187
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
-830 روز
آرشیو پست ها
187
عزیزکرده،توحتیمراازآغوشِآخرتدریغکردی،
آخریندیدارمانباتنِبیجانتبود.
تنتسردوبیروحبود،غرقدرخون.
دیگرتنت،بویحیاتنمیداد،بویخونمیداد.
لبانِسرختکههرباربوسیدنشانزندگیِدوبارهرابهمن
هدیهمیداد،انگارکهتمامِزیباییهایدنیادرآنلحظهخلاصه
میشد،دیگرگرمایقبلرانداشت.
دیگربوسیدنشان،عمریدوبارهبهمننمیداد.
بعدازرفتنت،لبانملبهایدیگریرالمسنکرد،
عشقراتجربهنکرد.دوستداشتنراچرا،اماعشق؟
گاهدلتنگتمیشوم،واینحقِمناست،امادیگر
عاشقِخودتهمنیستم.
حتیذرهای!
اینتوبودیکهرفتیوباخرواریازرویاهاییکهباهمداشتیم،
آرزوهاییکهکردیموخاطراتمان،تنهاگذاشتی.
ممکنهگاهدلتنگتشوم،اماهرگزدیگردوستتنخواهمداشت.
نهایندنیا،نهدنیایدیگری.
دیگریادآوریِسالگردت،اینکهسهسالازنبودتمیگذرد،
قلبمرابهدردنمیآورد!
حسیرادرمنبیدارنمیکند.
آنحس،باجسمِبیجانت،زیرِخروارهاخاک،دفنشد.
سومینسالگردتدرجسمِجدید،وشروعیبیمن،مبارک!
187
1:05
باورکن،کهدستاممیلرزن
اینآدمابیرحمن،اینوفقطبهتومیگم
بهآخررسیدم،دیگه،طاقتندارم
همشفکروخیالم،اینوفقطبهتومیگم
کهخستم.
