fa
Feedback
Reference Library

Reference Library

رفتن به کانال در Telegram

کتابخانه مرجع مرجع تخصصی کتاب آگاهی است که طغیان میکند چنل آرشیو کتب: @BOOKzMA

نمایش بیشتر

📈 تحلیل کانال تلگرام Reference Library

کانال Reference Library (@referencelibrary) در بخش زبانی فارسی بازیگری فعال است. در حال حاضر جامعه شامل 27 195 مشترک است و جایگاه 1 185 را در دسته کتب و رتبه 12 634 را در منطقه إيران دارد.

📊 شاخص‌های مخاطب و پویایی

از زمان ایجاد در невідомо، پروژه رشد سریعی داشته و 27 195 مشترک جذب کرده است.

بر اساس آخرین داده‌ها در تاریخ 10 سپتامبر, 2026، کانال فعالیت پایداری دارد. در ۳۰ روز گذشته تغییر اعضا برابر 194 و در ۲۴ ساعت گذشته برابر 17 بوده و همچنان دسترسی گسترده‌ای حفظ شده است.

  • وضعیت تأیید: تأیید نشده
  • نرخ تعامل (ER): میانگین تعامل مخاطب 6.94% است و در ۲۴ ساعت نخست پس از انتشار، محتوا معمولاً 4.14% واکنش نسبت به کل مشترکان کسب می‌کند.
  • دسترسی پست‌ها: هر پست به طور میانگین 1 887 بازدید دریافت می‌کند. در اولین روز معمولاً 1 126 بازدید جمع‌آوری می‌شود.
  • واکنش‌ها و تعامل: مخاطبان به‌طور فعال حمایت می‌کنند؛ میانگین واکنش به هر پست 21 است.
  • علایق موضوعی: محتوا بر موضوعات کلیدی مانند سرکوب, چیز, فرد, ایمیل, کس تمرکز دارد.

📝 توضیح و سیاست محتوایی

نویسنده این فضا را محل بیان دیدگاه‌های شخصی توصیف می‌کند:
کتابخانه مرجع مرجع تخصصی کتاب آگاهی است که طغیان میکند چنل آرشیو کتب: @BOOKzMA

به لطف به‌روزرسانی‌های پرتکرار (آخرین داده در تاریخ 11 سپتامبر, 2026)، کانال همواره به‌روز و دارای دسترسی بالاست. تحلیل‌ها نشان می‌دهد مخاطبان به‌طور فعال با محتوا تعامل دارند و آن را به نقطه اثرگذاری مهم در دسته کتب تبدیل کرده‌اند.

Buy Ad
27 195
مشترکین
+1724 ساعت
+987 روز
+19430 روز
آرشیو پست ها
photo content

شاید باورتون نشه، ولی نخ دندون شاید حتی مهم تر از مسباکه :) که خیلی از ما، مثل خودم، نمی‌زنیم. سعی کنیم اونم بزنیم. 💋

