fa
Feedback
موّاج

موّاج

رفتن به کانال در Telegram

مامانِ پین‌پین🐇 دانش‌آموخته‌ی محیط زیست ساکن بلاد کفر

نمایش بیشتر
1 030
مشترکین
-224 ساعت
-137 روز
-2930 روز

در حال بارگیری داده...

جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+2
در 0 کانال‌ها
اوت '26
+44
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '26
+32
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '26
+70
در 7 کانال‌ها
Get PRO
مه '26
+28
در 5 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+17
در 3 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+9
در 4 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+92
در 13 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+100
در 15 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+98
در 9 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+75
در 20 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+128
در 19 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+156
در 20 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+160
در 43 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+209
در 12 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+19
در 9 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+142
در 18 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+83
در 12 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+83
در 25 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+51
در 13 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+375
در 29 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+79
در 7 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+56
در 6 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+38
در 6 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+50
در 8 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+125
در 7 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '240
در 8 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+45
در 5 کانال‌ها
Get PRO
مه '240
در 4 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+28
در 4 کانال‌ها
Get PRO
مارس '240
در 6 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+97
در 5 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
02 سپتامبر+1
01 سپتامبر+1
پست‌های کانال
یکی از مدیرامون یکی از پسرا رو (که من خیلی دوسش دارم، و تازگیا هم شیفتاشو کاور کردم) بولی کرد. منم اونجا بودم و پشت پسره در اومدم! آخر امروز همه میرن خونه و فقط من و این مدیره میمونیم. خواهیم دید چه میشود!

