عِرف
رفتن به کانال در Telegram
صفحهای برای من جایی برای ثبتهام و حرفها. @itsserfann_bot :جاحرفی «أبْوترابْ»
نمایش بیشتر510
مشترکین
+324 ساعت
+47 روز
+2630 روز
آرشیو پست ها
512
از تمام رابطهام با بچهها و آدمبزرگها یک چیز را خوب فهمیدم. آدمها برای "توجه" میمیرند. و اگر درست و به موقع بهشان توجه نشود، حاضراند دست به هرکاری بزنند، تا توجهی که میخواهند را به دست بیاورند.
512
جهانِ سراسر بورژوازی شده قدرت تصمیمگیری را از بشر میگیرد. آن را در دنیای پوچ خود دفن میکند و سوژگی انسان ِ پست مدرن را تا حد امکان سرکوب میکند. انسان امروز تا یک جایی میتوانست ابژه نظام سرمایه باشد، تا زمانی که جنگ غزه فرا رسید. اینجا جایی در سرزمین زیتون واژه ها معانی خود را از دست میدهند. هر روز یک خون جدید یک جنایت جدید. تاریخ تکرار میشود اینبار بروزتر و امروزیتر همراه با آخرین تکنولوژی رسانهای همه در خدمت ابلیس زمان. اگر بعد این همه ماجرا نفهمیدی دیگر بعید است که بفهمی. سرزمین زیتون نمادیست میان ِ تمدن و توحش جهان پستمدرنیسم. با تمام شعار های لیبرال دمکراسی اسراییل نماد غرب بدون روتوش است.
512
نزدیک است بسیار از هر چه که در زندگی ام بوده. اصیل است. تقلبی نیست و این بیشتر او را دوست داشتنی تر میکند، البته نه فقط برای من برای تمام آدم هایی که در زندگیشان هست هم همینطور است.
در لابهلای افکارم زندگی میکند. از تسلطی که به تمام زندگیام پیدا کرده بیشتر مرا میترساند. از تسلطی که به افکارم دارد به فکر های قبل از خواب و به زندگی روزمرهام.
در صفحات کتابی که میخوانم انگار تجلی از او را در شخصیت کتاب پیدا میکنم. ابعادی از من برایش پر میکشند که اصلا فکر نمیکردم وجود داشته باشند.
فکر میکنم خاصیت زندگی همین باشد. ترسناک، هراس انگیز اما مطلوب. انگار باید باشد.