پیچیده سخن گفتن و استفاده از کلمات به اصطلاح ( قلمبه سلمبه ) به هیچ عنوان نشان دهنده تفکر عمیق نیست ، نشان این است که نمیخواه
پیچیده سخن گفتن و استفاده از کلمات به اصطلاح ( قلمبه سلمبه ) به هیچ عنوان نشان دهنده تفکر عمیق نیست ، نشان این است که نمیخواهیم دیگران به سادگی بفهمند چه میگوییم تا خود را عمیق تر نشان دهیم ! برگردیم به سال ۱۶۳۵ که آکادمی فرانسه تاسیس شد ، نهادی که وظیفه استاندارد سازی و تنظیم زبان فرانسه را برعهده داشت . در این زمان ، زبان علاوه بر وسیله ارتباطی بخشی از جایگاه اجتماعی و فرهنگی افراد را نیز شامل میشد ، هرچه تسلط بر زبان رسمی دشوار تر میشد ، فاصله میان طبقه تحصیل کرده و عوام بیشتر میشد ! این پیچیدگی را به وضوح میتوان در بخش هایی از فرهنگ فرانسوی دید ، ادبیات - فلسفه - سینما و حتی جالبتر از همه صنعت! در همه این موارد پیچیدگی تبدیل به یک ضرورت ارزشمند میشود ، گویا هرچه چیزی دشوارتر فهمیده شود عمیقتر است از شاهکاری مهندسی به نام کونکورد سخن بگوییم ، هواپیمایی با سرعت مافوق صوت و فوق پیشرفته که از نظر فناوری از زمان خود بسیار جلوتر بود ، اما به زعم هزینه‌ های عملیاتی بالا و نگهداری دشوار که حاصل همان پیچیدگی اش بود ، بازنشسته شد . در فلسفه نیز نمونه های فراوانی می توان یافت ، مثلا نوشته‌ های ژاک دریدا برای بسیاری از خوانندگان چنان پیچیده‌ اند که قابل فهم نیستند ، درحالی که همین مفاهیم میتوانستند به شکل ساده و مستقیم و قابل فهم تری بیان شوند ... در نتیجه ، میان ( پیچیده بودن یک مفهوم ) و ( پیچیده نوشتن درباره یک مفهوم ) فاصله‌ ای است که نباید نادیده گرفت جالب ترین بخش ماجرا ، تأثیر این فرهنگ فرانسوی بر روشنفکران ایرانی باشد ! بخشی از روشنفکران ایرانی که شیفته فضای فکری فرانسه شده بودند ، علاوه بر وارد کردن نظریه های آنها به ایران ، شیوه حرف زدن و نوشتنشان را هم به ارث بردند ، به عبارتی دیگر ژست فرانسوی گرفتند ، حرفهایی پر از اصطلاحات ، پیچیده و گاهی عمدا مبهم ، این بود ژستی که فقط قرار بود نشانه پیچیدگی و فرهیختگی باشد در آن زمان اگر نظریه ای مطرح میشد ، با انبوهی از اصطلاحات توضیح داده می شد و وقتی در واقعیت شکست می خورد ، به جای بازنگری در نظریه ، زبان پیچیده تر میشد ، اینجاست که (پیچیدگی) از یک ویژگی فکری به یک ژست روشنفکرانه تبدیل میشود ، ژستی که اگر مخاطب چیزی از آن نفهمد ، تقصیر خودش است ، نه نویسنده ... از همینجا می‌توان به چهره هایی چون علی شریعتی و جلال آل‌ احمد رسید ، روشنفکرانی که هرکدام به شکلی با فضای فکری چپ ، ضد غرب و فرانسویِ آن دوران درگیر بودند ، و زبان و مفاهیم همان جریانها را وارد ایران کردند ، همه تقریبا میدانیم ، چه اندیشه هایی داشتند ! و میراث فکری شان در نهایت به چه چیزهایی ختم شد ... کافی است یکبار به گذشته نگاه کنیم و ببینیم چگونه پیچیده گویی های بیهوده ، ژست روشنفکری و عمق فکری گاهی چنان در هم آمیختند که دیگر کسی جرئت نمی کرد بپرسد : این همه کلمه و اصطلاح ، دقیقا قرار است چه چیزی را توضیح بدهد؟ قضاوت با شماست