2
شاید بگید تو که چند ماه پیش گفتی مصاحبه گرفتی و قراره شغلتو عوض کنی؟ اونا پروژه‌شونو فرستادن فاند بگیره، نمیدونم جوابش چی میشه. منم خداییش از بعد اون، دل به اپلای برای شغل‌های دیگه ندادم. گرچه که باید میدادم و نباید چند ماه از عمرم رو در انتظار فاند گرفتن یا نگرفتن اونا حروم میکردم. ولی حقیقتا نشد که بشه.
213
3
این روزها شاید کمی بیشتر از قبل «حس» میکنم. همیشه چیزها رو چند برابر حس میکردم و حالا به نظرم این مساله بیشتر هم شده. یکی از همکارای خیلی خوب‌مون داره میره، ناراحتم. خیلی ناراحت. و از ته دل آرزو میکنم نفر بعدی من باشم، به سمت یه شغل بهتر.
213
4
ای آخوند مادرجنده.
204
5
جاوید شاه.
234
6
دل‌مون برا هم تنگ میشه ولی انقدر زخم‌ میتراشید که مطمئنم تراپیستم به وعده دیدارتون میگه نه:)
250
7
آدما میگن «آخ آره حتما باید با هم بریم» و بعدش تنهایی میرن همونجا.
314
8
امروز شیفتم وسط ظهر تموم میشد، خیلی خوشحال بودم که دارم میرم خونه. یهو دیدم مدیر اصلی‌مون _ که خیلی دوسش دارم_ حالش خیلی بد شده‌. بهش گفتم اگه میخوای بری خونه یا بری بیمارستان، من اضافه‌تر میمونم که نفر کم نیاریم. خلاصه تا ساعت هفت شب موندم مدیرمون رو کاور کردم. الان یکی دیگه از همکارام پیام داده که حالم بده _ راست میگه واقعا مریضه طفلک_ میشه فردا شیفت هفت صبح منو کاور کنی؟ خلاصه که تا هفت شب یکی رو کاور میکنیم، از هفت صبح اون یکی رو! نگار کاور، یاور همیشگی همکاران در زمان مریضی!
317
9
سرکار خیلی روز بدی داشتم، اومدم تو دسشویی یه دقیقه مخم استراحت کنه، یه پیام دیدم حالم سه برابر بدتر شد.
312
10
از وقتی باهاش آشنا شدم، روانیِ ایران بود. انقدر ایران ایران میکرد که همه‌مون خسته میشدیم. از همه هم بیشتر میرفت ایران! همیشه میگفت «فقط منتظرم پاس بیریتیشم بیاد، برمیگردم ایران!» خلاصه! مهمونی امشب به مناسبت اومدن پاس بیریتیش ایشون بود. اتفاقا همین چند وقت پیشا هم ایران بود. من تو اتاق دراز کشیده بودم و صحبتای آدما از سالن پذیرایی رو میشنیدم. داشت میگفت: من که دیگه نمیرم ایران. برم ایران چیکار کنم داداش؟ همه رفیقام مردن! اگه ۳۰ روز هم ایران بمونم، باید تمامش رو از سر خاک این یکی، برم سر خاک اون یکی. راستی دقیقا امشب تولد شهرامه. خدا بیامرزتش. ببین ایران که میری، دیگه مثل قبل نیست، اعصابت خرد میشه. میری صف نونوایی یکی میگه داداش این دو تا نون منو حساب میکنی؟ میری سوپری یکی میاد میگه این روغنو برام میخری؟ تعدادش خیلی بیشتر از قبل شده! اون همچنان داشت میگفت، منم تو تاریکی اتاق دراز کشیده بودم و اشک میریختم.
339
11
اومدم براتون تعریف کنم که امشب مهمونی بودیم، یه خانمی رو برا بار اول میدیدم. گفت چند سالته؟ گفتم متولد ۷۹م. باور نکرد و اصرار داشت که نه بابا سن تو خیلی بیشتره! بعد من و قلی بهش گفتیم: ممنون! تو اولین کسی هستی که سن منو بیشتر گفتی. همه میگن خیلی کمتره و قبلا فک میکردن قلی پدوفیله و ... میدونید چی گفت؟ گفت نه آخه ماها که صورت‌مون گرده و خودمون تپلیم، سن‌مون بیشتر به نظر میاد! یعنی تو یه جمله هم سن ما رو کشید بالا، هم بهمون گفت چاق! حسود پلاستیکی به روایت تصویر. اومدم اینو بگم، دیدم همه تو چنل‌هاتون نوشتید وحید جان سلام دوباره!
320
12
