مَن
Ir al canal en Telegram
_در حال تکامل... سامانه پاسخگویی: http://t.me/HidenChat_Bot?start=1104465047
Mostrar más185
Suscriptores
Sin datos24 horas
-57 días
-2230 días
Archivo de publicaciones
185
اون شب هیچ اتفاق خاصی بین شما و اون فرد نمیوفته!
فرداش پارتنرتون ازتون میپرسه مهمونی چطور بود؟
شما میگین خوب بود و اشاره ای به حضور اون فرد نمیکنین.
185
شما میرید یک مهمونی
پارتنرتون هم خبر داره که یک مهمونی هستین.
اونجا به طور اتفاقی متوجه میشید فردی که قبلا باهاش تو رابطه بودین یا یک علاقه ای بینتون بوده هم حضور داره!
185
تا اینکه چند وقت پیش یه روانشناسی سر یک موضوعی که داشتیم باهمدیگه بحث میکردیم وسط جملش گفت امیر پارسا "جز راست نباید گفت و هر راست نشاید گفت"
یعنی نباید دروغ بگی هر راستی رو هم نباید بگی.
با خودم گفتم عه این یعنی چی!من اینو قبول ندارم.من میگم "نگفتن همان دروغ گفتن است قدری کثیف تر" اینکه داری میگه کاملا در تضاده با اون چیزی که من باهاش بزرگ شدم.
185
به مرور این موضوع بزرگ ترین ترس من در رابطه بود!
که همه چی رو باید بدونم.
که "نگفتن همان دروغ گفتن است قدری کثیف تر" آدم باید بگه همه چیو.
از وقتی وارد جامعه شدم،وارد رابطه شدم،یسری چیزارو تجربه کردم همیشه این چالش و داشتم که آقا باید به من بگی؛قبل از اینکه خودم بفهمم بهم بگو من همه چیرو خودم باید بدونم!
بگو حتی اگه ناراحت میشم ولی بهم بگو...
و با این فرمون پیش میرفتم و خیلی به چالشای مختلفی برمیخوردم همیشه
185
یه دیواری روبهروی من بود که رو اون دیوار یه تابلو بود که من از وقتی که خوندن رو یاد گرفتم اون تابلو رو یادمه که بود.
و رو اون تابلو چی نوشته بود؟
نوشته بود
"نگفتن همان دروغ گفتن است قدری کثیف تر"
و من این جمله رو به وضوح یادمه چون از بین تمام تابلو های روی دیوار این یدونه رو من خیلی خوشم میاومد.
185
امیر پارسا نشاط:
میخوام براتون یه چیزی تعریف کنم پس تا آخرش و بخونید چون خیلی جالبه و به دردتون میخوره!
من اونموقع که با خانواده زندگی میکردم هرموقع که حوصلم سر میرفت میرفتم تو اتاق مامانم اینا رو تخت میوفتادم و من همینجوری که رو تخت بودم و مامانم مثلا داشت آرایش اینا میکرد من رو تخت میافتادم و باهاش صحبت میکردم.