photo content

زنان فراموش شده مریم حسین‌خواه این مجموعه، روایتی از زندگی زنان زندانی عادی و غیرسیاسی است که جز صفحه‌ی حوادث روزنامه‌ها، کمتر جایی ردی از آنها دیده می‌شود. زندگی زنانی که وقتی برای ۴۵ روز در بند عمومی زندان اوین حبس بودم، کنارشان زندگی کردم، قصه‌هایشان را شنیدم و قول دادم که از زندگی‌شان پشت دیوارهای بلند زندان و آنچه بیرون از زندان بر آنها گذشته، بنویسم. از آنهایی که به اتهام قتل دستگیر شده بودند و هرچهارشنبه، چوبه‌ی دارشان را انتظار می‌کشیدند تا آنهایی که به اتهام سرقت و کلاهبرداری و «فحشا» در زندان بودند و بیرون از زندان هیچ‌کس منتظرشان نبود. از همان اولین روزهای پس از آزادی، ماجرای زندگی هرکدام‌شان را بارها و بارها نوشتم و خط زدم و دوباره از اول شروع کردم. هرچه می‌نوشتم، نمی‌توانستم تمام آنچه را در زندان و زندگی با زندانیان زن تجربه کرده بودند، به تصویر بکشم، اما قول داده بودم. قول داده بودم و هربار که یکی‌شان بالای چوبه‌ی دار می‌رفت، خودکشی می‌کرد، یا از سرطانی که در زندان به جانش افتاده بود، می‌مُرد، قولم بیشتر از همیشه روی شانه‌هایم سنگینی می‌کرد. باید می‌نوشتم‌شان و سرانجام وقتی دیدم که توان نوشتن گزارشی از «زندگی‌»‌شان را به‌عنوان یک روزنامه‌نگار ندارم، چشم‌هایم را بستم و فکر کردم همه زندگی‌هایی که این زن‌ها در دوسوی دیوارهای بلند زندان پشت‌سرگذاشته‌اند، فقط یک قصه بوده و همان قصه‌ها را نوشتم. لطفا در صورت امکان برای احترام به خواسته نویسنده و ناشر این کتاب رو از سایت نشر نوگام دانلود کنید www.nogaam.com برای دانلود کتاب اینجا کلیک کنید @ReferenceLibrary

photo content

این مجموعه، روایتی از زندگی زنان زندانی عادی و غیرسیاسی است که جز صفحه‌ی حوادث روزنامه‌ها، کمتر جایی ردی از آنها دیده می‌شود. زندگی زنانی که وقتی برای ۴۵ روز در بند عمومی زندان اوین حبس بودم، کنارشان زندگی کردم، قصه‌هایشان را شنیدم و قول دادم که از زندگی‌شان پشت دیوارهای بلند زندان و آنچه بیرون از زندان بر آنها گذشته، بنویسم. از آنهایی که به اتهام قتل دستگیر شده بودند و هرچهارشنبه، چوبه‌ی دارشان را انتظار می‌کشیدند تا آنهایی که به اتهام سرقت و کلاهبرداری و «فحشا» در زندان بودند و بیرون از زندان هیچ‌کس منتظرشان نبود. زنان فراموش شده مریم حسین‌خواه
از همان اولین روزهای پس از آزادی، ماجرای زندگی هرکدام‌شان را بارها و بارها نوشتم و خط زدم و دوباره از اول شروع کردم. هرچه می‌نوشتم، نمی‌توانستم تمام آنچه را در زندان و زندگی با زندانیان زن تجربه کرده بودند، به تصویر بکشم، اما قول داده بودم. قول داده بودم و هربار که یکی‌شان بالای چوبه‌ی دار می‌رفت، خودکشی می‌کرد، یا از سرطانی که در زندان به جانش افتاده بود، می‌مُرد، قولم بیشتر از همیشه روی شانه‌هایم سنگینی می‌کرد. باید می‌نوشتم‌شان و سرانجام وقتی دیدم که توان نوشتن گزارشی از «زندگی‌»‌شان را به‌عنوان یک روزنامه‌نگار ندارم، چشم‌هایم را بستم و فکر کردم همه زندگی‌هایی که این زن‌ها در دوسوی دیوارهای بلند زندان پشت‌سرگذاشته‌اند، فقط یک قصه بوده و همان قصه‌ها را نوشتم. لطفا در صورت امکان برای احترام به خواسته نویسنده و ناشر این کتاب رو از سایت نشر نوگام دانلود کنید www.nogaam.com
برای دانلود کتاب کلیک کنید. @ReferenceLibrary

