یا کشوره.
با خودکار نقره ای متنی که قرار بود تو دیکته سرکلاس بنویسه تو خونه نوشته بعد سرکلاس با خودکار آبی از روش پر رنگ کرده😂🗿امان از این بچه ها
Repost from ✧𝐒𝐚𝐦𝐚𝐫𝐭✧ִֶָ آموزش نقاشی
و در آخر دستهایی که سال ها خلق کردن، فهمیدن: هنر برای دیده شدن نیست، برای حس شدن است :))👾
اگه همیشه فقط به اون حادثه فکر کنی، هیچوقت نمیتونی چیزی رو عوض کنی، ولی اگه حسرتای تو بتونن کمکت کنن راجع به انسان بودن چیز مهمی بفهمی، پس اون تجربه و اون حسرت، بی خودی هدر نرفته و زندگیت به لطف اون اتفاق بهتر و قوی تر میشه.
حتی وقتی بزرگ میشیم، بازم ممکنه سر چیزایی که قبلا اتفاق افتادن حسرت بخوریم. برامون سوال پیش میاد چرا اوندفعه کاری که دلم بهم گفته بود رو انجام ندادم؟ اگه هرکسی یه نگاه جدی به گذشته و زندگیش بندازه، میتونه حداقل یکی دوتا چیز اینطوری پیدا کنه.
هرچی بزرگتر میشیم، اتفاقات بزرگتری میافتن که سخت تر میشه اونارو درست کرد، و نسبت به زمانی که بچه بودیم بیشتر احساس حسرت میکنیم.
