fa
Feedback
عِرف

عِرف

رفتن به کانال در Telegram

صفحه‌ای برای من جایی برای ثبت‌هام و حرف‌ها. @itsserfann_bot :جاحرفی «أبْوترابْ»

نمایش بیشتر
506
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
+2430 روز
آرشیو پست ها
احیای سوژه بعد از ترور قاسم سلیمانی سوژه نماد امنیتی خلل ناپذیر ایران در هم شکست. ترور سردار نه صرفا حذف یک شخصیت نظامی بلکه نفوذ به امنیت ملی ایران در آشوب منطقه بود. به همین دلیل بود مخالفان نظام سال‌ها بعد همچنان از آن ترور به عنوان بزرگترین دستاورد خود یاد می‌کند. سکوت در برابر ترور بزرگترین شخصیت نظامی ـ سیاسی ایران و عدم پاسخ‌ بازدارنده باعث رفتار یاغی غرب در قبال ایران شد و ما همچنان معتقد بر آن بودیم که وارد تله تنش نخواهیم شد. نتیجه چه شد؟ بحران و شورش‌های ۴۰۱ و ۴۰۴. گسست اجتماعی، ترور سیاسیون، نظامیون و دانشمندان، تعرض به مراکز دیپلماتیک ایران و در نتیجه دو جنگ. مشکل این نیست که ما وارد تله تنش نمی‌شویم، مشکل آن است که هنوز ما جنگ را باور نکرده‌ایم، تا اینکه بالاخره رهبر ایران در تهران ترور شد تا شاید ما با خون او بیدار شویم. اما حالا به تشییع پیکر او می‌رسیم. اگر برای هر کدام از ما ایران و امنیت‌ملی آن و تمامیت ارضی آن مهم است باید تشییع او را جدی بگیریم تا دوباره «نماد حکمرانی ایران احیا شود». سوژه ایرانی دوباره نیاز دارد سوژگی خود را در برابر ابژه دیکته کند. سوژه ایرانی باید به این درک و بلوغ سیاسی برسد که در وهله اول نیاز ندارد طرفدار جمهوری اسلامی باشد یا مخالف او. باورمند به لیبرالیسم باشد یا اسلام سیاسی و یا هر مکتب دیگری. سوژه ایرانی باید به دنبال احیای نماد حکمرانی باشد تا اینکه چهره دولت شکسته خورده نمایش داده شود.

با من بنشین از خیالت بگو.

آرنت مفهومی دارد به نام ابتذال شر یعنی شر چنان می‌تواند عادی بشود که مردم معمولی آن را بپذیرند و قبول کنند. و اما مولای ما حسین‌بن‌علی جایی هزاران سال پیش در میان کفر و شیاطین بزرگترین نه به زیست عادی بشر را گفت. این نه بزرگ به بلندای طول تاریخ است. این نه گفتن به زندگی با شر زمان است. جایی از صحرای نینوا به همه‌ی تاریخ است. و حالا ببین ما را. ما کشتگان در راه توییم، ما نمازگزارن راه توییم. ما بیعت‌نامه پاره کرده‌ایم و از تو یاد گرفته‌ایم نه گفتن را. یا‌حسین این لشگر میدان دیده بر تو گریه می‌کند. بر مولای خودش اشک می‌ریزد. اینها همه از اصحاب‌تواند. یا‌حسین ما داغ رهبر دیده‌ایم، کودکان لب‌تشنه دیده‌ایم ما فهمیده‌ایم ندای هل من ناصر ینصرنی تو را. یا‌حسین ما را به جان و‌ مال اولادمان امتحان کرده‌اند. هر چه از ما کشته‌اند را فدای تو کرده‌ایم بپذیر از ما. یاحسین ما نیز کودکان خود را خاک کرده‌ایم در گور‌های موازی به لطف نامه‌هایی که برای شمر زمان نوشتند. ما کشتگان این راهیم ما کشتگان توییم. ما از تو یاد گرفته‌ایم عادی نشویم حتی اگر از ما هفتاد‌ و‌ دو نفر باقی بماند.

قَتیلُ الغُربَة کشته‌شده در دیار غربت و دور از وطن.

وَ ماه در کربلا غروب کرد.

صَلّى اللهُ عَلَیْکَ یا أباعبدالله ما هر چه شنیده بودیم را در این ایام دیدیم. از بس هزاران سال آمده‌ایم و کمی شبیه شما شده‌ایم. هلهله شیاطین را شنیدیم. دست بریده را دیدیم. سر از تن جدا شده را دیدیم. قحطی آب را دیدیم. اشک مادران را در فراق فرزندان را به چشم دیدیم. ما داغ رهبر و ولی دیده‌ایم. ما علمدار و سردار آورده‌ایم. چند مدرسه کودک آورده‌ایم. ما همانیم که سلمان به پیغمبر وعده داد. آبرو گذاشته‌ایم بخر ما را. به راستی که كُلّ يَوْم عَاشورَاء، وَكُل أَرْضٍ كَرْبَلَاءُ.

غمت غلیظ‌ترین کام است./
+1
غمت غلیظ‌ترین کام است./

دعواهای سیاسیتون رو بزارید برای یوقت دیگه، برید این مقاله رابرت کاگان پدر نئوکان‌های آمریکایی رو بخونید. Trump’s Endgame Is Surrender - The Atlantic https://www.theatlantic.com/international/2026/05/trump-surrender-iran-endgame/687252/

وَ حسین، وارث آدم که به بنی‌آدم زیستن داد. و وارث پیامبران بزرگ که به انسان چگونه باید زیست را آموختند. اکنون آمده است تا در این روزگار به فرزندان آدم چگونه باید مُرد را بیاموزد. حسین آموخت که مرگ سیاه سرنوشت شوم مردم زبونی است که به ننگی تن می‌دهند تا زنده بمانند. کسانی که گستاخی آن را ندارند که شهادت را انتخاب کنند، مرگ آنان را انتخاب خواهد کرد. - حسین وارث آدم / علی شریعتی.

حالا باز هم محرم به موقع رسید. اشک‌های نریخته زیادی را در سینه انباشته‌ایم، غم زیادی به سمت چپ سینه‌مان فشار آورده و هر شب به خاطر شهیدی، عزیزی و مولایمان بهانه داریم اشک بریزیم. حالا باید بلند شویم و لباس‌های مشکی خود را دوباره بیرون بیاوریم. ما عزا و عزاداری زیادی داریم. مولایمان حسین (ع) دارد با کاروان می‌آید. گریه‌های نکرده خود را به این شب‌ها رساندیم. کار زیادی داریم. باید کسی را بدرقه کنیم. وقت اشک ریختن برای شما رسیده.

محرم می‌رسد جای تو خالی‌ست.

نیستی عزیز من نبودنت دارد بیشتر خودش را نشان می‌دهد و من دارم با این کنار می‌آیم. این اوضاع احوال را دوست ندارم، نمیخواهم قبول کنم که دیگر نیستی‌. دیگر قرار نیست ببینمت. باید دوست داشتنت را حبس کنم جایی میان سمت چپ سینه‌ام برای ابد، برای روزی که شاید تو را دیدم. تا آن لحظه همیشه دوستت خواهم داشت. عزیز دور افتاده من فراموشت نخواهم کرد.

اگر فردا بدون من شروع کردی بدان که دوستت داشتم.