اگر به هر دلیلی مسباک نزدی، پاشو بزن 🫵

photo content

سلام و روز بخیر. اگه کسی دانشجوی رشته های وابسته به هنر، به ویژه موسیقی و عکاسی در هر یک از دانشگاه های شهر تهران، اصفهان، شیراز، مشهد و تبریز هست؛ خوشحال میشم یه پیام برام توی پیوی بفرسته. چند سوال داشتم. @BIGi_bulbul

🕊️ مهناز (منیژه) معنوی پرست وصیت‌نامه پیش از اعدام هدفی مقدس داشتم پدر و مادر عزیزم، بالاخره بعد از ... روز حکم‌ام را دادند و گویا به اعدام محکوم شده‌ام. پدر جان، مادر عزیزم، همیشه به داشتن شما افتخار می‌کردم و امیدوارم شما نیز چنین بوده باشید. اگر اذیتتان کردم مرا ببخشید، چرا که من هدفی مقدس داشتم. عزیزانم گفتنی زیاد دارم، ولی دیگر نمی‌توانم چیزی بنویسم، آخرین لحظات را می‌خواهم به یاد خاطرات خوشی که با هم بودیم باشم. خداحافظ عزیزانم، مامان، بابا مجید، مرگ‌گران، مرسده، ... قربان همتان (امضا منیژه) مجید جان، من و تو همیشه خروس جنگی بودیم، ولی عزیزم بدون که دوستت داشتم و دارم. سعی کن در زندگی به چیزهای دیگری هم غیر از موتور و ... بیندیشی. مرگ‌گران، عزیزم، خواهر خوبم، همیشه سنگ صبورم بودی، همیشه از همه جا که ناامید بودم به تو و مرسده پناه می‌بردم. خواهر خوشگل و عزیز من فراموشت نمی‌کنم هرگز، چقدر دوستت دارم. فردا روز تولد تو است و مرا سحرگاه اعدام خواهند کرد. چه می‌دانم شاید هم الان، خلاصه عزیزم امیدوارم سال‌های زیادی در دنیای آزاد بسر بری. مرسده جان، شب تولد تو دادگاهیم کردند، شب تولد مرگ‌گران حکم‌ام را دادند. عزیزم خیلی دوستت داشتم و همیشه به یادت بودم. مرگ‌گران، مرسده نگذارید مامان زیاد ناراحت شود، دلداری‌اش بدهید و نمونه‌های فراوانی دیگر را برایش مثال آورید تا آرام گیرد. به بابا بگویید مرا ببخشد. خیلی دوستش داشتم. منیژه (امضا مجید)

مهناز معنوی پرست نامه خداحافظی قبل از اعدام، پاییز ۱۳۶۰. مهناز معنوی پرست، متولد ۱۳۳۸ در تهران، در دانشکده تربیت معلم تهران د
مهناز معنوی پرست نامه خداحافظی قبل از اعدام، پاییز ۱۳۶۰. مهناز معنوی پرست، متولد ۱۳۳۸ در تهران، در دانشکده تربیت معلم تهران دانشجو بود. پس از انقلاب به سازمان کارگران انقلابی ایران (راه کارگر) پیوست، در شهریور ۱۳۶۰ بازداشت شد و در آبان ۱۳۶۰ در زندان اوین تیرباران شد.