از استوری اینستاگرامم: این روزها مدام از هم‌قطارانم یک سوال تکراری میپرسم، از آدم‌هایی که سالهای غربت‌خوردگی‌شان از من خیلی بیشتر است: آیا هرگز جایی دوباره وطن میشود؟ همه‌شان میگویند نه:) روزی که سوار هواپیمایِ عزیزِ لعنتی‌ت شدی، بدان عزیزکم! بدان که هرگز حس یکدستی نخواهی نداشت، مگر در جمع کوچیک ایرانیان خارج از کشور. ایران بروی، تو دیگر آدم سابق نیستی. دیگر وقتی سوار مترو شوی، حس نمیکنی جزئی از یک کل هستی و شبیه بقیه. اینجا هم بمانی، تو یکی از آنها نیستی و احتمالا هرگز نمیشوی و کاش نخواهی هم بشوی. قاصدک میشوی، بی‌موطن! و وطنت میشوند قاصدک‌های دیگرِ پخش و پلا در هوا!
322
13
همسایه‌های خیلی خوب و عزیزمون دارن میرن یه شهر دیگه. امشب اومدن برای خدافظی، عین سگ ناراحتم. پینات عاشق‌شون بود.
406
14
ویدیویی که از رقص خودم تو اینستاگرام گذاشتم، در حالیه که من هفتاد و چند کیلو هستم. شکم دارم و از همه‌ی عمرم هم شکمم بزرگ‌تره. هم تو پریودم و هم تو بیشترین وزن و سایز عمرم. وقتی اون ویدیو رو نگاه میکنم، به نظرم نمیاد که إی وای! چه شکم گنده‌ای. مطمئنم به نظر خیلیا ممکنه بیاد، ولی نه آدمای مهم زندگی منن، و نه «هرگز» بهشون اجازه میدم دهن گشادشونو باز کنن و در مورد بدنم نظر بدن (کسشر بگن). این روزا، خیلی پیش اومد که رفتم تو عکسای چند سال پیشم گشتم، و پشمام ریخت از اینکه چه قدر لاغر بودم. توی چندتا عکس، حتی یک لحظه به نظر خودم اومد که وای چه کوچولو و پوست و استخوون بودم! نکته جالب قضیه میدونید چیه؟ اینه که همون موقع هم اگه به من میگفتید نظرت راجب بدنت چیه؟ میگفتم باید لاغر شم! باید ۵۳ کیلو بشم! باید شکمم آب شه! یعنی در تمام ادوار دوران‌ها، به جز همون یک باری که ۵۳ کیلو بودم، هیچوقت یادم نمیاد از بدن خودم راضی بوده باشم! هیچوقت یادم نمیاد گفته باشم الان هیکلم خوبه، لازم نیست تغییری بکنه. هیچوقت یادم نمیاد خوشحال بوده باشم و راضی از بدنی که توشم. در احساس من، تبلیغات و فضای جامعه هم نقش داشتن. مربی باشگاهی که مدام میگفت باید از شکمت بدت بیاد هم نقش داشت. معیارهای سختگیرانه خانواده‌ هم نقش داشت. ترس‌های ژنتیکی هم. ولی من بدن خوبی داشتم. بدنی سالم، که هر روز تا کرج میرفت و برمیگشت و ورزش میکرد و میرقصید. ادامه داره
441
15
زیرساخت براشون خونه شمخانی و لاریجانی بود عزیزم. برا همین الان خفه خون گرفتن
زیرساخت براشون خونه شمخانی و لاریجانی بود عزیزم. برا همین الان خفه خون گرفتن
349
16
۴۶ ساله رفته هنوز زنده و مجسمه تو تاریخ کشورمون. حتی دشمناش بهش میگن شاه. اون مرتیکه جنایت کار کمتر از ۶ ماهه نابود شده از روز اول هم طرفداراش جشن میگرفتن هم دشمناش. انگار هیچوقت نبوده.
372
17
دیروز مربیم فیلم رقص منو پست کرد تو اینستاگرام خودش:) فیلم‌هایی که از شاگرداش پست میکنه همه خیلی حرفه‌ای، قشنگ، تمیز، با لباس زیبا و مناسب، با دوربین خوب و ... هست. الان منم با یه آهنگ بی‌ربط، دوربین داغون گوشیم، لباس معمولی و کفش آل‌استار وسط پیجشم:) خیلی خوشحالم که رقصم به اندازه رقص بقیه شاگرداش به چشمش حرفه‌ای اومده که پستم کرده:) این موفقیت رو به تمامی ممبرهای عزیز موّاج که شاهد تقلاهای اینجانب برای رقصیدن بودن شادباش میگم.
406
18
روز پنجم باشگاه سه بار پل زدم، به نظر چت جی‌پی‌تی که بهتر شده. کیف داد. رقصیدم.
روز پنجم باشگاه سه بار پل زدم، به نظر چت جی‌پی‌تی که بهتر شده. کیف داد. رقصیدم.
410
19
من برا اینکه برم کلاس رقصم، دقیقا همین کارو میکردم. ارم سبز پیاده میشدم، از زیر اون دوتا پل میرفتم سمت اکباتان. آفر ویژه من به شما اینه که متروی اکباتان رو پیاده شید نه ارم سبز رو.
354
20
وظیفه منه که به همه،این تجربه رو بگم. دخترای تهران وکرج خصوصا حواستون باشه💔
وظیفه منه که به همه،این تجربه رو بگم. دخترای تهران وکرج خصوصا حواستون باشه💔
382