fa
Feedback
مَن

مَن

رفتن به کانال در Telegram

_در حال تکامل... سامانه پاسخگویی: http://t.me/HidenChat_Bot?start=1104465047

نمایش بیشتر
185
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-57 روز
-2230 روز
آرشیو پست ها
ولی تحقیقات اینو نمیگه👀

تو این مثال دروغی گفته نشده! شما برای اینکه روان پارتنرتون بهم نریزه بخشی از حقیقت رو نگفتین.
تو این مثال دروغی گفته نشده! شما برای اینکه روان پارتنرتون بهم نریزه بخشی از حقیقت رو نگفتین.

این کار از نظر شما:
Anonymous voting

اون شب هیچ اتفاق خاصی بین شما و اون فرد نمیوفته! فرداش پارتنرتون ازتون میپرسه مهمونی چطور بود؟ شما میگین خوب بود و اشاره ای به حضور اون فرد نمیکنین.

شما میرید یک مهمونی پارتنرتون هم خبر داره که یک مهمونی هستین. اونجا به طور اتفاقی متوجه میشید فردی که قبلا باهاش تو رابطه بود
شما میرید یک مهمونی پارتنرتون هم خبر داره که یک مهمونی هستین. اونجا به طور اتفاقی متوجه میشید فردی که قبلا باهاش تو رابطه بودین یا یک علاقه ای بینتون بوده هم حضور داره!

قبل از اینکه ببینیم تحقیقات درمورد این موضوع چی گفتن،واسه درک بهتر موقعیت یه مثال میزنم👀

پس موضوع بحث امشب: نگفتن همان دروغ گفتن است یا جز راست نباید گفت هر راست نشاید گفت.

تا اینکه چند وقت پیش یه روانشناسی سر یک موضوعی که داشتیم باهمدیگه بحث میکردیم وسط جملش گفت امیر پارسا "جز راست نباید گفت و هر راست نشاید گفت" یعنی نباید دروغ بگی هر راستی رو هم نباید بگی. با خودم گفتم عه این یعنی چی!من اینو قبول ندارم.من میگم "نگفتن همان دروغ گفتن است قدری کثیف تر" اینکه داری میگه کاملا در تضاده با اون چیزی که من باهاش بزرگ شدم.

به مرور این موضوع بزرگ ترین ترس من در رابطه بود! که همه چی رو باید بدونم. که "نگفتن همان دروغ گفتن است قدری کثیف تر" آدم باید بگه همه چیو. از وقتی وارد جامعه شدم،وارد رابطه شدم،یسری چیزارو تجربه کردم همیشه این چالش و داشتم که آقا باید به من بگی؛قبل از اینکه خودم بفهمم بهم بگو من همه چیرو خودم باید بدونم! بگو حتی اگه ناراحت میشم ولی بهم بگو... و با این فرمون پیش میرفتم و خیلی به چالشای مختلفی برمیخوردم همیشه

یه دیواری روبه‌روی من بود که رو اون دیوار یه تابلو بود که من از وقتی که خوندن رو یاد گرفتم اون تابلو رو یادمه که بود. و رو اون تابلو چی نوشته بود؟ نوشته بود "نگفتن همان دروغ گفتن است قدری کثیف تر" و من این‌ جمله رو به وضوح یادمه چون از بین تمام تابلو های روی دیوار این یدونه رو من خیلی خوشم می‌اومد.

امیر پارسا نشاط: میخوام براتون یه چیزی تعریف کنم پس تا آخرش و بخونید چون خیلی جالبه و به دردتون میخوره! من اونموقع که با خانواده زندگی میکردم هرموقع که حوصلم سر میرفت میرفتم تو اتاق مامانم اینا رو تخت میوفتادم و من همینجوری که رو تخت بودم و مامانم مثلا داشت آرایش اینا میکرد من رو تخت می‌افتادم و باهاش صحبت میکردم.

مدت زمان مطالعه 2_3 دقیقه #آزیتالیسم

بعد از مدتها هستین برای هشتگ جدید؟
Anonymous voting

Doechii - Anxiety (Lyrics).mp39.44 MB

مغزم اونقدر بلند داد و فریاد میکشه که صدای قلبم رو نمیتونم بشنوم.

مورد علاقه

برده های هورمونی

فکر کنید امروز ۱۶ اسفنده دیروز حوصله نداشتم