داستان از سال 1294 هـ .ش مصادف با سال قحطی، با گشت و گذار میرزاباقر همراه پسر کوچکش جواد در کوچه پس کوچه های محله عودلجان تهران آغاز می شود. در حین این گردش، در مقابل دیدگان حیرت زده جواد، یکی از اهالی در اثر گرسنگی جان می سپارد به طوریکه کودک دچار تشنج می شود میرزا باقر از ترس وضعیت نامساعد کودک، برای کمک در خانه ای را می زند. از قضا زن زیبارویی به نام عزت که همسر یکی از تجار تهران است، در را می گشاید و بچه را آرام می کند، اما در این حین با اشاراتی از میرزا باقر می خواهد که باز هم به او سر بزند. میرزاباقر متاهل است و با همسرش کبری زندگی میکند، با این وجود، با پیغام مجدد عزت، به خانه او می رود شخصیت های اصلی کتاب شکر تلخ، میرزاباقر و کبری هستند. میرزا مردی شهوت پرست است که برای رسیدن به خواسته های نفسانی از هیچ گونه عملی فرو گذار نیست. در مقابل کبری همسر فداکارش قرار دارد که علی رغم اینکه بی سواد است، می کوشد تا جواد را به مدرسه بفرستد و در بدترین شرایط با فضای حاکم مبارزه می کند او را می توان به عنوان نماد زن سنتی ایران که به سمت تجدد در تکاپوست، معرفی کرد شکر تلخ @ReferenceLibrary

شکر_تلخ جعفر شهری(شهری باف) سه رمان از رمان‌های جعفر شهری یعنی شکر تلخ، گزنه و قلم سرنوشت را باید سه‌گانه‌ای دانست که اولی مر
شکر_تلخ جعفر شهری(شهری باف) سه رمان از رمان‌های جعفر شهری یعنی شکر تلخ، گزنه و قلم سرنوشت را باید سه‌گانه‌ای دانست که اولی مربوط به دوران کودکی نویسنده و رنج‌های مادر وی دومی شرح دوران نوجوانی و سومی مربوط به دوران میان‌سالی اوست. شهری در نوشته‌های خود از واژه‌های گوناگون و اصیل و اصطلاحات تهرانی بهره زیادی می‌گیرد. شکر تلخ و گزنه دو داستان بلند از زندگی تلخ و پررنج و درد خود نویسنده و زنان و مردان جامعۀ تهران اواخر دورۀ قاجار به این سو است. شهری در داستان هایش درون شخصیت های داستان را می کاود و نهفته های آنها را آشکار می کند. نثر او در داستان هایش ساده و روان و تأثیر پذیر از زبان محاوره ای مردم تهران و آکنده از اصطلاح، کنایه، ضرب المثل، لطیفه، پند و اندرز اجتماعی و اخلاقی با قفل وبستی جا افتاده است تصویری که کتاب از ایران و زندگی مردمانش در اواخر دوران قاجار و اوایل پهلوی ارائه میدهد را باید کم نظیر دانست. این کتاب را باید تاریخ شفاهی از فرهنگ و زبان رایج مردم کوچه و بازار در آن دوره دانست. خرافات، مثل ها، رمالی، طب سنتی، نظام زندگی و بسیاری امور دیگر در کتاب به خوبی شرح داده می شود @ReferenceLibrary

درود یکی از بهترین کتاب‌های ایرانی که خوندم و زیاد جایی ندیدم اسمی از این کتاب برده شده باشه رو خدمتتون معرفی میکنم سه کتاب از جعفر شهری اولین کتاب شکر تلخ هست با خوندن این کتاب شما با شرایط اجتماعی ایران در اوخر دوران قاجار و اوایل دوران پهلوی آشنا خواهید شد این کتاب با خوانش جناب آقای ح.پرهام جانی تازه گرفته

photo content

منم همینطور. فقط میتونم دربارش پست بزنم.

من می‌خوام ولی نمی‌تونم برم.

کسی نمیخواد آخر هفته بره منهتن نیویورک؟ میخام یه راهنمای «کتاب‌فروشی گردی تو منهتن» شب بفرستم.

همچنین اگه کتاب میخونید، بیاید گروهمون تا با هم راجب کتاب ها حرف بزنیم D: